--> غدیر




























فَليُبَلِّغِ الحاضِرِالغائِبَ وَالوالِدِ الوَلَدَ الی یُومِ القِيامَة

پس برسانند حاضران غائبان را و پدران فرزندان را تا روز قيامت.
فرازی از خطابه غديرپيامبر خدا (صلی الله عليه وآله)

خطابه غدير تنها خطابه ايست که پيامبر خدا (صلی الله عليه وآله) نه تنها شنيدن و دانستن آنرا برای همگان واجب دانسته اند، بلکه رساندنش به ديگران را نيز بر ما تکليف نموده اند و اين امر در مورد هيچ خطبه ديگری از ايشان سابقه ندارد. وبلاگ عطر غدیر اين جمله را در صدر اساسنامه فعاليتهای خود قرار داده و می کوشد این خطابه که در واقع آخرين خطابه و وصيت نامه رسول خدا (صلی الله عليه وآله) برای تمامي نسل بشر می باشد را بدون هيچ کم و کاست به گوش کسانی که از آن بی خبرند، برساند.

 



 نگاشته شده توسط ru siyah در سه شنبه 9 آبان 1391  ساعت 4:11 PM
نظرات 1 | لینک مطلب




کتاب های دارای شناسه-غدیر

 

رديف

نام كتاب

نويسنده

ناشر

گروه سنی

1

آخرین پیام، بر آخرین پیامبر

سید محمدرضا دین­پرور

کتابخانه­ی ملی ایران

دبیرستان

2

اگر غدیر نبود

احسان پوراسماعیل

دلیل ما

دبیرستان،عموم، دانشجو

3

امامت حضرت علی (ع) در نگاه حدیث غدیر

محمد روحانی

مهام

دانشجو

4

اندیشه­ی غدیر

علی لباف

منیر

دانشجو

5

بر آستان سپیده

محمدباقر انصاری

دلیل

عموم

6

بر آستان مولود کعبه

مجید مسعودی

حمزه

عموم

7

بر آستانه­ی غدیر

محمدهادی قندهاری، محمدتقی نبوی، محمد دولتی

اعراف نور

عموم، دانشجو

8

برکه­ای بر فلک نازد

یحیی مقدسان

دلیل

عموم

9

برکه­ای تا ابدیت

اسماعیل حاجیان

کتابخانه­ی تخصصی امیر المؤمنین علی (ع)

دبیرستان، عموم

10

برکه­ای فراتر از هفت دریا

محمدجواد بهجو

مهام

عموم

11

برکه­ی خوشبختی

حسن تاجری

آفاق

راهنمایی

12

بلندترین داستان غدیر

محمدرضا انصاری

دلیل ما

دبیرستان، دانشجو

13

بیست و سه روز با غدیر

دکتر عدنان درخشان

منیر

دبیرستان

14

پاسداشت غدیر

حامد مهدوی، محمد ابراهیم

دلیل ما

عموم

15

پرتوی از غدیر در کلام امیرالمؤمنین (ع)

سید محمد مجیدی نظامی، حسن عرفان

تک

دبیرستان، دانشجو

16

پیشوای عدالت

مهدی عاصمی

حاذق

دبیرستان، دانشجو

17

پیمان غدیر، بیعت با مهدی (ع)- زرد

سید محمد بنی­هاشمی

منیر

دانشجو

18

پیمان غدیر، بیعت با مهدی (ع)- قرمز

سید محمد بنی­هاشمی

منیر

دانشجو

19

جرعه­ای از زلال غدیر

حسن تاجری

آفاق

راهنمایی، دبیرستان

20

حرفی از هزاران

اصغر صادقی

آفاق

دبیرستان، دانشجو

21

حیات سیاسی امام علی (ع)

دکتر مجید معارف

نبأ

دبیرستان، عموم

22

حیدر (ع)، فاتح خیبر

نادر فضلی

رایحه

عموم

23

در جستجوی جانشین پیامبر

دکتر نادر فضلی

منیر

راهنمایی

24

درس­هایی از خطبه­ی غدیریه

عبد الحسین طالعی

نبأ

دبیرستان

25

دریا در خانه

سعید آل رسول

نیک­معارف

راهنمایی

26

راهی به سوی حقیقت

مقاتل بن عطیه

عطر عترت

عموم

27

روزی که محبت گل کرد

فریبا کلهر

نبأ

ابتدایی

28

روشن­ترین روز خدا

سید مصطفی موسوی گرمارودی

بنیاد بین­المللی غدیر (تاسوعا)

راهنمایی، دبیرستان

29

سایه­بان سیاه، شکیب و شکایت

دکتر نادر فضلی

مکیال

دانشجو

30

سه روز در غدیر

محمدرضا انصاری

مولود کعبه

دبستان (چهارم و پنجم)،  راهنمایی

31

سیره­ی عملی اهل­بیت (ع) - علی (ع)

سیدکاظم ارفع

فیض کاشانی

دبیرستان

32

شاخه­ی طوبا

علی لباف

حنیف

دبیرستان، عموم

33

شعاع نور امامت

محمد انصاری

دلیل ما

دانشجو، دبیران

34

شهابی از دامان خورشید

حسین اثنی عشری

منیر

دانشجو

35

صدای پای تو از غدیر می­آید

علی مهدوی

رایحه

دبیرستان

36

علی (ع) هستی­بخش ایمان

حسین درگاهی، محمد دولتی

نبأ

دبیرستان

37

علی (ع)، معیار کمال

دکتر رجبعلی مظلومی

آفاق

دانشجو

38

علی بن ابی­طالب (ع) و حدیث عمار

حسین غیب غلامی هرساوی

دلیل

عموم

39

علی جانشین به حق پیامبر

دکتر نادر فضلی

منیر

راهنمایی، دبیرستان

40

غدیر در روایت قلم

محمدرضا انصاری

دلیل ما

دانشجو، محقق

41

غدیر در قرآن

علی اکبر تلافی

رایحه

دبیرستان

42

غدیر در نگاه خورشید

مرتضی طاهری

دلیل ما

دانشجو

43

غدیر، چشمه­ای در کویر

مریم نوابی نژاد

نبأ

راهنمایی

44

غدیر، روز بیعت با امام زمان

سید محمد موحد ابطحی

جمکران

عموم

45

غدیر، عید دعا و محبت

عبدالحسین نیشابوری

دلیل ما

عموم

46

فرشته­ها در عید غدیر چه می­کنند؟

بهزاد فیروزمنش

رایحه

آمادگی و اول دبستان

47

قصه­ی آیه­ها

مجتبی آموزگار

زیتون

دبستان

48

قصه­ی غدیر

دکتر نادر فضلی

نبأ

راهنمایی، دبیرستان

49

گزارش لحظه به لحظه از ماجرای مباهله

محمدرضا انصاری

دلیل ما

دبیرستان، عموم، دانشجو

50

گزارش لحظه به لحظه از واقعه­ی غدیر

محمدرضا انصاری

دلیل ما

عموم

51

ما و غدیر

حامدرضا معاونیان

دلیل ما

دانشجو، عموم

52

مظلوم گمشده در سقیفه- 2

علی لباف

منیر

دانشجو، محقق

53

مظلوم گمشده در سقیفه- 3

علی لباف

منیر

دانشجو

54

مظلوم گمشده در سقیفه- 4

علی لباف

منیر

دانشجو

55

معمای نام

علی لباف

منیر

دانشجو

56

موعود غدیر1و2

اصغر صادقی

مهرآوران

آخر دبیرستان، دانشجو

57

مهر حیدر

احمدرضا داوری

حضرت معصومه (ع)

عموم

58

نسیم غدیر

حسین اثنی عشری

منیر

دانشجو

59

نفس­های ماندگار

احسان پور اسماعیل

عروج اندیشه

دبیرستان، عموم

60

ولایت، رمز حیات و جاودانگی

محمد دولتی

توانگران

دبیرستان، عموم

61

هشدار هشیاران

نیره روحی، فاطمه نقیبی

نبأ

دانشجو

62

همیشه درخشان

سیدخلیل سیدزاده

عهد

دبیرستان

63

یادگار غدیر

دکتر نادر فضلی

نیک­معارف

دبیرستان

 

 

دریافت متن قسمت اول Icon دریافت متن قسمت اول  

منبع : http://www.monasebatha.com

 



 نگاشته شده توسط ru siyah در دوشنبه 23 آبان 1390  ساعت 7:49 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



آنچه پیش رو دارید نگاهی است به آیاتی که در خطبه غدیر درباره امامت علی (علیه السلام) و دیگر امامان (علیهم


  حادثه ای رخ داد که می توانست سعادت ابدی بشریت را تضمین کند و برای همیشه , انسانها را از ضلالت و گمراهی نجات بخشد , به این جهت , داستان غدیر یک قصه تاریخی خاص نیست که زمان آن گذشته باشد و همین طور یک حادثه شخصی نیز نیست که پیامبر فقط علی (علیه السلام) را به عنوان وصی خود (آنچنان که شیعیان می گویند) و یا به عنوان محبوب جامعه اسلامی (آنچنان که اهل سنت مدعی هستند) معرفی نموده و در نتیجه تاریخ مصرف آن گذشته باشد , بلکه در غدیر خم تاریخ کل بشریت رقم خورد , چرا که امامت امامان در طول تاریخ مطرح و تبیین شد , حقیقتی که از امیرمومنان آغاز می شود و به مهدی صاحب الزمان (علیه السلام) منتهی می گردد.
در سال دهم هجرت , بعد از اتمام حج , که آن را به نامهای متعددی خوانده اند , همچون « حجه الوداع » و « حجه البلاغ » « حجه الکمال » . « حجه التمام » و حجه الاسلام در « غدیرخم » قبل از « جحفه » که راههای متعددی همچو اهل مدینه , مصر , عراق , از آنجا منشعب و جدا می شود. حادثه ای رخ داد که می توانست سعادت ابدی بشریت را تضمین کند و برای همیشه , انسانها را از ضلالت و گمراهی نجات بخشد , به این جهت , داستان غدیر یک قصه تاریخی خاص نیست که زمان آن گذشته باشد و همین طور یک حادثه شخصی نیز نیست که پیامبر فقط علی (علیه السلام) را به عنوان وصی خود (آنچنان که شیعیان می گویند) و یا به عنوان محبوب جامعه اسلامی (آنچنان که اهل سنت مدعی هستند) معرفی نموده و در نتیجه تاریخ مصرف آن گذشته باشد , بلکه در غدیر خم تاریخ کل بشریت رقم خورد , چرا که امامت امامان در طول تاریخ مطرح و تبیین شد , حقیقتی که از امیرمومنان آغاز می شود و به مهدی صاحب الزمان (علیه السلام) منتهی می گردد.
مخالفان نیز این را به خوبی فهمیده اند. لذا از همان آغاز تلاش کردند(و در حدی موفق شدند) که داستان غدیر را تاویل نمایند , چرا که اگر فقط امامت امیر مومنان بود , ممکن بود به نوعی آن را پذیرا شوند , ولی آنچه ترس داشتندو دارند , ادامه کار , و تداوم امامت و ولایت در طول تاریخ است که سخت مخالفان را خلع سلاح می کرده است . بنابراین به شدت در مقابل آن قرار گرفتند و ازاول زیر بار نرفتندتا جلوی استمرار آن را نیز بگیرند.
و پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) نیز به خوبی به این مسئله توجه داشته لذا تصریح فرمود که امامت ادامه دارد « ...ثم من بعدی علی ولیکم و امامکم بامرالله ربکم ثم الامامه فی ذریتی من ولده الی یوم تلقون الله عز اسمه و رسوله1 سپس بعد از من علی ولی شما و امام شما به فرمان خداست . سپس امامت در نسل من از فرزندان علی تا روزی که خدا و رسولش را ملاقات کنید , می باشد. » .
آنچه پیش رو دارید نگاهی است به آیاتی که در خطبه غدیر درباره امامت علی (علیه السلام) و دیگر امامان (علیهم السلام) مورد استدلال و اشاره قرار گرفته است .

نکاتی از حدیث و حادثه غدیر

یک نگاه اجمالی به خطبه و حدیث غدیر , وقایعی قبل و بعد از آن بخوبی این نکته را روشن می سازد که بحث امامت علی (ع ) و تداوم آن مطرح بوده است به جهت این نکات :
1 ـ پیامبراکرم (صلی الله علیه واله) حدود نودهزار نفر تا یکصد وبیست هزار نفر رادر گرمای شدید در چهار راهی جحفه متوقف ساخت که نشانگر اهمیت مسئله مطرح شده می باشد.
2 ـ خطبه خویش را با ذکر این نکته آغاز می کند که رحلت من نزدیک است و به زودی عوت حق را لبیک می گویم , این خود نشان از آن دارد که در پی مطرح کردن جانشین خویش می باشد.
3 ـ از مردم اقرار و اعتراف گرفت که آنچه را خداوند برای آنان از اعتقادات و احکام و اعمال فرستاده است به آنها ابلاغ نموده و خدا را بر این اقرار شاهد گرفت .
4 ـ حدیث ثقلین را مجددا یادآوری نمود که اگر می خواهید دچار گمراهی نشوید از قرآن و اهل بیت (علیه السلام) جدا نشوید , و این سخن مقدمه ای است برای نکته بعدی .
5 ـ بعدازاین که دست علی (علیه السلام) را بالامی برد واز مردم اقرار می گیرد که خدا و رسولش بر آنان ولایت دارند , می فرماید : « هر کس که من مولای او هستم علی مولای اوست » یعنی همان ولایتی که برای پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) ثبات است , که ولایت زعامت و حکومت بر آنان باشد , برای علی (علیه السلام) نیز ثابت است .
6 ـ جمله « من کنت مولاه و ... » را سه بار و به قول احمد حنبل چهار بار تکرار نمود تا هم تاکیدی شده باشد و هم کسانی که متوجه نشده اند , متوجه شوند.
7 ـ در حق کسانی که ولایت علی (علیه السلام) را بپذیرند دعا , و در حق کسانی که آن را رد کند نفرین نمود.
8 ـ آیات عدیده ای از قرآن ازجمله آیه تبلیغ اکمل و ... , مورد استدلال و استشهاد قرار گرفت که بعدا بیان می شود.
9 ـ تبریک گفتن حاضران و بیعت زن و مرد با امیر مومنان (علیه السلام) و ... همه نشانگر این مطلبند که هدف , معرفی امامت امیرمومنان (علیه السلام) و تداوم آن بوده است .
باتوجه به این نکات سراغ آیاتی می رویم که در خطبه غدیر و بعد از آن مورد استدلال و اشاره قرار گرفته و یا بعد از حادثه نازل شده است .

1 ـ آیه تبلیغ یا اعلام امامت

بعد از ثنا و شتایش الهی فرمود : « فاوحی الی ... « یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس 2 ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است , کاملا (به مردم ) برسان , و اگر نکنی , رسالت او را انجام نداده ای , خداوند تو را از (خطرات احتمالی ) مردم نگاه می دارد » . 3 آنگاه ادامه داد که مردم ! جبرئیل سه بار نازل شده است که خداوند فرمان داده که در میان این جمع برای سفید و سیاه اعلام کنم که : « ان علی بن ابی طالب اخی و وصیی و خلیفتی و الامام بعدی ;4 که به حقیقت علی بن ابی طالب برادر و وصی و جانشین و پیشوای بعد از من است . »
در منابع اهل سنت می خوانیم که این عباس نقل کرده است که آیه « یا ایها الرسول ... » در مورد علی (علیه السلام) نازل شد. خداوند به رسول خدا فرمان داد که در مورد (ولایت ) علی (علیه السلام) تبلیغ نماید. سپس پیامبر خدا دست علی را گرفت و فرمود : هر کس من صاحب اختیار اویم پس علی صاحب اختیار اوست پس خدایا دوست بدار کسی را که او را دوست بدارد و دشمن بدار کسی که او را دشمن بدارد » . 5

2 ـ علی سرپرست شماست

دومین ایه که مورد استشهاد پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) قرار گرفته آیه ولایت است , حضرت فرمود : « و هو ولیکم بعدالله و رسوله , و قد انزل الله تبارک و تعالی بذلک ایه من کتابه ; علی صاحب اختیار و ولی شما است بعد از خدا و رسولش . و در این آیه در قرآنش نازل فرموده است , آنجا که می فرماید : « انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاه و یوتون الزکاه و هم راکعون ;6 سرپرست و ولی شما , تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده اند , همانها که نماز را برپا می دارند , و در حال رکوع , زکات می دهند , » و این علی بن ابی طالب بود که اقامه نماز کرد و زکات (صدقه ) در حال رکوع در راه خدا داد . »7
و ضریس از علی (علیه السلام) نقل نموده که آیه « انما ولیکم الله ... » بر پیامبر نازل شد , حضرت به مسجد وارد شدند درحالی که مردم مشغول نماز بودند , دید سائلی ایستاده است , پیامبر رو به سائل کرد و فرمود : آیا کسی چیزی به تو داده است عرض کرد : نه یا رسول الله جز ان رکوع کننده (به علی (علیه السلام) اشاره کرد) که انگشتر خود را به من داد . » 8
علامه شیخ عبدالحسین امینی شصت و شش نفر از دانشمندان اهل حدیث و استوانه های روایی اهل سنت را با نام و نشانی دقیق کتابهایشان فهرست کرده و متن حدیثی را که حاوی انطباق آیه مذکور با شخص علی (علیه السلام) است از انس بن مالک نقل می کند و در آخر می افزاید : « مضمون این حدیث در این کتابها موجود است و همه آنها تصریح دارند که این آیه در مورد خاتم بخشی حضرت امیرمومنان علی (علیه السلام) در مسجد نبوی نازل گردیده است . » 9
مرتضی را دان ولی اهل ایمان تا ابد
چون زدیوان ابد دارد مثال « انما » 10

3 ـ افشای منافقان

در ادامه می فرماید : « از جبرئیل خواستم که از بیان آیه تبلیغ مرا معذور دارد , چرا که مومنان (راستین ) در اقلیت و منافقان و خدعه گران و... فراوانند چنان که قرآن کریم در باره آنها فرمود : « تقولون بافوا هکم ما لیس لکم به علم و تحسبونه هینا و هو عند الله عظیم ;11 با دهان خود سخنی می گفتید که به آن یقین نداشتید , و آن را کوچک می پنداشتید در حالی که در نزد خدا بزرگ است . » همانهایی که مرا آزار دادند , تا آنجا که مرا اذن (خوش باورم نامیدند)... و خداوند در رد آنها فرمود : « و منهم الذین یوذون النبی و یقولون هو اذن , قل اذن خیرلکم ... ;12 از آنها کسانی هستند که پیامبر(صلی الله علیه واله ) را آزار می دهند , و می گویند « او آدم خوش باوری است ! » بگو « خوش باوربودن او به نفس شماست » .
... اگر بخواهم اسامی تک تک آنها را ببرم می توانم , و اگر به خواهم به شخص آنان اشاره کنم می توانم , ولکن به خدا در امور آنها(و کارهایشان ) به آنها احترام گذاشتم , با این حال آیه تبلیغ را باید به گوش مردم برسانم . » 13
این منافقان همانهایی بودند که بعد از خطبه غدیر و معرفی علی (علیه السلام) به عنوان جانشین پیامبر(صلی الله علیه واله) انواع توطئه ها را برای انحراف خلافت از مسیر اصلی خود و افتادن آن به دست غاصبان به اجرا گذاشتند که به نمونه هایی اشاره می شود.

صحیفه ملعونه اول

دو نفر از منافقین در یک تصمیم اساسی و خطرناک با هم پیمانی بستند و آن این بود که « اگر محمد از دنیا رفت یا کشته شد , نگذاریم خلافت و جانشینی او در اهل بیتش مستقر شود » سه نفر دیگر در این تصمیم با آنها هم پیمان شدند , و اولین قرارداد و معاهده را در کنار کعبه بین خود امضا کردند , و داخل کعبه آن را زیر خاک پنهان نمودند تا سندی برای التزام عملی آنها باشد , یکی از این سه نفر معاذبن جبل بود او گفت : شما مسئله را از جهت قریش حل کنید و من درباره انصار ترتیب امور را خواهم داد » , از آن جا که « سعد بن عباده » رئیس کل انصار بود و او کسی نبود که با غیر علی (علیه السلام) هم پیمان شود , لذا معاذ بن جبل به سراغ بشیر بن سعید , واسیر بن حضیر که هر کدام بر نیمی از انصار یعنی دو طایفه « اوس » و « خزرج » نفوذ و حکومت داشتند , آمد و آن دو را با خود بر سر غصب خلافت هم پیمان نمود . 14

توطئه قتل پیامبر(ص )

نقشه قتل پیامبر(صلی الله علیه واله) بارها به اجرا در آمد , ولی منجر به شکست شد. یک بار در جنگ تبوک و چند بار به وسیله سم و بارها به صورت ترور تدارک دیده شده بود. در حجه الوداع همان پنج نفر اصحاب صحیفه ملعونه , با نه نفر دیگر برای بار آخر نقشه دقیق تری برای قتل حضرت در راه بازگشت از مکه به مدینه کشیدند , و نقشه چنین بود که در محل از پیش تعیین شده ای , در قله کوه « ارشی » کمین کنند وهمین که شتر پیامبر(صلی الله علیه واله) سربالایی کوه را پیمود و در سرازیری قرار گرفت , سنگهای بزرگی را به طرف شتر حضرت رها کنند تا برمد وبا حرکات ناموزون حضرت را به زمین افکند و آنان با استفاده از تاریکی شب به حضرت حمله کند و وی را به قتل برسانند و متواری شوند.
خداوند متعال پیامبرش را از این توطئه آگاه ساخت و وعده حفظ او را داد ـ منافقین که چهارده نفر بودند ـ نقشه خود را عملی ساختند. همین که شتر پیامر(صلی الله علیه واله) به قله کوه رسید و خواست رو به پایین رود , سنگها را رها کردند , پیامبر با یک اشاره به شتر فرمان توقف داد در حالی که حذیفه و عمار , یکی افسار شتر حضرت را در دست داشت و دیگری از پشت سر شتر را حمایت می کرد. با توقف شتر سنگها به سمت پایین کوه رفتند و حضرت سالم ماند. منافقین که از اجرای دقیق نقشه مطمئن بودند , از کمین گاهها بیرون آمدند و با شمشیرهای برهنه به حضرت حمله کردند تا کار را تمام کنند , ولی عمار و حذیفه شمشیر کشیدند و سرانجام آنها را فراری دادند...
صبح روز بعد که نماز جماعت بر پا شد , همین چهارده نفر15در صفهای اول جماعت دیده شدند!! و حضرت سخنانی فرمود که اشاره ضمنی به آنان داشت . 16

علی جنب الله است .

در ادامه خطبه فرمود : « مردم علی را برتر بدانید زیرا او بر همه مردم بعد از من برتری دارد مردم به وسیله ماست که خداوند روزی می دهد و خلق باقی می ماند , از رحمت خدا دور است کسی که با این سخنان من مخالفت کند... بعد فرمود : مردم ! « انه جنب الله الذی نزل فی کتابه یا حسرتی علی فرطت فی جنب الله ;17 براستی علی جنب الله (از مقربان درگاه الهی است ) که خداوند در کتابش در باره او فرمود : « افسوس بر کوتاهی که در (مورد) جنب الله کردم » .
امام باقر(علیه السلام) فرمود : « نحن جنب الله ;18 ما اهل بیت جنب الله هستیم » و امام است و بعد از او دیگر اوصیا در مکان رفیع قرار دارند , تا برسد به آخرین آنها . » 19 از امیر مومنان نقل شده است که فرمود : « من جنب الله هستم » 20 . جنب الله کنایه از قرب و نزدیکی در پیشگاه الهی است واین گونه آیات رمزی است برای بیان موفقیت حجت الهی تا از دست تحریف گران در امان باشد .21

امامت همچنان باقی است

در فراز دیگر از خطبه غدیر فرمود : « ای مردم این امر خلافت را به عنوان امامت و وراثت در نسل خود تا روز قیامت به ودیعه می سپارم , و من ابلاغ کردم آنچه را مامور به ابلاغش بودم تا حجت باشد بر حاضر و غائب و بر همه کسانی که حضور دارند یا ندارند . » 22
در ادامه می فرماید : « معاشر الناس القرآن یعرفکم ان الائمه من بعده ولده و عرفتکم انهم منی و منه حیث یقول الله عز و جل « کلمه باقیه فی عقبه » 23 و قلت لن تضلوا ما ان تمسکتم بهما; ای مردم ! قرآن معرفی می کند که امامان بعد از او (علی) فرزندان او هستند و من نیز به شما فهماندم که آنان از (نسل ) من و او هستند , آنجا که خداوند عزیز و جلیل می فرماید : « کلمه پاینده ای در نسل او » من گفتم : اگر به آن دو (قرآن و ائمه ) تمسک کنید هرگز گمراه نمی شوید . » 24
در روایتی از پیامبر(صلی الله علیه واله) می خوانیم وقتی از آیه « کلمه باقیه ... » سئوال شد حضرت فرمود : « فقال الامامه فی عقب الحسین علیه السلام یخرج من صلبه تسعه من الائمه . منه مهدی هذه الامه ;25 امامت در نسل حسین (علیه السلام) است که از صلب او نه نفر از امامان به وجود می آیند , واز جمله مهدی این امت (صاحب الزمان ) است . »
از امام سجاد(علیه السلام) در اکمال الدین , و امام باقر(علیه السلام) در علل الشرایع همین مضمون نقل شده است . 26

بیعت با علی (ع ) بیعت با خداست

در ادامه فرمود : « و من بایع فانها یبایع الله ; 27 کسی که با علی بیعت کند همانا با خدا بیعت کرده است. » چرا که دست علی دست خداست قرآن کریم می فرماید : « ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله یدالله فوق ایدیهم فمن نکث فانما ینکث علی نفسه و من اوفی بما عاهد علیه الله فسیوتیه اجرا عظیما;28 کسانی که با تو بیعت می کنند (در حقیقت ) تنها با خدا بیعت می نمایند و دست خدا بالای دست آنهاست , پس هر کس پیمان شکین کند , تنها به زیان خود پیمان شکسته است و آن کس که نسبت به عهدی که با خدا بسته وفا کند , بزودی پاداش عظیمی به او خواهد داد. »
آنگاه دستور داد همه مردم با او بیعت کنند و مردم نیز به سوی پیامبر(صلی الله علیه واله) و امیر مومنان (علیه السلام) هجوم آوردند وبا ایشان به عنوان بیعت دست می دادند وبه پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) وعلی (علیه السلام) تبریک می گفتند و پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) می فرمود : « الحمدلله الذی فضلنا علی جمیع العالمین ; حمد برای خدای است که ما را بر همه جهانیان برتری داد » و صدای مردم بلند شد که آری شنیدیم و طبق فرمان خدا و رسول با قلب و جان و زبان و دستمان اطاعت می کنیم . » 29
پیامبر اکرم (ص ) مکررا می فرمود : « به من تبریک بگویید , به من تهنیت بگویید زیرا خداوند مرا به نبوت و اهل بیتم را به امامت اختصاص داده است . » 30
و زنان نیز با حضرت بیعت کردند به این صورت که پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) دستور دادند تا ظرفی آوردند و پرده ای زدند که نیمی از ظرف آب در یک سوی پرده و نیم دیگر در آن سوی دیگر قرار بگیرد و زنان با قرار دادن دست خود در یک سوی آب , و امیرمومنان در سوی دیگر , با آن حضرت بیعت نمایند. همچنین دستور دادند تا زنان هم به حضرتش تبریک و تهنیت بگویند و این دستور را درباره همسران خویش موکد داشتند. بانوی بزرگ اسلام , حضرت زهرا(سلام الله علیها) نیز از حاضرین در غدیر بودند , همچنین کلیه همسران پیامبر(صلی الله علیه واله) در آن مراسم حضور داشتند.

با ولایت علی دین کامل شد

هنوز جمعیت متفرق نشده بودند که امین وحی این آیه را فرود آورد , « الیوم اکملت دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا » 31 امروز دین شما را کامل کردم , و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آئین (جاودان ) شما پذیرفتم .
آنگاه رسول خدا(صلی الله علیه واله) فرمود : « الله اکبر علی اکمال الدین و اتمام النعمه و رضی الرب برسالتی , والولایه لعلی من بعدی 32 الله اکبر بر کامل شدن و تمام شدن نعمت و رضایت پروردگار به رسالت من .
روایت فوق را شانزده نفراز محدثان اهل سنت نقل کرده اند . همچون گنجی شافعی در « کفایت الطالب » ص 60 سیوطی « الدرالمنثور » ج , 2 , ص 284 ; این مغازی در « المناقب » ص 19 و جریر طبری در کتاب « الولایه » و ابن مردویه اصفهانی , و ابونعیم اصفهانی در کتاب « مانزل من القرآن فی علی » و خطیب بغدادی در کتاب « تاریخ بغداد » ... 33

آیات بی شمار در فضائل علی (علیه السلام)

آنچه از آیات ذکر شد , برخی آیات بود که در خطبه غدیر مورد استدلال و اشاره قرار گرفته است و گرنه آیاتی که درباره امامت و ولایت علی (علیه السلام) و فضائل آن حضرت وارد شده بیش از آن است که حتی در یک کتاب بگنجد , خود پیامبراکرم (صلی الله علیه واله) در همین خطبه غدیر به این مطلب اشاره فرموده است آنجا که فرمود : « و ما نزلت آیه رضی الافیه , و ما خاطب الله الذین آمنوا الابرابه ولا نزلت آیه مدح قرآن الافیه , ولا شهد الله بالجنه فی « هل اتی علی الانسان » الاله , ولا انزلها فی سواه , ولا مدح بها غیره 34 و آیه خشنودی (پروردگار) جز درباره او نازل نشده است و مخاطبه خداوند با مومنان آغازش بااو (علی ) است , آیه مدحی در قرآن نازل نشده است مگر او داخل آن است و در هل اتی بهشت را خدا برای او شهادت داده است و سوره هل اتی درباره غیر او (و اهل بیتش ) نازل نشده و جز او (و اهل بیتش ) کسی به وسیله آن مدح نشده است » .
خوارزمی می گوید : تمام « یا ایهاالذین آمنوا » در قرآن درباره علی (علیه السلام) است . 35
و مرحوم سلطان الواعظین می گوید از طبرانی و محمدبن یوسف گنجی شافعی و محدث شام در تاریخ کبیر مسندا نقل شده است که بیش از سیصد آیه در شان علی (علیه السلام) نازل شده است 36
دل را ولا و حب علی با صفا کند
هردرد را محبت مولا دوا کند
آن شاهکار خلقت و فرمانروای عشق
مدحش به آیه آیه قرآن خدا کند.

پی نوشت ها :
 

1 ـ محمد باقر مجلس , بحارالانوار , بیروت , داراحیا التراث العربی , ج 37 ص 207 ـ 208 و ر ـ ک عوالم العلوم , شیخ عبدالله بحرانی , ج 15 ص 375 ـ ص 376
2 ـ سوره مائده آیه 67
3 ـ بحارالانوار همان , ج 37 , ص 206
4 ـ همان
5 ـ سیوطی , الدرالمنثور , ج 2 , ص 327 ذیل آیه 67 مائده , فخر رازی , تفسیر الکبیر , ج 2 , ص 636 , ینابیع الموده شیخ سلیمان قندوزی , ص 140 باب 39 , الوسی روح المعانی , ج 6 , ص 172
6 ـ سوره مائده آیه 55
7 ـ بحارالانوار , همان , ج 206
8 ـ ابوالنصرا الحافظ ابن کثیر الدمشقی , البدایه و الشهایه , بیروت مکتبه المعارف , ج 7 , ص 358 , فوائدالسمطین , همان ج 1 , ص 195 حدیث 153 , ینابیع الموده , سلیمان قندوزی , ص 251
9 ـ الغدیر , علامه امینی , دارالکتب الاسلامیه , ج 3 , ص 162
10 ـ ابن یمین
11 ـ سوره نور , آیه 15
12 ـ سوره توبه , ایه 61
13 ـ بحارالانوار , همان ص 207
14 ـ بحارالانوار , همان , ج 17 , ص 29 و ج 28 , ص 186 و ج 37 , ص 114 ـ 115 , کتاب سلیم بنم قیس , ص 816 حدیث 37 , عوالم ج 15 , ص 164 , اسرار غدیر محمدباقر انصاری , ص 57
15 ـ معاویه , عمر و عاص , طلحه , سعدبن ابی وقاص , عبدالرحمان , ابوعبیده , ابوموسی اشعری , ابوهریره مغیره و ...
16 ـ بحارالانوار , ج 28 , ص 99 و 100 و ج 37 ص 115 , عوالم , ج 15 , ص 304 , اقبال الاعمال ص 458
17 ـ سوره زمر , آیه 56
18 ـ فیض کاشانی , تفسیر صافی , موسسه الاعلمی , ج 4 , ص 326
19 ـ همان
20 ـ همان
21 ـ همان , ص 327
22 ـ بحارالانوار , همان , ص 211
23 ـ سوره زخرف , آیه 28
24 ـ بحارالانوار , ج 37 , ص 215
25 ـ تفسیر الصافی , همان , ج 4 , ص 388
26 ـ همان , ص 387
27 ـ بحارالانوار , همان , ص 219
28 ـ سوره فتح , آیه 10
29 ـ بحارالانوار , همان , ص 126 و 166 , الغدیر , ج 1 , ص 58
30 ـ همان , و بحارالانوار , ص 217 ج 37
31 ـ سوره مائده , ص 3
32 ـ الغدیر , ج 1 , ص 11 و ر ـ ک فوائدالسمطین , ج 1 , ص 74 , ابن کثیر در تفسیر , ج 2 , ص 491
33 ـ ر ـ ک الغدیر , ج 1 , ص 237 ـ 230
34 ـ بحارالانوار , ج 37 , ص 210
35 ـ مناقب خوارزمی , ص 266 ـ 28
36 ـ سلطان الواعظین شیرازی , شبهای پیشاور دارالکتب الاسلامیه 1376 , ص 386

 

منبع:از ماهنامه پاسدار اسلام شماره289

 نگاشته شده توسط ru siyah در دوشنبه 23 آبان 1390  ساعت 7:45 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



فصل اول: جايگاه عيد غدير در مكتب

1- عيد خلافت و ولايت

روى زياد بن محمد قال:

دخلت على ابى عبد الله(ع) فقلت:

للمسلمين عيد غير يوم الجمعة والفطر والاضحى؟

قال: نعم، اليوم الذى نصب فيه رسول‏الله(ص) اميرالمؤمنين(ع). مصباح المتهجد: 736.

زياد بن محمد گويد:

بر امام صادق(ع) وارد شدم و گفتم: آيا مسلمانان عيدى غير از عيد قربان و عيد فطر و
جمعه دارند؟ امام(ع) فرمود:

آرى، روزى كه رسول خدا(ص) اميرمؤمنان(ع) را (به خلافت و ولايت) منصوب كرد.

2- برترين عيد امت

قال رسول الله(ص):

يوم غدير خم افضل اعياد امتى و هو اليوم الذى امرنى الله تعالى ذكره فيه بنصب اخى على
بن ابى طالب علما لامتى، يهتدون به من بعدى و هو اليوم الذى اكمل الله فيه الدين و اتم
على امتى فيه النعمة و رضى لهم الاسلام دينا. امالى صدوق: 125، ح 8.

رسول خدا(ص) فرمود:

روز غدير خم برترين عيدهاى امت من است و آن روزى است كه خداوند بزرگ دستور داد;
آن روز برادرم على بن ابى طالب را به عنوان پرچمدار (و فرمانده) امتم منصوب كنم، تا بعد
از من مردم توسط او هدايت‏شوند، و آن روزى است كه خداوند در آن روز دين را تكميل و
نعمت را بر امت من تمام كرد و اسلام را به عنوان دين براى آنان پسنديد.

3- عيد بزرگ خدا

عن الصادق(ع) قال:

هو عيد الله الاكبر،و ما بعث الله نبيا الا و تعيد فى هذا اليوم و عرف حرمته و اسمه فى السماء
يوم العهد المعهود و فى الارض يوم الميثاق الماخوذ و الجمع المشهود. وسائل الشيعه، 5:
224، ح 1.

امام صادق(ع) فرمود:

روز غدير خم عيد بزرگ خداست، خدا پيامبرى مبعوث نكرده، مگر اينكه اين روز را عيد
گرفته و عظمت آن را شناخته و نام اين روز در آسمان، روز عهد و پيمان و در زمين، روز پيمان
محكم و حضور همگانى است.

4- عيد ولايت

قيل لابى عبد الله(ع):

للمؤمنين من الاعياد غير العيدين و الجمعة؟

قال: نعم لهم ما هو اعظم من هذا، يوم اقيم اميرالمؤمنين(ع) فعقد له رسول الله الولاية
فى‏اعناق الرجال والنساء بغدير خم.

وسائل الشيعه، 7: 325، ح 5.

به امام صادق(ع) گفته شد:

آيا مؤمنان غير از عيد فطر و قربان و جمعه عيد ديگرى دارند؟ فرمود:

آرى، آنان عيد بزرگتر از اينها هم دارند و آن روزى است كه اميرالمؤمنين(ع) در غدير خم
بالا برده شد و رسول خدا مساله ولايت را بر گردن زنان و مردان قرار داد.

5- روز تجديد بيعت

عن عمار بن حريز قال دخلت على ابى عبد الله(ع) فى‏يوم الثامن عشر من ذى الحجة
فوجدته صائما فقال لى:

هذا يوم عظيم عظم الله حرمته على المؤمنين و اكمل لهم فيه الدين و تمم عليهم النعمة و
جدد لهم ما اخذ عليهم من العهد والميثاق.

مصباح المتهجد: 737.

عمار بن حريز گويد:

روز هجدهم ماه ذيحجه خدمت امام صادق(ع) رسيدم و آن حضرت را روزه يافتم. امام به من
فرمود: امروز، روز بزرگى است، خداوند به آن عظمت داده و آن روز دين مؤمنان را كامل
ساخت و نعمت را بر آنان تمام نمود و عهد و پيمان قبلى را تجديد كرد.

6- عيد آسمانى

قال الرضا(ع): حدثنى ابى، عن ابيه(ع) قال:

ان يوم الغدير فى السماءاشهر منه فى الارض.

مصباح المتهجد: 737.

امام رضا(ع) فرمود:

پدرم به نقل از پدرش (امام صادق(ع)) نقل كرد كه فرمود:

روز غدير در آسمان مشهورتر از زمين است.

7- عيد بى‏نظير

قال على (ع):

ان هذا يوم عظيم الشان،فيه وقع الفرج، ورفعت الدرج و وضحت الحجج وهو يوم الايضاح
والافصاح من المقام الصراح،ويوم كمال الدين و يوم العهد المعهود...

بحارالانوار، 97: 116.

على(ع) فرمود:

امروز (عيد غدير) روز بس بزرگى است.

در اين روز گشايش رسيده و منزلت (كسانى كه شايسته آن بودند) بلندى گرفت و
برهان‏هاى خدا روشن شد و از مقام پاك با صراحت‏سخن گفته شد و امروز روز كامل شدن
دين و روز عهد و پيمان است.

8- عيد پربركت

عن الصادق(ع):

والله لو عرف الناس فضل هذا اليوم بحقيقته لصافحتهم الملائكة فى كل يوم عشر مرات...

وما اعطى الله لمن عرفه ما لايحصى بعدد.

مصباح المتهجد: 738.

امام صادق(ع) فرمود:

به خدا قسم اگر مردم فضيلت واقعى «روز غدير» را مى‏شناختند، فرشتگان روزى ده‏بار با آنان
مصافحه مى‏كردند و بخششهاى خدابه‏كسى‏كه‏آن روز را شناخته، قابل‏شمارش نيست.

9- عيد فروزان

قال ابو عبد الله(ع):

... و يوم غدير بين الفطر والاضحى‏و يوم الجمعة كالقمر بين الكواكب.

اقبال سيد بن طاووس: 466.

امام صادق(ع) فرمود:

... روز غدير خم در ميان روزهاى عيد فطر و قربان و جمعه همانند ماه در ميان ستارگان
است.

10- يكى‏از چهار عيد الهى

قال ابو عبد الله(ع):

اذا كان يوم القيامة زفت اربعة ايام الى‏الله‏عز و جل كما تزف العروس الى خدرها:

يوم الفطر و يوم الاضحى و يوم الجمعة‏و يوم غدير خم.

اقبال سيد بن طاووس: 466.

امام صادق(ع) فرمود:

هنگامى كه روز قيامت برپا شود چهار روز بسرعت بسوى خدا مى‏شتابند همانطور كه عروس
به حجله‏اش بسرعت مى‏رود.

آن روزها عبارتند از:

روز عيد فطر و قربان و جمعه و روز غدير خم.

فصل دوم: شايسته‏ها و بايسته‏هاى غدير

11- روز پيام و ولايت

قال رسول الله(ص):

يا معشر المسلمين ليبلغ الشاهد الغائب، اوصى من آمن بى و صدقنى بولاية على، الا ان ولاية
على ولايتى و ولايتى ولاية ربى، عهدا عهده الى ربى و امرنى ان ابلغكموه.

بحارالانوار 37: 141، ح 35.

رسول خدا(ص) (در روز غدير) فرمود:

اى مسلمانان! حاضران به غايبان برسانند: كسى را كه به من ايمان آورده و مرا تصديق كرده
است، به ولايت على سفارش مى‏كنم، آگاه باشيد ولايت على، ولايت من است و ولايت من،
ولايت‏خداى من است. اين عهد و پيمانى بود از طرف پروردگارم كه فرمانم داد تا به شما
برسانم.

12- روز اطعام

قال ابو عبد الله(ع):

... و انه اليوم الذى اقام رسول الله(ص) عليا(ع) للناس علما و ابان فيه فضله و وصيه فصام
شكرا لله عزوجل ذلك اليوم و انه ليوم صيام و اطعام و صلة الاخوان و فيه مرضاة الرحمن، و
مرغمة الشيطان.

وسائل الشيعه 7: 328، ضمن حديث 12.

امام صادق(ع) فرمود:

عيد غدير، روزى است كه رسول خدا(ص) على(ع) را بعنوان پرچمدار براى مردم برافراشت
و فضيلت او را در اين روز آشكار كرد و جانشين خود را معرفى كرد، بعد بعنوان سپاسگزارى از
خداى بزرگ آن روزه را روزه گرفت و آن روز، روز روزه‏دارى و عبادت و طعام دادن و به ديدار
برادران دينى رفتن است. آنروز روز كسب خشنودى خداى مهربان و به خاك ماليدن بينى
شيطان است.

13- روز هديه

عن امير المؤمنين(ع) قال:

... اذا تلاقيتم فتصافحوا بالتسليم و تهابوا النعمة فى‏هذا اليوم، و ليبلغ الحاضر الغائب،
والشاهد الباين، وليعد الغنى الفقير والقوى على الضعيف امرنى رسول‏الله(ص) بذلك.

وسائل الشيعه 7: 327.

امير المؤمنين(ع) (در خطبه روز عيد غدير) فرمود:

وقتى كه به همديگر رسيديد همراه سلام، مصافحه كنيد، و در اين روز به يكديگر هديه
بدهيد، اين سخنان را هر كه بود و شنيد، به آن كه نبود برساند، توانگر به سراغ مستمند برود،
و قدرتمند به يارى ضعيف، پيامبر مرا به اين چيزها امر كرده است.

14- روز كفالت

عن امير المؤمنين(ع) قال:

... فكيف بمن تكفل عددا من المؤمنين والمؤمنات وانا ضمينه على‏الله تعالى الامان من‏الكفر
والفقر وسائل الشيعه 7: 327.

امير مؤمنان(ع) فرمود:

... چگونه خواهد بود حال كسى كه عهده‏دار هزينه زندگى تعدادى از مردان و زنان مؤمن (در
روز غدير) باشد، در صورتى كه من پيش خدا ضامنم كه از كفر و تنگدستى در امان باشد.

15- روز سپاس و شادى

قال ابو عبد الله(ع):

... هو يوم عبادة و صلوة و شكر لله و حمد له،و سرور لما من الله به عليكم من ولايتنا،و انى
احب لكم ان تصوموه.

وسائل الشيعه 7: 328، ح 13.

امام صادق(ع) فرمود:

عيد غدير، روز عبادت و نماز و سپاس و ستايش خداست و روز سرور و شادى است به خاطر
ولايت ما خاندان كه خدابر شما منت گذارد و من دوست دارم كه شما آن روز را روزه بگيريد.

16- روز نيكوكارى

عن الصادق(ع):

... و لدرهم فيه بالف درهم لاخوانك العارفين،فافضل على اخوانك فى هذا اليوم‏و سر فيه كل
مؤمن و مؤمنة.

مصباح المتهجد: 737.

از امام صادق(ع) نقل شده كه فرمود:

يك درهم به برادران با ايمان و معرفت، دادن در روز عيد غدير برابر هزار درهم است، بنابراين
در اين روز به برادرانت انفاق كن و هر مرد و زن مؤمن را شاد گردان.

17- روز سرور و شادى

قال ابو عبد الله(ع):

انه يوم عيد و فرح و سرورو يوم صوم شكرا لله تعالى.

وسائل الشيعه 7: 326، ح 10.

امام صادق(ع) فرمود:

عيد غدير، روز عيد و خوشى و شادى است و روز روزه‏دارى به عنوان سپاس نعمت الهى است.

18- روز تبريك و تهنيت

قال على(ع):

عودوا رحمكم الله بعد انقضاء مجمعكم بالتوسعة على عيالكم، والبر باخوانكم والشكر لله
عزوجل على ما منحكم، واجتمعوا يجمع الله شملكم، و تباروا يصل الله الفتكم، و تهانؤا نعمة
الله كما هنا كم الله بالثواب فيه على اضعاف الاعياد قبله و بعده الا فى مثله... بحارالانوار 97:
117.

على(ع) فرمود:

بعد از پايان گردهم آيى خود (در روز غدير) به خانه برگرديد، خدا بر شما رحمت فرستد. به
خانواده خود گشايش و توسعه دهيد، به برادران خود نيكى كنيد، خداوند را بر اين نعمت كه
شما را بخشيده است، سپاس گزاريد، متحد شويد تا خدا به شما وحدت بخشد، نيكويى كنيد
تا خدا دوستيتان را پايدار كند، به همديگر نعمت‏خدا را تبريك بگوئيد، همانطور كه خداوند
در اين روز با چندين برابر عيدهاى ديگر پاداش دادن به شما تبريك گفته، اين گونه پاداشها
جز در روز عيد غدير نخواهد بود.

19- روز درود و برائت

روى الحسن بن راشد عن ابى عبد الله(ع) قال:

قلت: جعلت فداك، للمسلمين عيد غيرالعيدين؟ قال: نعم، يا حسن! اعظمهما و اشرفهما،
قال: قلت له: و اى يوم هو؟

قال: يوم نصب اميرالمؤمنين(ع) فيه علما للناس.

قلت له: جعلت فداك وما ينبغى لنا ان نصنع فيه؟

قال: تصومه يا حسن و تكثر الصلوة على محمد و آله فيه و تتبرا الى الله، ممن ظلمهم،فان
الانبياء كانت تامر الاوصياء باليوم‏الذى كان يقام فيه الوصى ان يتخذ عيدا.

مصباح المتهجد: 680.

حسن بن راشد گويد:

به امام صادق(ع) گفتم: آيا مسلمانان بجز آن دو عيد، عيد ديگرى هم دارند؟ فرمود: بله،
بزرگترين و بهترين عيد. گفتم: كدام روز است؟

فرمود: روزى كه اميرمؤمنان بعنوان پرچمدار مردم منصوب شد.

گفتم: فدايت‏شوم در آن روز سزاوار است، چه كنيم؟ فرمود: روزه‏بگير و درود برمحمد و آل‏او
بفرست و از ستمگران به آنان برائت بجوى، زيرا پيامبران به جانشينان دستور مى‏دادند كه
روزى را كه جانشين انتخاب مى‏شود، عيد بگيرند.

20- عيد اوصياء

عن ابى عبد الله(ع) قال:

... تذكرون الله عز ذكره فيه بالصيام والعبادة والذكر لمحمد و آل محمد، فان رسول الله(ص)
اوصى اميرالمؤمنين ان يتخذ ذلك اليوم عيدا، و كذلك كانت الانبياء تفعل، كانوا يوصون
اوصيائهم بذلك فيتخذونه عيدا.

وسائل الشيعه 7: 327، ح 1.

امام صادق(ع) فرمود:

در روز عيد غدير، خدا را با روزه و عبادت و ياد پيامبر و خاندان او يادآورى كنيد، زيرا رسول
خدا به اميرالمؤمنين سفارش كرد كه آن روز را عيد بگيرد، همينطور پيامبران هم به
جانشينان خود سفارش مى‏كردند كه آن روز را عيد بگيرند، آنان هم چنين مى‏كردند.

21- روز گشايش و درود

عن ابى عبد الله(ع) قال:

والعمل فيه يعدل ثمانين شهرا، و ينبغى ان يكثر فيه ذكر الله عزوجل، والصلوة على النبى(ص)
، ويوسع الرجل فيه على عياله.

وسائل الشيعه 7: 325، ح 6.

امام صادق(ع) فرمود:

ارزش عمل در آن روز (عيد غدير) برابر با هشتاد ماه است، و شايسته است آن روز ذكر خدا و
درود بر پيامبر(ص) زياد شود، و مرد، بر خانواده خود توسعه دهد.

22- روز ديدار رهبرى

عن مولانا ابى‏الحسن على بن محمد(ع) قال لابى اسحاق:

و يوم الغدير فيه اقام النبى(ص) اخاه عليا علما للناس و اماما من بعده،[قال] قلت:

صدقت جعلت فداك، لذلك قصدت، اشهد انك حجة الله على خلقه.

وسائل الشيعه 7: 324، ح 3.

امام هادى(ع) به ابواسحاق فرمود:

در روز غدير پيامبر اكرم(ص) برادرش على(ع) را بلند كرد و به عنوان پرچمدار (و فرمانده)
مردم و پيشواى بعد از خودش معرفى كرد.

ابواسحاق گفت: عرض كردم، فدايت‏شوم راست فرمودى. به خاطر همين به زيارت و ديدار
شما آمدم، گواهى مى‏دهم كه تو حجت‏خدا بر مردم هستى.

23- روز تكبير

عن على بن موسى الرضا(ع) :

من زار فيه مؤمنا ادخل‏الله قبره سبعين نورا و وسع فى قبره و يزور قبره كل يوم سبعون الف
ملك ويبشرونه بالجنة.

اقبال الاعمال: 778.

امام رضا(ع) فرمود:

كسى كه در روز (غدير) مؤمنى را ديدار كند، خداوند هفتاد نور بر قبر او وارد مى كند و
قبرش را توسعه مى‏دهد و هر روز هفتاد هزار فرشته قبر او را زيارت مى‏كنند و او را به بهشت
بشارت مى‏دهند.

24- روز ديدار و نيكى

قال الصادق(ع):

ينبغى لكم ان تتقربوا الى الله تعالى بالبر والصوم والصلوة و صلة الرحم و صلة الاخوان، فان
الانبياء عليهم السلام كانوا اذا اقاموا اوصياءهم فعلوا ذلك و امروا به.

مصباح المتهجد: 736.

امام صادق(ع) فرمود:

شايسته است با نيكى كردن به ديگران و روزه و نماز و بجاآوردن صله رحم و ديدار برادران
ايمانى به خدا نزديك شويد، زيرا پيامبران زمانى كه جانشينان خود را نصب مى‏كردند، چنين
مى‏كردند و به آن توصيه مى‏فرمودند.

25- نماز در مسجد غدير

عن ابى عبد الله(ع) قال:

انه تستحب الصلوة فى مسجد الغديرلان النبى(ص) اقام فيه امير المؤمنين(ع)و هو موضع
اظهرالله عزوجل فيه الحق.

وسائل الشيعه 3: 549.

امام صادق(ع) فرمود:

نماز خواندن در مسجد غدير مستحب است، چون پيامبر اكرم(ص) در آنجا اميرمؤمنان(ع)
را معرفى و منصوب كرد. و آنجايى است كه خداى بزرگ، حق را آشكار كرد.

26- نماز روز غدير

عن ابى عبد الله(ع) قال:

و من صلى فيه ركعتين اى وقت‏شاء و افضله قرب الزوال و هى الساعة التى اقيم فيها
اميرالمؤمنين(ع) بغدير خم علما للناس و... كان كمن حضر ذلك اليوم...

وسائل الشيعه 5: 225، ح 2.

امام صادق(ع) فرمود:

كسى كه در روز عيد غدير هر ساعتى كه خواست، دو ركعت نماز بخواند و بهتر اينست كه
نزديك ظهر باشد كه آن ساعتى است كه اميرالمؤمنين(ع) در آن ساعت در غدير خم به
امامت منصوب شد، (هر كه چنين كند) همانند كسى است كه در آن روز حضور پيدا كرده
است...

27- روزه غدير

قال الصادق(ع):

صيام يوم غدير خم يعدل صيام عمر الدنيا لو عاش انسان ثم صام ما عمرت الدنيا لكان له
ثواب ذلك. وسائل الشيعه 7: 324، ح 4.

امام صادق(ع) فرمود:

روزه روز غدير خم با روزه تمام عمر جهان برابر است. يعنى اگر انسانى هميشه زنده باشد و
همه عمر را روزه بگيرد، ثواب او به اندازه ثواب روزه عيد غدير است.

28- روز تبريك و تبسم

عن الرضا(ع) قال:

... و هو يوم التهنئة يهنئ بعضكم بعضا،فاذا لقى المؤمن اخاه يقول:

«الحمد لله الذى جعلنا من المتمسكين‏بولاية امير المؤمنين و الائمة(ع)»

و هو يوم التبسم فى وجوه الناس‏من اهل الايمان...

اقبال: 464.

امام رضا(ع) فرمود:

عيد غدير روز تبريك و تهنيت است. هر يك به ديگرى تبريك بگويد، هر وقت مؤمنى
برادرش را ملاقات كرد، چنين بگويد: «حمد و ستايش خدايى را كه به ما توفيق چنگ زدن به
ولايت اميرمؤمنان و پيشوايان عطا كرد» آرى عيد غدير روز لبخند زدن به چهره مردم با
ايمان است...

فصل سوم: ولايت در غدير

29- پيامبر و ولايت على(ع)

عن ابى سعيد قال:

لما كان يوم غدير خم امر رسول الله(ص) مناديا فنادى: الصلوة جامعة، فاخذ بيد على(ع) و
قال:

اللهم من كنت مولاه فعلى مولاه،اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه.

بحارالانوار 37: 112، ح 4.

ابو سعيد گويد:

در روز غدير خم رسول خدا(ص) دستور داد: منادى ندا دهد كه: براى نماز جمع شويد. بعد
دست على(ع) را گرفت و بلند كرد و فرمود:

خدايا كسى كه من مولاى اويم پس على هم مولاى اوست، خدايا دوست بدار كسى را كه على
را دوست بدارد و دشمن بدار كسى را كه با على دشمنى كند.

30- زندگى پيامبرگونه

قال رسول الله(ص):

من يريد ان يحيى حياتى، و يموت مماتى،ويسكن جنة الخلد التى وعدنى ربى‏فليتول على ابن
ابى طالب،(ع)فانه لن يخرجكم من هدى،ولن يدخلكم فى ضلالة.

الغدير 10: 278.

رسول خدا(ص) فرمود:

كسى كه مى‏خواهد زندگى و مرگش همانند من باشد و در بهشت جاودانه‏اى كه پروردگارم
به من وعده كرده، ساكن شود، ولايت على بن ابى طالب(ع) را انتخاب كند، زيرا او هرگز شما
را از راه هدايت بيرون نبرده، به گمراهى نمى‏كشاند.

31- پيامبر و امامت على(ع)

عن جابر بن عبد الله الانصارى قال: سمعت‏رسول الله(ص) يقول لعلى بن ابى طالب(ع):

يا على! انت اخى و وصيى و وارثى‏وخليفتى على‏امتى فى‏حيوتى و بعد وفاتى‏محبك محبى و
مبغضك مبغضى‏و عدوك عدوى.

امالى صدوق: 124، ح 5.

جابربن عبد الله انصارى مى‏گويد:

از رسول خدا(ص) شنيدم كه به على بن ابى‏طالب(ع) فرمود:

اى على، تو برادر و وصى و وارث و جانشين من در ميان امت من در زمان حيات و بعد از
مرگ منى. دوستدار تو دوستدار من و دشمن و كينه‏توز تو دشمن من است.

32- پايه‏هاى اسلام

عن ابى جعفر(ع) قال:

بنى الاسلام على خمس:

الصلوة و الزكوة و الصوم و الحج و الولاية‏و لم يناد بشى‏ء ما نودى بالولاية يوم الغدير.

كافى 2، 21، ح 8.

امام باقر(ع) فرمود:

اسلام بر پنج پايه استوار شده است: نماز، زكات، روزه، حج و ولايت و به هيچ چيز به اندازه
آنچه در روز غدير به ولايت تاكيد شده، ندا نشده است.

33- ولايت جاودانه

عن ابى الحسن(ع) قال:

ولاية على(ع) مكتوبة فى صحف جميع الانبياء ولن يبعث‏الله رسولا الا بنبوة محمد ووصية
على(ع). سفينة البحار 2: 691.

امام كاظم(ع) فرمود:

ولايت على(ع) در كتابهاى همه پيامبران ثبت‏شده است و هيچ پيامبرى مبعوث نشد، مگر با
ميثاق نبوت محمد(ص) و امامت على(ع).

34- ولايت و توحيد

قال رسول الله(ص):

ولاية على بن ابى طالب ولاية الله‏و حبه عبادة الله و اتباعه فريضة الله‏و اولياؤه اولياء الله و
اعداؤه اعداء الله‏و حربه حرب الله و سلمه سلم الله عز و جل.

امالى صدوق: 32.

رسول خدا(ص) فرمود:

ولايت على بن ابيطالب(ع) ولايت‏خداست، دوست داشتن او عبادت خداست، پيروى كردن او
واجب الهى است و دوستان او دوستان خدا و دشمنان او دشمنان خدايند، جنگ با او، جنگ با
خدا و صلح با او، صلح با خداى متعال است.

35- روز ناله نوميدى شيطان

عن جعفر، عن ابيه(ص) قال:

ان ابليس عدوالله رن اربع رنات:

يوم لعن، و يوم اهبط الى الارض،و يوم بعث النبى(ص) و يوم الغدير.

قرب الاسناد: 10.

امام باقر(ع) از پدر بزرگوارش امام صادق(ع) نقل كرد كه فرمود:

شيطان دشمن خدا چهار بار ناله كرد: روزى كه مورد لعن خدا واقع شد و روزى كه به زمين
هبوط كرد و روزى كه پيامبر اكرم(ص) مبعوث شد و روز عيد غدير.

36- ولايت علوى دژ توحيد

عن النبى(ص):

يقول الله تبارك و تعالى:

ولاية على بن ابى طالب حصنى،فمن دخل حصنى امن من نارى.

جامع الاخبار: 52، ح 7.

پيامبر اكرم(ص) فرمود:

خداوند مى‏فرمايد: ولايت على بن ابيطالب دژ محكم من است، پس هر كس داخل قلعه من
گردد، از آتش دوزخم محفوظ خواهد بود.

37- جانشين پيامبر

قال رسول الله(ص):

يا على انا مدينة العلم و انت بابها و لن تؤتى المدينة الا من قبل الباب... انت امام امتى و
خليفتى عليها بعدى، سعد من اطاعك و شقى من عصاك، و ربح من تولاك و خسر من عاداك.

جامع الاخبار: 52، ح 9.

رسول خدا(ص) فرمود:

اى على من شهر علمم و تو درب آن هستى، به شهر جز از راه درب آن وارد نشوند. ... تو
پيشواى امت من و جانشين من در اين شهرى، كسى كه اطاعت تو كند سعادتمند است، و
كسى كه تو را نافرمانى كند، بدبخت است، و دوستدار تو سود برده و دشمن تو زيان كرده
است.

38- اسلام در سايه ولايت

قال الصادق(ع):

اثافى الاسلام ثلاثة:

الصلوة و الزكوة و الولاية،لا تصح واحدة منهن الا بصاحبتيها.

كافى: 2، ص 18.

امام صادق(ع) فرمود:

سنگهاى زيربناى اسلام سه چيز است:

نماز، زكات و ولايت كه هيچ يك از آنهابدون ديگرى درست نمى‏شود.

39- ده هزار شاهد

قال ابو عبد الله(ع):

العجب يا حفص لما لقى على بن ابى‏طالب!! انه كان له عشرة الاف شاهد لم يقدر على اخذ
حقه و الرجل ياخذ حقه بشاهدين.

بحار الانوار: 37، 140.

امام صادق(ع) فرمود:

اى حفص! شگفتا از آنچه على بن ابى طالب(ع) با آن مواجه شد! او با ده هزار شاهد و گواه
(در روز غدير) نتوانست‏حق خود را بگيرد، در حالى كه شخص با دو شاهد حق خود را
مى‏گيرد.

40- على(ع)، مفسر قرآن

عن النبى(ص) فى احتجاجه يوم الغدير:

على تفسير كتاب الله، و الداعى اليه، الا و ان الحلال و الحرام اكثر من ان احصيهما و اعرفهما،
فآمر بالحلال و انهى عن الحرام فى مقام واحد، فامرت ان آخذ البيعة عليكم و الصفقة منكم،
بقبول ما جئت به عن الله عز و جل فى على امير المؤمنين و الائمة من بعده، معاشر الناس
تدبروا و افهموا آياته، و انظروا فى محكماته و لا تتبعوا متشابهه، فو الله لن يبين لكم زواجره، و
لا يوضع لكم عن تفسيره الا الذى انا آخذ بيده.

وسايل الشيعه: 18، 142، ح 43.

پيامبر اكرم (ص) روز عيد غدير فرمود:

على(ع) تفسير كتاب خدا، و دعوت كننده به سوى خداست، آگاه باشيد كه حلال و حرام
بيش از آنست كه من معرفى و به آنها امر و نهى كنم و بشمارم. پس دستور داشتم كه از شما
عهد و پيمان بگيرم كه آنچه را در مورد على اميرمؤمنان، و پيشوايان بعد او از طرف خداوند
بزرگ آوردم، بپذيريد.

اى مردم! انديشه كنيد و آيات الهى را بفهميد، در محكمات آن دقت كنيد و متشابهات آن را
دنبال نكنيد. به خدا قسم هرگز كسى نداهاى قرآن را نمى‏تواند بيان كند و تفسير آن را
روشن كند، جز آن كسى كه من دست او را گرفته‏ام (و او را معرفى كردم).

منابع

1- قرآن كريم .

2- امالى شيخ صدوق، كتابخانه اسلاميه.

3- قرب الاسناد، عبد الله جعفر الحميرى، آل البيت.

4- مصباح المتهجد، شيخ طوسى، مؤسسة فقه الشيعه.

5- وسايل الشيعه، شيخ حر عاملى، مكتبة الاسلامية.

6- سفينة البحار، شيخ عباس قمى، اسوه.

7- جامع الاخبار، محمد سبزوارى، آل البيت.

8- بحار الانوار، علامه مجلسى، دار الكتب الاسلاميه.

9- حماسه غدير، محمدرضاحكيمى، مؤلف.

10- اقبال الاعمال، سيد بن طاووس مؤسسة الاعلمى.

11- اصول كافى، كلينى، دار الكتب الاسلاميه.

12- الغدير، علامه امينى دار الكتب الاسلاميه.

 

 

منبع :

http://www.imamalinet.net/k/qadir/index.htm



 نگاشته شده توسط ru siyah در دوشنبه 23 آبان 1390  ساعت 7:44 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



:: حديث كساء از شعائر است

حديث شريف كساء از شعائر تشيع، اسلام و از شعائراللّه‏ است و البته بزرگ داشتن آن نشانه پاكيزگى و پيراستگى دل‏هاست، چنان كه خداى متعال مى‏فرمايد:
«وَ مَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ»[2]؛ «و هركس شعائر خدا را بزرگ دارد در حقيقت، آن [حاكى] از پاكى دل‏هاست».
متأسفانه غالبا چشم و گوش ما نسبت به اين امور بسته است. حضرت امام صادق عليه‏السلام در حديثى فرمودند: «چون روح به اين جا (و بر گلوى خويش اشاره كردند) رسيد و در آستانه آخرت قرار گرفتيد و آنچه بدو مربوط است در آن جهان ببينيد، در خواهيد يافت كه چه گفته‏ايم».
حقيقت امر اين است كه افراد هرچه بيشتر در راه اهل‏بيت عليهم‏السلام و احياى شعائر آنان زحمت بكشند و سختى‏ها و تنگناهاى مالى، اجتماعى، عقيدتى، و سياسى را صبورتر بر خود هموار كنند در آن دنيا شادمان‏تر و از نعمت‏هاى بى‏نهايت الهى برخوردارتر خواهند بود. افزون بر اين، چنين افرادى مشمول فضل الهى خواهند بود و چنان كه در توقيع رفيع آقا بقية اللّه‏ ـ عجل اللّه‏ تعالى فرجه الشريف ـ آمده است مورد عنايت آن حضرت قرار مى‏گيرند و البته اين امور، از بديهيات است و روشن بوده و هست و همچنان خواهد بود.
البته كسانى كه نگرشى متفاوت و بعضا مغرضانه به اين امر دارند به دليل عملكردشان دل امام زمان ـ عجل اللّه‏ تعالى فرجه الشريف ـ را به درد مى‏آورند، به يقين نتيجه كار خود را خواهند ديد و چيزى جز عمل آنان نصيب‏شان نخواهد شد.

:: دو ركن حديث شريف كساء

عيد غدير و روز عاشورا كه از نظر زمانى با فاصله‏اى اندك و در پى يكديگر مى‏آيند، دو ركن حديث شريف كساء هستند؛ يكى روز شادمانى وعيد و ديگرى روز اندوه و سوگوارى كه پيروان و دوستداران اهل بيت عليهم‏السلام اين دو مناسبت را به حسب حال و هوايش، بزرگ مى‏دارند. در اين باره روايات متعددى از امامان معصوم عليهم‏السلام وارد شده است، از جمله اميرالمؤمنين عليه‏السلام مى‏فرمايند:
يفرحون لفرحنا، ويحزنون لحزننا[3]؛ در شادى ما شادمانى مى‏كنند و در سوگوارى‏مان سوگوارند.
در اين روايت ترتُّب زمانى لحاظ شده است، بدين معنا كه شادى قبل از سوگوارى آمده، يعنى ابتدا غدير مطرح شده است، سپس عاشورا.

:: جايگاهى والا

روايتى مفصل در كامل الزيارات و ديگر منابع آمده است كه طى آن، امام صادق عليه‏السلام به يكى از اصحاب خود، به نام «مسمع» فرمودند:
 ... إنك من الذين يعدون من أهل الجزع لنا ومن الذين يفرحون لفرحنا، ويحزنون لحزننا[4]؛ [اى مسمع،] تو از كسانى هستى كه در شمار اهل جزع و مويه‏ كنندگان بر ما هستند؛ همان‏هايى كه در شادى ما شادند و در سوگوارى ما اندوهگين.
راستى چه افتخار بزرگى است كه انسان از سوى امام معصوم، مصداق جمله فوق معرفى شود. اگر هر يك از ما در آخرين لحظه زندگى يا در قبر خود اين گونه مورد خطاب قرار گيريم، چه لحظه زيبا و سراسر سرورى خواهيم داشت كه تمام ثروت و ذخاير گران قيمت دنيا و ستايش شش ميليارد انسان اين خاكدان با آن برابرى نمى‏كند و اصولاً در مقام مقايسه اين ماديات و ستايش بشرى از انسان با آن سخن والا، انسان دچار درماندگى مى‏شود، چرا كه تمام اين امور حتى بمثابه قطره‏اى در برابر اقيانوس‏ها ناچيزتر است.
به طور يقين «مسمع» كه در زمان امام صادق عليه‏السلام مى‏زيسته، در راه دوستى اين خاندان و حفظ اعتقادات خود، رنج‏هاى فراوانى تحمل كرده است، اما امروزه اين گونه نيست. البته شايد ما كه در فاصله زمانى حدود 1200 ساله يا بيشتر از روزگار آن حضرت زندگى مى‏كنيم، ممكن است بخاطر اعتقادمان به آن بزرگواران با وجود دورى زمانى بيشتر مورد عنايت قرار گيريم. و همچنين پدران و نياكان ما كه پيرو و محب اهل بيت عليهم‏السلامبوده‏اند كه اين خود، نعمتى دوچندان است.
فراتر اين‏كه حتى ممكن است افرادى ناصبى و ضد اهل‏بيت عليهم‏السلام از عنايات فراوان اين خاندان برخوردار شوند و زمينه راه‏يافتگى‏شان به وسيله اين خاندانِ پاك فراهم شود، زيرا خاندان رسالت، وجودهاى پاك و منورى هستند، هرچند اين بيان و تعريف‏ها درباره خاندان رسالت، مَجاز است، چون درك ما از آنان ناقص و نارساست.

:: كرامت حسينى

مرحوم علامه امينى ـ رضوان اللّه‏ عليه ـ در كتاب گرانسنگ الغدير آورده است: «در روزگار علامه حلى ـ رضوان اللّه‏ عليه ـ شخصى بود به نام «خليعى» يا «خلعى». او در خانواده‏اى دشمن اهل بيت عليهم‏السلام و با پدر و مادرى ناصبى زندگى مى‏كرد. مادرش به هر دليلى كه بوده، باردار نمى‏شد. به منظور بچه‏دار شدن، نذر مى‏كند كه اگر خدا به او فرزندى بدهد و بزرگ و برومند شود، او را براى غارت، آزار و حتى كشتن زوار امام حسين عليه‏السلام بر سر راه آنان قرار دهد! سرانجام خدا به او پسرى داد و پسر، بزرگ شد. زمان مناسب كه فرا رسيد، مادرش ماجراى نذر خود را با او در ميان گذاشت. جوان كه با عقايد پدر و مادرى ناصبى پرورش يافته بود، دشنه يا سلاح ديگرى برداشته، روانه مى‏شود تا به نذر مادرش عمل كند.
روشن است كه كربلاى آن روزگار شهرى آباد نبوده است و تعدادى خانه در آن مى‏ساختند و [دشمنان] خراب مى‏كردند و صورت قبرى وجود داشته كه آن را نيز مورد تعرض قرار داده، از بين مى‏بردند.
خليعى در اطراف شهر «مسيّب» (كه در مسير كربلا و كاظمين در 25 كيلومترى كربلا واقع است) بر سر راه زائران منتظر مى‏نشيند تا در صورت رسيدن زائرى، دارايى او را ربوده، حتى او را بكشد. مدتى انتظار مى‏كشد و زائرى از آن‏جا نمى‏گذرد. خواب بر خليعى چيره شد، به خواب رفت. در عالم رؤيا مى‏بيند كه قيامت برپا شده است و او را وارد جهنم كردند، اما آتش او را نمى‏سوزاند.
(توجه داشته باشيم، آتش كه طبيعتش سوزاندن است، اما آن‏جا كه خدا نخواهد نمى‏سوزاند.)
فرشتگان در شگفت شدند چرا آتش او را كه دشمن اميرالمؤمنين عليه‏السلام است نمى‏سوزاند. ملائكه (شايد رقيب و عتيد، فرشتگان همراه انسان كه اعمال نيك و بد او را ثبت مى‏كنند) گفتند: وقتى كه او بر سر راه زائران به خواب رفته بود، غبارى كه از حركت زائران امام حسين عليه‏السلام برخاسته بود، بر بدن او نشسته است.
خليعى از خواب بيدار شد و بلافاصله اين د و بيت شعر را مى‏سرايد:

إذا شِئت النّجاة فَزُر حسينا ***  لِكَى تَلْقى الإله قرير عيني
فإنّ النار ليس تمسّ جسما ***  عليه غُبار زوار الحسين

«چو خواهان رستگارى و نجات باشى، به زيارت حسين عليه‏السلام رو؛ تا با روشنى چشم [و آرامش خاطر] خدا را ملاقات كنى.
زيرا آتش [دوزخ] بدنى را كه غبار [برخاسته از زيرگام‏هاى] زائران حسين عليه‏السلام بر آن نشسته باشد، نمى‏سوزاند».
آن‏گاه توبه مى‏كند و از شيعيان وارسته و ناب و از شاعران اهل بيت عليهم‏السلاممى‏شود و شعرهايى عالى درباره اميرالمؤمنين عليه‏السلاممى‏سرايد».
اگر كتاب الغدير را ملاحظه كنيد مى‏بينيد كه خليعى اشعارى به تمام معنا عالى و نغز و از نظر بلاغى كامل سروده است. علامه امينى مى‏نويسد: «از آن جهت كه اشعار خليعى بسيار است، نقل تمام آن‏ها برايم ممكن نيست و لذا از هر شعرى يك بيت نقل مى‏كنم».
آن‏گاه 39 قصيده براى خليعى بر مى‏شمارد و بيت اولِ هر يك از قصائد او را مى‏آورد و در مقابل هر بيت، تعداد ابيات آن شعر را مى‏نويسد. مرحوم علامه مى‏گويد: «اشعارى كه از خليعى به دست آورده‏ام، به 1600 بيت مى‏رسد».
به هر حال، خليعىِ ناصبى و ناصبى‏زاده كه به‏انگيزه بستن راه بر زائران امام حسين عليه‏السلام و غارت و كشتن آنان آمده بود، اين‏گونه مورد عنايت و كرامت حضرت سيدالشهدا عليه‏السلام قرار گرفت و در شمار شيعيان و مدافعان آن حضرت درآمد.

:: عنايت علوى

در همان روزگار شاعرى مى‏زيست شيعى كه از خانواده و نياكانى شيعى برآمده بود و در مدح و فضايل اميرالمؤمنين عليه‏السلام شعر مى‏سرود.
مرحوم علامه امينى نوشته است: «زمانى او و خليعى همزمان در نجف اشرف حضور يافتند. آن دو با يكديگر تفاخر مى‏كردند، بدين معنا كه هر يك شعر خود را زيباتر و رساتر مى‏خواند. سرانجام بر آن شدند تا اختلاف خود را با داورى حضرت اميرالمؤمنين عليه‏السلام حل كنند. لذا هر يك چند بيت شعر سروده، بر برگه‏اى نوشتند و در ضريح مقدس اميرالمؤمنين عليه‏السلام انداختند و بعد از مدتى هر يك برگه خود را برداشتند و دويدند زير اشعار هر يك، كلمه «أحسنت» نوشته شده، با اين تفاوت كه زيرنوشت برگه خليعى با طلا و زيرنوشت برگه آن شاعر ديگر، با نقره بود.
شاعر شيعى الاصل، از ديدن اين وضع دلگير شد، چرا كه زيرنوشتِ با طلا را دليل بر ارجحيت و ستايش بيشتر شعر خليعى مى‏دانست. در عالم رؤيا اميرالمؤمنين عليه‏السلام را ديد و شايد بر زبان آورد و يا وانمود كرد كه از پاسخ حضرت گلايه دارد.
امام عليه‏السلام [به اين مضمون] به او فرمودند: «تو از ما هستى، اما او تازه به ما رسيده است».

:: آيا ممكن است؟

راستى آيا ممكن است به ما كه شيعه و از نياكانى شيعى هستيم و در خاندانى شيعى پرورش يافته‏ايم، بگويند: «تو از ما هستى».
بله، چنين امرى ممكن است، اما بايد كوشيد و كوشش امروز ما اين است كه غدير و عاشورا را زنده و زنده‏تر كرده، آن را به جهانيان معرفى كنيم. بسيارى از جمعيت شش ميلياردى جهان امروز، نام «غدير» را نشنيده‏اند و آنان كه نام اين روز الهى را شنيده‏اند، تحت تأثير وسوسه‏هاى شيطانى مغرضان و بدون اين‏كه آن را بشناسند، با آن ضديت و دشمنى دارند. بنابراين بايد در راه بيدار كردن مردم دنيا بكوشيم. روشن باشد كه دشمنان غدير كه در گوشه و كنار كشورهاى: پاكستان، افغانستان، عراق و ديگر جاها پراكنده هستند در اقليت قرار دارند كه اميد مى‏رود به بركت اهل بيت عليهم‏السلاماين دشمنى‏ها و ضديت‏ها نيز به پايان برسد، ان شاء اللّه‏.
از ديگر سو، روزگار ما به سختى سابق نيست، چرا كه در روزگاران گذشته نام بردن از غدير، حتى ممكن بود به قيمت جان انسان تمام شود. پس، حال كه زمينه فراهم است، بايد براى دو ركن «حديث كساء»، يعنى «غدير» و «عاشورا» فعاليت كرد و زحمت كشيد؛ دور ركنى كه پيشينيان ما براى حفظ و دفاع از آن شكنجه شدند، به زندان رفتند و خون‏هاى فراوان دادند و به بركت آن همه فداكارى امروزه مى‏توانيم آزاد و بدون هراس، از غدير و عاشورا سخن بگوييم.

:: نبايد هراسيد

چند روز قبل با دو جوان از كشورى كه نام اسلامى را يدك مى‏كشد، ديدار داشتم. ضمن گفتگو از ايشان پرسيدم: براى اهل بيت عليهم‏السلام چكار كرده‏ايد كه پاسخى مناسب دادند.
گفتم: در اين راه آزار ديده‏ايد؟
پاسخ هر دو مثبت بود و يكى از آنان اظهار داشت كه به به همين دليل هشت ماه در زندان بوده است. جوان دوم گفت: چند سال قبل مقدارى كتاب، از قبيل: الغدير و صحيفه سجاديه به طور پنهانى وارد كشورم كردم، اما از ديد مأموران پنهان نماند. آنان كتاب‏هايم را مصادره كردند و سه قاضى همصدا مرا محكوم كردند كه كتاب‏هاى سحر و امثال آن را ترويج و توزيع مى‏كنم. از اين رو دو مجازات برايم در نظر گرفتند: چهار ماه زندان و شصت ضربه شلاق.
پرسيدم: زندانى شدى؟ شلاق هم زدند؟
گفت: هم زندان رفتم و هم شلاق خوردم، اما مأمور اجراى شلاق پس از نواختن حدود پنجاه ضربه، از ادامه آن منصرف شد.
يكى از حاضرانى كه گفتگوى ما را مى‏شنيد خطاب به آن جوان گفت: اى كاش، شصت ضربه را تماما مى‏زد!
جوان خنديد و دليل آن را پرسيده، پاسخ شنيد: حالا كه گذشته است، اما هر يك ضربه اضافه كه در راه اميرالمؤمنين عليه‏السلامتحمل كنى، به همان نسبت پاداش و سپاس بيشترى خواهى گرفت.
خوشبختانه امروزه چنين تنگناهايى وجود ندارد و مى‏توان در عرصه فعاليت حضور داشت.

:: نگاهى به تاريخ

كندوكاوى در تاريخ به ما نشان مى‏دهد كه غدير و عاشورا با پشت سرگذاشتن عقبه‏ها و تنگناهاى بى‏شمارِ، سخت و فراوانى به دست ما رسيده است. در تاريخ آمده است كه معاويه در يك جريان سى هزار شيعه را كشت. راستى در آن روزگار شمار شيعيان چقدر بوده است و كسانى كه در آن جريان به فرمان معاويه كشته شدند، چند درصد كل شيعيان را تشكيل مى‏دادند؟ و اصولاً چرا معاويه آنان را كشت؟ بى‏ترديد آنان در پى آن بودند تا واقعه غدير را زنده نگاه دارند و كسانى كه پس از آن دوره به دست حاكمان ستمگر و سركش به شهادت رسيدند، براى حفظ غدير و عاشورا مى‏كوشيدند.
إبن أبى عمير ـ سلام اللّه‏ عليه ـ (دعايى كه بحق شايسته اوست) از اصحاب امام كاظم عليه‏السلام بوده، و خدمت امام صادق عليه‏السلام و امام رضا عليه‏السلام نيز رسيده بود. او را هفده سال زندانى كردند، چرا كه از مدافعان و مروّجان سرسخت و پرتلاش غدير و عاشورا بود و در راه زنده نگاه داشتن آن در تكاپو بود. بستگان و خانواده‏اش از او قطع اميد كرده بودند، چون از حال وى كاملاً بى‏خبر بودند. پدر و مادر، سرگردان و نگران، شيعيان هراسان و دوستان و شاگردان و اساتيدش كه از آنان نقل حديث مى‏كرد، همگى ترسان بودند. با چنين شرايطى، يقينا همگى شايسته «أحسنت» اميرالمؤمنين عليه‏السلام هستند.

:: شكنجه‏هاى جانكاه

به گواهى تاريخ، سِندى بن شاهك در مقابل ديدگان هارون، ابن ابى عمير را شكنجه مى‏كرد. شايان توجه است كه به ياد ندارم در جايى از منابع تاريخى ديده باشم هارون ناظر شكنجه شدن كسى باشد. اين طاغوتيان ستمگر در شكنجه كسى حاضر نمى‏شدند و اگر مى‏خواستند بر چنين كارى نظارت كنند، در جايى مخفى شده، امور را زير نظر مى‏گرفتند، مبادا كه حضورشان در محل شكنجه و ديدن آن، زبان به زبان بگردد و ماهيت‏شان آشكار شود. بدين ترتيب خود را از اين امور بى‏اطلاع و پيراسته وانمود مى‏كردند و اگر هم روزى راز آنان مبنى بر حضور در وقت شكنجه برملا مى‏شد، منكر مى‏شدند.
به هر حال درباره ابن‏ابى‏عمير نوشته‏اند كه سِندى بن شاهك او را در برابر ديدگان هارون 120 ضربه «خشبه» زد.
شايان توجه است كه هارون چهار نوع زدن داشت كه در حق شيعيان روا داشته مى‏شد: صفع (سيلى زدن)، تازيانه، چوب و خشبه بود. خشبه به چوبى گفته مى‏شد كه مسطح و پهن بود و دسته داشت و شايد طول آن به 50 ـ 60 سانتى‏متر مى‏رسيد. سطح اين ابزار شكنجه چوبى پر از ميخ بود كه از يك سطح در آن كوفته شده، از سطح ديگر آن درآمده بود و به بروس امروزى مى‏ماند. عزيزان روحانى و واعظان ارجمند مستحضرند و مى‏دانند كه هارون از اِعمال تمام آن شكنجه‏ها فقط يك چيز را دنبال مى‏كرد و آن اين‏كه ابن ابى‏عمير، اصحاب خاص امام كاظم عليه‏السلام را هرچند نفر كه هستند معرفى كند.
چنان كه خود ابن ابى عمير پس از آزاد شدنش مى‏گويد، خيلى‏ها زير اين نوع شكنجه جان سپردند، اما وى از آن جهت كه اجلش نرسيده بود، نجات يافت. او مى‏گويد: «يكى از روزهايى كه زير شكنجه بودم، بى‏طاقت شدم و با خود انديشيدم كه اصحاب خاص امام عليه‏السلام را نام ببرم يا نه، اما منصرف شدم، چون مى‏دانستم در صورتى كه هر يك را نام ببرم، به سرنوشت من دچار شده، همين شكنجه را خواهد ديد، اما همچنان دغدغه بى‏طاقتى ام را داشتم.
در همان هنگام «محمد بن مسلم»[5] را ـ كه سال‏ها پيش از دنيا رفته بود ـ در عالم بيدارى پيش روى خود ديدم كه به من مى‏گفت: «اذكر وقوفك بين يدي اللّه‏؛ به ياد بياور هنگامى را كه در محضر خدا خواهى ايستاد».
پس از اين سخن ديگر او را نديدم، لذا با خود عهد كردم كه به هيچ وجه لب به اعتراف نگشايم».
ابن ابى عمير و هزاران همانند او براى حفظ غدير و عاشورا و رساندن آن به اين نسل و نسل‏هاى بعدى اين گونه جانانه ايستادند و تمام ستم‏ها و شكنجه‏ها را به جان خريدند. حال كه امروز ما آزادانه از دو عنصر اساسى «حديث كساء»، يعنى غدير و عاشورا سخن مى‏گوييم و مراسم مرتبط با آن دو را برگزار مى‏كنيم، سزاوار است خدمات و فداكارى گذشتگان را پاس بداريم و در اين راه از هزينه كردن پول، تشويق ديگران و تحمل سختى‏ها دريغ نكنيم. بى‏ترديد اگر در اين راه بكوشيم، پاداش سنگين آن را خواهيم گرفت.

:: پاداش بى‏مانند

بنا نبود صحبت به درازا كشيده شود، اما در اين جا لازم ديدم داستانى را درباره عنايت حضرت سيدالشهدا عليه‏السلام و پاداش كسانى كه در راه حضرتش خدمت مى‏كنند، بيان كنم، چرا كه اين داستان بر من تأثير گذاشته است و از خاطرم محو نمى‏شود.
توضيحا عرض مى‏شود كه سراسر صحن ملكوتى حضرت سيدالشهدا عليه‏السلام به صورت سرداب است و از طريق روزنه‏هايى با ابعاد 60 × 60 سانتى‏متر مى‏توان وارد آن شد. اين روزنه‏ها با سنگ پوشانده شده است. امواتى را كه براى دفن به كربلا مى‏آوردند و قرار بود در صحن مبارك دفن شوند، از همين روزنه‏ها به آرامگاهش مى‏سپردند.
سالخوردگانى كه حدود 45 ـ 50 سال قبل در كربلا بودند يادشان مى‏آيد كه شخصى متدين متصدى به خاك سپردن اموات در صحن حضرت سيدالشهدا عليه‏السلامبود. من نيز او را ديده و با وى هم‏صحبت شده بودم. او دانش آموخته نبود، ولى با روحانيون و علما حشر و نشر داشت و وقت فراغت خود را با آنان سپرى مى‏كرد و از همين جهت، پراطلاع بود. من در روزگار پيرى و تقريبا از كار افتاده‏گيش به او رسيدم و در آن هنگام كارگران و فرزندانش كار دفن اموات را برعهده داشتند و او فقط نظارت مى‏كرد.
او مى‏گفت: «بانويى سالخورده را كه از دنيا رفته و از مردم روستاهاى اطراف كربلا و در باغى زندگى مى‏كرد، براى دفن در صحن امام حسين عليه‏السلامآوردند و براى دفنش مرا فرا خواندند. طبق معمول اگر ميّت مرد باشد، متصدى دفن وارد قبر شده، بند كفن را گشوده، گونه‏اش را روى خاك مى‏گذارد و اگر ميّت زن باشد، يكى از مَحْرم‏هاى او كيفيت گشودن بند كفن و گذاشتن چهره ميّت روى خاك را از مأمور دفن مى‏آموزد، آن‏گاه وارد قبر شده، كار را به انجام مى‏رساند. به تشييع كنندگان گفتم يكى از مَحارم او بيايد تا كيفيت مراحل نهايى دفن را به او بگويم.
گفتند: او تنها يك پسر جوان دارد كه ممكن است در كنار جسد مادر دچار مشكل شده و صدمه روحى ببيند. تو را انسانى متدين مى‏دانيم و به اين صفت مى‏شناسيم، پس خودت اين كار را انجام ده».
شايان توجه است كه بقعه‏هاى داخل صحن براى دفن افراد سرشناس و عالمان بود، اما اموات معمولى را در همان سرداب، رو به قبله مى‏خواباندند و او را به سنگى تكيه مى‏دادند تا از جهت قبله منحرف نشود و به قفا نيفتد. متصدى دفن براى يافتن راه و عدم برخورد با اجساد اموات ديگر، شمع يا چراغى روشن مى‏كرد و با خود به سرداب مى‏بُرد. ماندن او در سرداب براى خاكسپارى اموات، به محل دفن بستگى داشت كه نزديك باشد يا دور و به همين جهت كار دفن ميّت و بالا آمدن متصدى دفن گاهى تا پانزده دقيقه طول مى‏كشيد. آن زن سالخورده نيز مى‏بايست در همين سرداب دفن مى‏شد.
متصدى دفن اموات مى‏گفت: «با اين‏كه همه روزه امواتى را در آن‏جا دفن مى‏كردم، على‏رغم نبودن جريان هوا، هرگز بوى بد استشمام نمى‏شد. اين در حالى بود كه اموات، مردم عادى بودند، نه ابوذر و سلمان كه بدنشان متلاشى نشود. به هر حال، آماده شدم تا ـ چنان كه رويه كار ماست ـ بند كفن آن زن را باز كنم و به آهستگى، به گونه‏اى كه چهره و موى سرش آشكار نشود، كفن را از پشت سرش بكشم و بدين ترتيب گونه‏اش روى خاك قرار گيرد.
تا اين جاى ماجرا از زبان متصدى دفن اموات نقل شد. حال دنباله مطلب را از زبان افرادى كه بالا بودند بشنويم. يكى از افراد مى‏گفت: زمانى نسبتا طولانى گذشت و از او خبرى نشد. سر را داخل روزنه كرديم و او را صدا زديم، اما جوابى نيامد. به فكر افتاديم كه او از چيزى نمى‏ترسد تا احتمال وحشت زده شدنش برود و اين‏كه با ديدن چيزى از هوش رفته باشد. يك نفر شمعى روشن كرد و وارد سرداب شد و بى‏راهنما و نشانه، به اين سو و آن سو مى‏رفت تا ناگاه ـ به تصور خود ـ با بدن بى‏جان او روبه‏رو شد كه خيال كرد سكته كرده و مُرده است. او را به هرترتيبى كه بود از سرداب بيرون آوردند و پس از اطمينان از اين‏كه نمرده است، با افشاندن آب بر صورتش و مقدارى مشت و مال، به هوش آمد و به اين سو و آن سو نگاه كرد. وقتى جوياى وضعيت و حال او شدند، اولين سخنش اين بود: فرزند اين پيرزن كجاست؟ و در مقابل كنجكاوى آنان كه از پسر ميت چه مى‏خواهد، گفت: سؤالى از او دارم!
پسر ميت را آوردند و متصدى دفن از او پرسيد: مادرت با حضرت سيدالشهدا عليه‏السلام چه ارتباطى داشته؟ آيا در مناسبت‏هايى چون عاشورا و اربعين اطعام مى‏كرده؟ مجلس روضه‏خوانى داشته؟ خلاصه براى دستگاه حضرت امام حسين عليه‏السلام چه مى‏كرده است؟
او گفت: به دليل نزديك بودن به كربلا، مقيد بوديم در مناسبت‏هايى، همچون: روز عرفه، عاشورا، اربعين و نيمه شعبان به زيارت حضرتش مشرف شويم و شب‏هاى جمعه را نمى‏توانستيم به صورت مرتب به زيارت بياييم و لذا گاه‏گاهى اين توفيق را مى‏يافتيم. در مورد برگزارى مجالس سوگوارى و اطعام، بايد بگويم كه براى اين كار، تمكُّن مالى نداشتيم، بلكه تمام آنچه به دست مى‏آورديم، محصولات باغى بود كه قسمتى از آن را براى مصرف خود نگاه مى‏داشتيم و بخش ديگر آن را مى‏فروختيم. چند رأس گاو و گوسفند هم داشتيم كه مازاد محصول لبنى آن را مى‏فروختيم و از محل فروش لبنيات و ميوه‏جات و سبزيجات، ديگر نيازهاى زندگى از قبيل: پوشاك، زغال براى گرمايش زمستان، وسايل زندگى و جز آن را تهيه مى‏كرديم.
ارتباطش با حضرت سيدالشهدا عليه‏السلام اين بود كه هرگاه در باغ‏هاى همسايه مجلس سيد الشهدا عليه‏السلام برگزار مى‏شد، مرا با خودش به روضه مى‏برد. مادرم اهل نماز و روزه بود و گاهى نيز نماز شب مى‏خواند. آنچه از محصولات باغ به دست مى‏آمد، تنها براى تأمين زندگى‏مان كافى بود و اضافه نداشت. از زمان كودكى‏ام به ياد دارم، مادرم مى‏گفت: محصول شش روز هفته براى هزينه زندگى‏مان است و درآمد يك روز هفته به امام حسين عليه‏السلاماختصاص دارد. بدين ترتيب، آنچه در روزهاى پنج‏شنبه در اختيار داشتيم استفاده نمى‏كرديم. در آن روز من يا مادرم و گاهى هر دو از باغ بيرون رفته و در كنار مسير زوّار مى‏ايستاديم و آنچه مربوط به آن روز همراه داشتيم به زائران پياده و سواره سيدالشهدا عليه‏السلام كه به كربلا مى‏رفتند مى‏داديم. ديگر هيچ نمى‏دانم».
وقتى حاضران از متصدى دفن جوياى ماجرا شدند، گفت: «چون وارد سرداب شدم و جايى مناسب پيدا كردم، دست به كار شدم كه كفن از صورت پيرزن كنار بزنم و گونه‏اش بر روى خاك قرار گيرد. در آن تاريكى فرا گير كه با وجود شمع، تنها تا دو قدمى خود را مى‏توانستم ببينم، ناگهان سردابِ تاريك، همانند روز كه خورشيد تابنده آن را روشن كرده باشد، روشن شد و باغ بزرگى پيش رويم آشكار گشت كه همانند آن را در تمام عمرم نديده بودم. پرندگان خوش‏نوا در آن به نواخوانى مشغول بودند. دروازه اين باغ به سوى اين خانم گشوده شده بود. وقتى اين را ديدم ديگر از خود بى‏خود شدم».
آنچه بيان شد خودم از او شنيدم، اما شخص ديگرى به نقل از همان متصدى دفن اين مطلب را از قول او اضافه كرد كه گفته بود: «در آن حال سيد محترمى را ديدم كه درون باغ ايستاده بود؛ كسى به من چيزى نگفت كه او كيست، اما به ذهنم خطور كرد كه او حضرت سيدالشهدا عليه‏السلاماست و از آن پس از خود بى‏خود شدم و نفهميدم چه شد».

:: به خود آييم

مسلّم اين‏كه همه ساله در اين كره خاكى ميلياردها براى حضرت سيدالشهدا عليه‏السلام هزينه مى‏شود و البته آن حضرت به اين خرج يا مقدارى لبنيات و ميوه‏جات آن زن و امثال او نياز ندارند، اما آنچه ترديدپذير نيست آن‏كه حضرت، آقا و بزرگوارند. و هيچ محبتى را بى‏پاسخ نمى‏گذارند، حال كه اين خوان نعمتْ و رستگارى گسترده است، ما نيز به سهم و در حد توان خود در گسترده نگاه داشتن و تقويت آن شريك باشيم و درصدى از درآمد خود را تقديم امام حسين عليه‏السلامكنيم. مبادا روح دنياپرستى بر ما غالب شود، كه در آن صورت... .
متأسفانه برخى گرفتار دنيا و آرايه‏هاى آن شده‏اند. روز گذشته شخصى ثروتمند و صاحب زمين‏هاى متعدد، خانه و باغ اين جا بود. به او پيشنهاد دادم قدرى از مال خود را به امام حسين عليه‏السلام اختصاص دهد، او پرسشگرانه پرسيد: يعنى زمين خود را بفروشم!
پاسخ اين آقا و امثال او اين است: چرا نه؟! كدام خريدار و پاداش‏دهنده از امام حسين عليه‏السلام و اميرالمؤمنين عليه‏السلام بهتر است!؟ اين بزرگواران عنايت مى‏كنند و لطف دارند. پر واضح است، اگر طرف معامله انسان، اين بزرگواران باشند، داد و ستد تماما سود و بركت خواهد بود. همگى‏مان از پير و جوان، زن و مرد، عالم و عامى، ثروتمند و مستمند، مانند آن پيرزن، با اميرالمؤمنين عليه‏السلام با سيدالشهدا عليه‏السلام معامله كنيم.
اينك در آستانه ماه ذيحجه و عيد غدير هستيم و پس از آن عاشورا فرا مى‏رسد. آن‏كس كه پول دارد با پول خود و آن كه ندارد با بيان و زبان خود در اين راه خدمت كند.

:: هشدار!

مبادا كسى در اين مسير و بر ضد دستگاه اهل بيت عليهم‏السلام به ويژه موضوع غدير و عاشورا كارشكنى كند و اقدام خود را خيرانديشى بپندارد[6] و مبادا كسى را در پيمودن اين راه سرد كند. بانوان و آقايان و همه و همه موظفند نزديكان و بستگان خود را در پيمودن اين راه و پاى بندى به آن تشويق كنند. خداى ناكرده فضايى به وجود نيايد كه به خرده حساب‏هاى شخصى پرداخته شود. همگى بايد يكديگر را به اين سو، جهت دهيم كه قصه غدير و عاشورا و دستگاه حضرت امام حسين عليه‏السلامبه ميدان ستيز و تصفيه حساب‏هاى فردى تبديل نشود، بلكه بايد همه تلاش‏ها براى خوب شناختن و بهتر معرفى كردن غدير و عاشورا باشد.
اگر فردى در معامله‏اى زيان ببيند شب را تا به صبح بيدار مى‏ماند و يك دم فارغ از اندوه نيست. گاهى نيز تحت تأثير فشار روحىِ ناشى از زيان مالى، انگشت حسرت به دندان گرفته، مى‏گزد، اما نه آن‏قدر كه انگشت خود را زخم و خونين كند. حال اگر روز قيامت كه يكى از نام‏هايش چنان كه در قرآن كريم آمده «يوم الحسرة» است، فرا برسد زيانْ ديدگان در آن روز چه خواهند كرد؟
مرحوم علامه مجلسى ـ رضوان اللّه‏ عليه ـ روايتى نقل مى‏كند كه مى‏فرمايد: «در آن روز افرادى كه زيان ديده و آخرت خويش را از دست داده‏اند، انگشت حسرت به دندان گرفته، چنان مى‏فشرند كه بندبند انگشتان خويش را قطع مى‏كنند و همچنان بندهاى بالاتر انگشتان و سرانجام مچ دست خود را از سر حسرت به دندان گرفته، قطع مى‏كنند».
همت كنيم و از خدا بخواهيم كه از اين جماعت نباشيم.
از خداى منان مسألت دارم زيارت شما را مقبول درگاه كريمه اهل بيت حضرت فاطمه معصومه عليهاالسلام قرار دهد و مشمول عنايت حضرت بقية اللّه‏ الاعظم ـ عجل اللّه‏ تعالى فرجه الشريف ـ باشيد و حاجت‏روا به خانه و كاشانه خويش باز گرديد. اميدوارم به بركت حديث شريف كساء و عنايت اهل بيت عليهم‏السلام در راه احياى غدير و عاشورا توفيق روزافزون به دست آوريم و در اين راه كوتاهى نكنيم؛ و به لطف خداى مهربان، خود ما و نسل ما در راه آنان بوده و تا ابد باشيم، ان‏شاء اللّه‏.

وصلى اللّه‏ على محمد وآله الطاهرين


(1). اين سخنرانى در روز هجدهم ماه ذيقعدة الحرام سال 1428 هجرى در جمع كثيرى از شركت‏كنندگان و مسئولين هيئت حديث كساءِ اصفهان، ايراد شده است.
(2). سوره حج، آيه 32.
(3). شيخ عبداللّه‏ بحرانى، العوالم بخش امام حسين عليه‏السلام، ص 525.
(4). كامل الزيارات، ص 101.
(5). وى از اصحاب امام باقر و امام صادق عليهماالسلام و از اصحاب اجماع و از اساتيد ابن ابى عمير بوده است. برخى رواياتى كه ابن ابى عمير از امام باقر عليه‏السلامنقل كرده، از طريق محمد بن مسلم است.
(6). خداى متعال چنين افرادى را زيان‏كارترين كس خوانده، مى‏فرمايد: «قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُم بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَـلاً * الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِى الْحَيَوةِ الدُّنْيَا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا»؛ «بگو: آيا شما را از زيانكارترين مردم آگاه گردانم؟ [آنان] كسانى‏اند كه كوشش‏شان در زندگى دنيا به هدر رفته و خود مى‏پندارند كه كار خوب انجام مى‏دهند» سوره كهف، آيات 103 ـ 104.
 
 
 
منبع :
http://www.shirazi.ir/librari/ghadir-ashura/01.htm


 نگاشته شده توسط ru siyah در دوشنبه 23 آبان 1390  ساعت 7:42 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



سرتاسر حیات طیبه رسول ‌اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و لحظه به لحظه آن در نزد مسلمانان دارای اهمیتی بس شگرف و والاست؛ چرا که نه تنها کلام رسول‌ اکرم به نص صریح آیات قرآن، عاری از هرگونه هوا و هوس و متصل به سرچشمه وحی است(2)، بلکه عمل و فعل آن بزرگوار نیز بر تک تک مسلمانان حجت است و صراط مستقیم را به عالمیان می‌نمایاند.(3) اما در این میان، مقاطعی خاص از زندگی آن بزرگوار، به جهات گوناگون از اهمیتی ویژه برخوردار می‌باشد که یکی از بارزترین آنها، واقعه غدیر خم است. واقعه غدیر از ابعاد مختلف و از جهات متفاوت، دارای درخشندگی و تلألؤ خاصی در تاریخ اسلام است. کمتر مقطع تاریخی را می‌توان در جهان اسلام یافت که از لحاظ سند، اطمینان از اصل وقوع، کثرت راویان و اعتماد بزرگان و علمای مسلمین، قوت و استحکامی نظیر این رویداد مهم داشته باشد.

هنگامی که به راویان حدیث غدیر می‌نگریم، در مرتبه نخست نام اهل‌ بیت گرامی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) یعنی امام ‌علی (علیه السلام)، فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) دیده می‌شود و در مرتبه بعدی نام حدود 110 تن از صحابه پیامبر اسلام(4) به چشم می‌خورد که در این میان، نام افرادی شاخص از میان صحابه همچون:

1-     ابوبکر بن ابی­‌قحافه

2-     عمر بن ‌الخطاب

3-     عثمان بن عفان

4-     عایشه بنت ابی‌بکر

5-     سلمان فارسی

6-     ابوذر غفاری

7-     عمار یاسر

8-     زبیر بن‌ عوام

9-     عباس بن عبدالمطلب

10- ام سلمه

11- زید بن ‌ارقم

12- جابر بن عبدالله‌ انصاری

13- ابوهریره

14- عبدالله ‌بن ‌عمر بن ‌الخطاب

 

 

و... توجه آدمی را به خود جلب می‌کند که تمامی آنان در محل غدیر حاضر بوده‌اند و حدیث غدیر را بدون واسطه نقل نموده‌اند. سپس در میان تابعین(5)، حدیث غدیر از 83 تن از تابعین نقل شده است که از جمله آنان می‌توان به:

1-      اصبغ بن‌ نباته

2-      سالم‌ بن ‌عبدالله ‌بن عمر بن الخطاب

3-      سعید بن‌ جبیر

4-      سلیم‌ بن قیس

5-      عمر بن عبدالعزیز(خلیفه اموی)

و... اشاره نمود.

پس از تابعین، در میان علمای اهل تسنن از قرن دوم تا قرن سیزدهم، 360 تن، حدیث غدیر را در آثار خویش نقل نموده‌اند که 3 تن از صاحبان صحاح سته (صحاح ششگانه)(6) و دو تن از پیشوایان فقهی اهل تسنن(7) نیز در شمار این بزرگان جای دارند.(8)

در بین محدثین و علمای شیعه نیز افراد فراوانی حدیث غدیر را در کتب مختلف، روایت نموده‌اند، که تعداد دقیق آنان مشخص نیست. از این اندیشمندان می‌توان به:

1-      شیخ کلینی

2-      شیخ صدوق

3-      شیخ مفید

4-      سید مرتضی

و... اشاره نمود.(9)

بنا بر آنچه که ذکر گردید، در میان بزرگان و محدثین اهل سنت و به دنبال دقت آنان بر روی راویان و طرق متفاوت نقل حدیث غدیر، اندیشمندان بسیاری، حدیث غدیر را حدیثی حسن(10)(11) و عده کثیری روایت غدیر را روایتی صحیح(12) دانسته‌اند(13) و حتی نزد عده‌ای از بزرگترین صاحبنظران اهل تسنن، با توجه به شمار فراوان راویان و طرق متعدد نقل حدیث، که روایت غدیر دارد، آنرا حدیثی متواتر(14) ذکر نموده‌اند.(15) علما، بزرگان و محدثین شیعه نیز بالاتفاق، غدیر را حدیثی متواتر می‌دانند.(16)(17)

بر این اساس و بر طبق آنچه که گذشت، به خوبی آشکار می‌گردد یکی از مهمترین وقایع تاریخ پرفراز و نشیب اسلام که در بین عامه مسلمانان، واقعه‌ای مسلم، پذیرفته شده و قطعی تلقی می‌گردد، واقعه غدیر خم است.

از منظری دیگر، آنچه که بر گونه غدیر، رنگ جاودانگی می‌زند؛ و اهمیت این واقعه را مضاعف می‌گرداند، نزول 2 آیه از قرآن‌کریم، یکی آیه 67 سوره مائده(18) و دیگری آیه 3 سوره مائده،(19) در ارتباط با این رویداد بزرگ است که بر طبق نظر مفسران نام‌آور شیعه و سنی، شأن نزول این آیات، مربوط به واقعه غدیر خم می‌باشد.(20)(21) هنگامی که کمی بیشتر در مقایسه مفاد این آیات و لحن آنها با سایر آیات قرآن کریم می‌اندیشیم، درمی‌یابیم اگر نگوییم چنین آهنگ کلامی در میان سایر آیات بی‌نظیر است، لااقل کمتر آیه‌ای را می‌توان یافت که مضامین و لحنی شبیه به این دو آیه داشته باشد. طبیعی است هر مسلمان هنگامی که در تلاوت قرآن بدین دو آیه می‌رسد، شگفت زده از خویش بپرسد این چه امر خطیری است که عدم ابلاغ آن توسط پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، ‌زحمات 23 ساله آن حضرت را تباه می­‌گرداند و در این صورت نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هرگز رسالت خویش را به مردم نرسانده و وظیفه پیامبری را بجای نیاورده است؟ واقعاً این چه پیامی است که خداوند متعال به پیامبر خویش وعده داده است تا او را در زمینه ابلاغ آن، حافظ و نگهدار باشد؟ به علاوه، مگر این موضوع چه اهمیتی دارد که ابلاغ این پیام به امت و پیروی مردم از آن، سبب کامل شدن دین و تمام شدن نعمت و رضایت پروردگار می­‌گردد؟

پس دیگر جای هیچ تردیدی باقی نمی­ماند که روز نزول و ابلاغ این امر مهم و خطیر که بدین واسطه، روز اکمال دین و رضایت پروردگار محسوب می‌گردد، دارای اهمیت بسزایی در میان مسلمین خواهد بود.(22)

از آنچه که گذشت، مشخص می­گردد علاوه بر مورخان که به تناسب فن خویش (و البته به دلیل اثرات و نتایجی که بر پایه این مطالعه بنا می‌گردد)، به واقعه غدیر نگاهی موشکافانه دارند،(23) غدیر از آن جهت که حدیثی قطعی و متواتر است و کار یک محدث، شناسایی احادیث معتبر و دقت بر روی مفاهیم آنهاست، مورد توجه محدثین است(24) و دارای جایگاهی ویژه در کتب مختلف حدیث می‌باشد. به خاطر نزول 2 آیه ویژه از قرآن کریم درباره این واقعه که القاکننده مفهومی منحصر بفرد و دارای لحنی کم‌نظیر در میان سایر آیات است، غدیر منشأ بحثهای گوناگونی در کتب تفسیری می‌باشد.(25) با تکیه بر مفاهیم این آیات و اثرات شگرف اعتقادی مترتب بر آن، این واقعه منظور نظر مخصوص متکلمان واقع گشته است.(26) حتی لغویین نیز توجه خاص خویش را به این رویداد مهم معطوف داشته‌اند و به هنگام شرح و توضیح کلمه غدیر خم (که نام محلی است)، به اصل این رویداد اشاره نموده‌اند.(27) ادیبان و شعرای بسیاری در میان امت اسلامی در طول 14 قرن، از همان لحظه وقوع و در همان صحنه گرفته تا روزگار معاصر، همواره این واقعه بزرگ را در آثار و اشعار خویش، توصیف و تشریح نموده‌اند.(28)

آنچه که تاکنون ذکر شد، گوشه‌ای از اهمیت رویداد غدیر خم بود که در حد گنجایش این مقاله، به آن اشاره گردید. ما در این مجال به دنبال جستجو و تحقیق درباره این رویداد بزرگ اسلامی و این بُرهه از حیات رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌باشیم تا هرچه بیشتر و البته با رعایت اختصار، بتوانیم زوایای گوناگون آن را بررسی نماییم. لذا در ادامه،‌ ابتدا اصل واقعه را به گونه‌ای که در بین مسلمین مشهور و مورد اتفاق است، نقل نموده، سپس به بررسی مفاد حدیث غدیر می‌پردازیم و بر روی مفاهیم آن،‌ هرچه بیشتر تأمل می‌نماییم و در انتها نیز نتایجی را که به دنبال واقعه غدیر جلوه‌گر می‌گردد و مستلزم توجه ویژه مسلمانان می‌باشد، بر می­شماریم.

 

واقعه غدیر خم

پیامبر اکرم بنا بر امر الهی، در سال دهم هجرت تصمیم به زیارت خانه خدا و بجاآوردن حج نمودند؛ لذا مردم را از این امر مطلع کردند(29) و حتی برای آگاه‌ نمودن اهالی مناطق مختلف، قاصدانی را به آن شهرها گسیل داشتند. فرستادگان حضرت نیز همانگونه که وجود مقدس رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) خود اعلام نموده بودند، این پیام را به مردم رساندند که این آخرین حج رسول خداست و این سفر دارای اهمیت فراوانی است. هر کس که توانایی و استطاعت آن را دارد، بر او لازم است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را در این سفر همراهی نماید. گرچه رسول‌ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با همراهی عده‌ای از اصحاب خویش پیش از این، اعمال عمره مفرده را انجام داده بودند،(30) اما این نخستین بار و تنها مرتبه‌ای در طول حیات طیبه پیامبر اسلام بود که بنا بر امر الهی، حضرت تصمیم به بجای­آوردن و تعلیم مناسک حج گرفتند. پس از این اعلام، جمعیت کثیری در مدینه جهت همراهی با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و بجای آوردن اعمال حج، مجتمع گشتند. مورخان و صاحب‌نظران از این سفر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) با عنوان حجة‌الوداع(31)، حجةالاسلام، حجة‌البلاغ(32)، حجة الکمال و حجة التمام(33) یاد می­نمایند.

رسول‌ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با پای پیاده و در حالیکه غسل نموده بودند، در روز شنبه 24 یا 25 ذیقعده به همراه همراهان خود و اهل‌بیت گرامیشان و عامه مهاجرین و انصار و جمعیت کثیری که گرداگرد حضرت اجتماع کرده بودند، به قصد بجای آوردن مناسک حج از مدینه خارج گشتند. تعداد جمعیتی که به همراه حضرت از مدینه خارج شده بودند را بین 70000 تا 120000 (و حتی برخی بیشتر از 120000) نقل نموده‌اند؛(34) اما افراد بسیاری به غیر از این عده، نظیر اشخاصی که در مکه مقیم بودند و یا اشخاصی که از شهرهای دیگر خود به مکه آمده و در آنجا به حضرت ملحق شدند، به همراه پیامبر و با اقتدای به ایشان مناسک حج را در این سفر بجای آورده و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را همراهی نمودند. امام علی، پیش از تصمیم پیامبر برای بجای آوردن مناسک حج، از طرف ایشان برای تبلیغ اسلام و نشر معارف الهی به یمن فرستاده شده بودند؛ اما هنگامی که از تصمیم پیامبر برای سفر حج و لزوم همراهی سایر مسلمین با آن حضرت در این سفر، آگاه گشتند، به همراه عده‌ای از یمن به سمت مکه حرکت نمودند و در آنجا پیش از آغاز مناسک، به رسول‌ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) ملحق شدند.(35)

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و همراهیان آن حضرت، در میقات مسجد شجره مُحرم گشتند و بدین ترتیب اعمال حج را آغاز نمودند. گرچه اصول و کلیات مناسک حج قبلاً و به هنگام نزول آیات مربوطه، توسط رسول‌ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) توضیح داده شده بود، اما در این سفر، پیامبر این اعمال را به طور عَملی برای مردم آموزش داده و جزئیات را برای آنان تبین نمودند و در مواقف گوناگون، با ایراد خطابه، مردم را نسبت به سایر تکالیف الهی و وظایف شرعیشان آگاهی بخشیدند.

سرانجام اعمال حج، پایان یافت و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به همراه جمعیت کثیری که ایشان را همراهی می‌نمودند، شهر مکه را ترک نمودند و رهسپار مدینه شدند که در بین راه به محل غدیر خم رسیدند.

غدیر در لغت به معنای آبریز و مسیل،(36) و غدیر خم در جغرافیا، نام محلی است که به خاطر وجود برکه‌ای در این محل، که در آن آب باران جمع می­‌شده است، به این نام (غدیر خم) شهرت یافته است. غدیر در 3 - 4 کیلومتری جُحفه واقع شده و جحفه در 64 کیلومتری مکه قرار دارد که یکی از میقاتهای پنجگانه می‌باشد. در جحفه راه اهالی مصر، مدینه، عراق و شام از یکدیگر جدا می‌شود.(37) غدیر خم به علت وجود مقداری آب و چندین درخت کهنسال، محل توقف و استراحت کاروانیان واقع می‌شد اما دارای گرمایی طاقت ‌فرسا و شدید بود.(38)

هنگامی که رسول‌ اکرم در روز 5‌شنبه 18 ذی‌الحجه به وادی غدیر خم رسیدند و پیش از جدایی اهالی شام، مصر و عراق از میان جمعیت، جبرئیل امین از جانب خداوند بر ایشان نازل گردید و آیه: « یا أیها الرّسول بلّغ ما أنزل الیک من ربّک فان لم تفعل فما بلّغت رسالته و الله یعصمک من النّاس »(39) را نازل نمود و از جانب حق تعالی، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را امر نمود تا حکم آنچه را که در قبل بر پیامبر درباره امام علی نازل گشته بود، به مردم ابلاغ نمایند. در این هنگام، پیشتازان کاروان و افرادی که جلوتر حرکت می‌نمودند، حوالی جحفه رسیده بودند. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از نزول آیه، دستور توقف کاروانیان را صادر نمودند و امر فرمودند تا آنانی که پیشاپیش حرکت می‌نمودند، به محل غدیر بازگردند و افرادی که در پس قافله، عقب مانده بودند، سریعتر به کاروان در این وادی، ملحق شوند.(40) همچنین به چند تن از صحابه دستور دادند تا فضای زیر چند درخت کهنسال را که در آن محل قرار داشتند، آماده نمایند؛ خارها را از زمین برکنند و سنگهای ناهموار موجود در زیر آن درختان را جمع‌آوری نمایند. در این هنگام، زمان به جای آوردن نماز ظهر فرارسید و رسول‌ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فریضه ظهر را در گرمای شدید،(41)(42) به همراه جمعیت کثیر حاضر، ادا نمودند. شدت گرما در وادی غدیر به حدی بود که اشخاص، گوشه‌ای از ردا و لباس خویش را برای در امان بودن از شدت تابش آفتاب، بر سر می‌افکندند و مقداری از آنرا برای کاستن از شدت گرمای شنها و سنگها، در زیر پای خویش می‌گستردند.(43) برای رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز پارچه‌ای بر روی شاخسار آن درختان کهن افکندند تا مانعی در برابر حرارت موجود و تابش خورشید، ایجاد نمایند. هنگامی که حضرت از نماز فارغ گشت، از جهاز شتران، در همان محلی که به فرمان رسول خدا توسط صحابه آماده شده بود، منبری ساختند و وجود مقدس پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بر فراز آن در آمدند و شروع به ایراد خطبه، با صدایی بلند و رسا نمودند؛ در حالیکه جمعیت فراوان همراه پیامبر، بر گرداگرد حضرت جمع گشته بودند و به سخنان نبی‌اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) گوش فرا می‌دادند و برخی از افراد نیز برای آنکه همگان از کلام رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مطلع گردند، سخنان آن حضرت را با صدایی بلند برای افرادی که دورتر قرار داشتند، تکرار می‌نمودند.

خطابه حضرت در میان جمعیت بدین گونه ایراد گردید:

« حمد و ستایش مخصوص خداوند است و از او یاری می‌خواهیم و به او ایمان داریم و از شرور نفسهایمان و زشتیهای کردارمان، به او پناه می­بریم؛ خداوندی که هدایتگری وجود ندارد برای کسانی که گمراهشان نماید و گمراه کننده‌ای وجود ندارد برای اشخاصی که او هدایتشان نماید و شهادت می‌دهم که جز خدا، معبودی نیست و محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) بنده و فرستاده اوست و اما بعد؛ ای مردم، خداوند لطیف و خبیر (دارای لطف فراوان و بسیار آگاه) مرا خبر داد که من به زودی (به سوی او) فرا خوانده می‌شوم و (دعوت او را) اجابت خواهم نمود.(44) من مسئول هستم و شما نیز مسئولید. پس (درباره دعوت و مسئولیت من) چه می‌گویید؟ »

حاضران در پاسخ گفتند: « شهادت می‌دهیم که دعوت خویش را ابلاغ نمودی و نصیحت کردی و کوشش نمودی، پس خداوند شما را جزای خیر دهد.»(45)

سپس رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: « آیا شهادت نمی‌دهید که معبودی جز خدا نیست و محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) بنده و فرستاده اوست؟ و (آیا شهادت نمی‌دهید که) بهشت و دوزخ خداوند، حق است و مرگ، حق است و قیامت می‌آید و در آن شکی نیست و خداوند کسانی را که در قبرها هستند مبعوث می‌گرداند؟»

حاضران گفتند: « بله ای رسول خدا، شهادت می‌دهیم.»

سپس در ادامه، رسول اکرم خداوند را بر این امر شاهد گرفتند و از مردم پرسیدند: « آیا (کلام مرا) می‌شنوید؟»

حاضرین گفتند: « بله یا رسول‌الله.»(46)

پس حضرت فرمودند: « من پیش از شما در کنار حوض (کوثر) حاضر می‌گردم و شما در کنار آن بر من وارد می‌گردید و عرض آن به اندازه فاصله مابین بُصری (شهری در حوالی شام) و صَنعا (شهری در یمن) می­باشد. در آن قدحهایی به تعداد ستارگان، از جنس نقره است؛ پس بنگرید که پس از من چگونه درباره ثقلین (دو شئ گرانبها) رفتار می‌نمایید.»

در این هنگام فردی ندا داد که « ثقلین چه هستند ای رسول‌ خدا؟»

رسول اکرم فرمودند: « ثقل اکبر کتاب خداست. جانبی از آن به‌دست خداوند و جانب دیگر آن در دستان شماست. پس به آن متمسک شوید. (آنرا گرفته و از هدایت آن بهره‌ برید.) که اگر به آن تمسک جویید، گمراه نمی‌شوید و ثقل دیگر و کوچکتر، عترت من هستند. خداوند لطیف خبیر مرا خبر داد که این دو ثقل تا هنگامی که در کنار حوض بر من وارد شوند، از یکدیگر جدا نمی‌گردند(47) و من این را از پروردگارم مسئلت نموده‌ام. پس، از این دو پیشی نگیرید که هلاک می‌گردید و از این دو، باز نمانید که هلاک می‌شوید.(48)»

سپس رسول خدا، دست امام علی را بلند نمود تا همه مردم، ایشان را در کنار رسول خدا مشاهده نمودند.(49) در این هنگام رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از حاضرین پرسیدند: « ای مردم، آیا من از خود شما، بر شما اولی و مقدم­تر نیستم؟»(50)(51)

مردم پاسخ دادند: « بله، ای رسول خدا.»(52)

حضرت در ادامه فرمودند: «خداوند ولی من است و من ولی مؤمنین هستم و من نسبت به آنان از خودشان اولی و مقدم‌ می‌باشم.»(53)

آنگاه فرمودند: « پس هر کس که من مولای او هستم، علی مولای اوست.»(54)، رسول خدا 3(صلی الله علیه و آله و سلم) بار این جمله را تکرار نمودند(55) و فرمودند: «خداوندا، دوست بدار و سرپرستی کن، هر کسی که علی را دوست و سرپرست خود بداند و دشمن بدار هر کسی که او را دشمن می‌دارد(56) و یاری نما هر کسی که او را یاری می­‌نماید و به حال خود رها کن، هر کس که او را وا می­گذارد.(57)»

سپس خطاب به مردم فرمودند: «ای مردم، حاضرین به غایبین (این پیام را) برسانند.»(58)

هنوز جمعیت متفرق نگشته بودند که بار دیگر جبرائیل نازل شد و از جانب خداوند، آیه: « ألیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الإسلام دیناً»(59) را بر پیامبر فرو فرستاد. هنگامی که این آیه نازل گردید، نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «الله‌اکبر بر کامل ‌شدن دین و تمام گشتن نعمت و رضایت پروردگار به رسالت من و ولایت علی پس از من.»(60)

در این موقع، مردم به امیر مؤمنان، امام علی(علیه السلام) تهنیت گفتند. از جمله کسانی که پیشاپیش سایر صحابه، به امام علی تهنیت گفتند، ابوبکر و عمر بودند. عمر پیوسته خطاب به امیر مؤمنان می‌گفت: « بر تو گوارا باد ای پسر ابیطالب، تو مولای من و مولای هر مرد و زن با ایمان گشتی.»(61)

در این هنگام، حسّان بن ثابت که از شعرای زبردست بود از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) اجازه خواست تا آنچه را که در این موقف درباره امام علی (علیه السلام) از رسول ‌اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیده است، در ضمن ابیاتی بسراید. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «به برکت الهی، بگو.» حسّان، خطاب به بزرگان قریش گفت: « ای بزرگان قریش، سخن مرا به گواهی و امضای پیامبر گوش کنید.» و این چنین سرود:

«در روز غدیر پیامبرشان با بانگ بلند ندایشان در داد، غدیری که در سرزمین خم قرار داشت و ای کاش مردم جهان بودند و رسول خدا را در حال ندا می‌دیدند که می‌فرمود: آیا من سرپرست و ولی شما نیستم؟

مردم در پاسخ او بدون هیچ پرده‌ پوشی گفتند: معبود تو، مولای ما و تو ولی ما هستی؛ و تو ای خواننده شعر، اگر در آنجا بودی، حتی یک نفر هم مخالف نمی­‌یافتی.

در این هنگام رو به علی‌بن‌ابیطالب کرد و فرمود: یا علی، برخیز که من تو را برای امامت و هدایت خلق بعد از خود (و از جانب خداوند) شایسته دیدم.»(62)(63)

آنچه ذکر شد، خلاصه جریان غدیر بود و همانگونه که در پاورقی­ها، با تفصیل ذکر گردید، علمای بزرگ اهل تسنن و تشیع، آنرا نقل نموده‌اند.

منبع : http://www.roshd.org/per/beliefs/?bel_code=94

 

 

 




 نگاشته شده توسط ru siyah در دوشنبه 23 آبان 1390  ساعت 7:36 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



علی(ع) پس از به خلافت رسیدن، شاهد عدم پذیرش از سوی برخی و حرف و حدیثهایی از سوی دیگر بود.

برای اثبات مشروعیت ولایتش مجبور شد طی مراسمی به «حدیث غدیر»، استشهاد و احتجاج کند. متنی که می خوانید، صورت یکی از نقلهای متعددی از این احتجاج است که در میدانگاه کوفه در سال 35 هجری انجام گرفته است. (1)

علی(ع) آن روز در رحبه (میدانگاه کوفه) به پاخاست و پس از ثنا و ستایش خداوند، فرمود:

شما را به خداوند سوگند می دهم، هر کس که در روز غدیر خم حاضر بود، برخیزد. تنها آنان که خودشان حاضر و ناضر بودند برخیزند، نه آنانکه می گویند: چنین شنیدم، یا به ما چنین خبر رسید که...».

هفده نفر برخاستند، از جمله: ابو ایوب انصاری، خزیمة بن ثابت، ابوسعید خدری، ابوقدامه انصاری، ابوهیثم بن تیهان و ... مردانی از قریش.

علی(ع) فرمود: آنچه را شنیدید، باز گویید.

گفتند: همراه پیامبر(ص) از آخرین حج باز می گشتیم. ظهر فرا رسید. پیامبر(ص) بیرون آمد و فرمان داد در پای درختی بساطی پهن کنند. سپس همگان را به نماز فرا خواند. همه نماز آمدیم. پس از برگزاری نماز، حضرت ایستاد و پس از حمد و ثنای الهی فرمود:

- ای مردم! چه می گویید؟

- شهادت می دهیم که رسالت خویش و پیام خدا را ابلاغ کرده ای.

سه بار فرمود: خدایا شاهد باش.

سپس افزود: نزدیک است (از سوی خدا) مرا فرا خوانند و من پاسخ ندای الهی گویم. من مسؤولم، شما نیز مسؤولید.

سپس فرمود: ای مردم! من دو وزنه سنگین، قرآن و اهل بیتم و عترتم را میان شما بر جای می گذارم. اگر به این دو چنگ زنید، هرگز گمراه نخواهید شد. نیک بنگرید که پس از من با این دو ودیعه چه خواهید کرد! این دو از هم جدا نخواهند شد تا در کنار حوض (کوثر) بر من وارد شوند. این را پروردگارم به من خبر داده است.

سپس فرمود: خداوند، مولای من است. من نیز مولای مؤمنانم. آیا چنین نمی دانید که من بر شما از خودتان شایسته ترم؟

سه بار گفتند: چنین است ای رسول خدا.

آنگاه دست علی امیرالمؤمنین(ع) را گرفت و بر افراشت و فرمود:

«من کنت مولاه فهذا علی مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه...»

وقتی حاضران چنین شهادت دادند، امیرالمؤمنین(ع) فرمود:

«راست گفتید. من نیز بر این مساله گواهم »!

پی نوشت:

1- الغدیر، ج 1، ص 176، به نقل از «جواهر العقدین » سمهودی.

منبع : حوزه نت



 نگاشته شده توسط ru siyah در شنبه 21 آبان 1390  ساعت 8:10 AM
نظرات 1 | لینک مطلب




دیوان شعرای شیعی و سنی لبریز از اوصاف حضرت علی علیه السلام در حاثه غدیر است.

هرکدام از این شعرا با سروده هایشان، اظهار ادب و ارادت خود را به ساحت حضرت علی بیان علیه السلام نموده اند که به تعدادی از آن ها اشاره می کنیم:

1. عطار نیشابوری (537-627)

شیخ فرید الدین ابو حامد محمد، ملقب به عطار نیشابوری می نویسد:

گفت پیغمبر به یارای سخن

پیک رب العالمین آمد به من

گفت حیدر را خدا این تحفه داد

بر همه خلق جهان فضلش نهاد

گشت داخل از یقین زوج بتول

در ولایت با خداوند و رسول

2. قاآنی شیرازی

وی از شعرای شهیر و توانمند قرن سیزدهم هجری - عصر قاجاریه - است که در مدح حضرت امیر چنین می سراید: رستگاری جو تا در حشر گردی رستگار

رستگاری چیست؟ در دل مهر حیدر داشتن

همچو احمد پای تا سر گوش باید شد ترا

تا توانی امتثال حکم داور داشتن

ذات حیدر افسر لولاک را زیبد گهر

تاج را نتوان شبه بر جای گوهر داشتن

3. ابن یمین فریومدی (685 - 769)

وی از جمله شاعرانی بود که در حادثه نهضت سربداران به آنها پیوست و در سلک پیروان معتقد این جنبش وسیع اجتماعی درآمد. قصاید ایشان در ستایش ائمه اطهارعلیهم السلام خصوصا امیرالمؤمنین از مشهورترین قصاید است.

مقتدای اهل عالم چون گذشت از مصطفی

ابن عم مصطفی را دان علی مرتضی

بهر اثبات امامت گر بود قاضی عدل

علم و جود و عفت و مردیش بس باشد گواه

وارث شاهی که از تشریف خاص مصطفی

کسوت من کنت مولاه به قد اوست راست

4. محیط قمی

میرزا محمد محیط قمی، ملقب به شمس الفصحاء، از شعرای نامدار اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم ه. ق است. بهترین ویژگی و بارزترین خصیصه شعر قمی آن است که او به غزل مجرد چشم ندارد، بلکه در تمام غزل های خویش به مدح خاندان وحی می پردازد و کمتر غزلی است که لااقل در پایان آن گریزی به مدح اولیای الهی نزده باشد و آن غزل را با مدح یکی از ائمه معصومین علیهم السلام به پایان نبرده باشد.

گرفت عهد ز اشیا، در دو روز رب قدیر

یکی بروز الست و یکی به روز غدیر

گرفت عهد ز ذرات بر خدایی خویش

نخست روز و دویم روز بر خلافت میر

وی سپس به مدح انتصاب نبی اکرم صلی الله علیه وآله توجه نموده و می سراید:

بگفتا هر که منش مقتدا و مولایم

علی است او را مولا، علی است بر او امیر

چنان که هارون از بهر موسی عمران

علی مراست وصی و علی مراست وزیر

5. سوزنی سمرقندی

سوزنی سمرقندی، ملقب به تاج الشعرا، از بزرگترین شعرای قرن ششم هجری است که نسبش به سلمان فارسی می رسد. او در دیوان خود، سیمای امیرالمومنین را این گونه به تصویر می کشد:

ایا مخالف اسلام و راه دین هدی

کشیده گردن از بیعت اولوالارحام

همی ندانی ای کور دل به عمری خویش

که احمد قرشی را وصی که بود و کدام؟

نگر که پای بر کتف مصطفی که نهاد

بتان ز کعبه که افکند و پاک کرد مقام

6. سنایی غزنوی ( 437- 535)

وی حکیمی توانا با اندیشه های بسیار والای عرفانی و انسانی بود که قصیده ای غرا با 186 بیت در وصف و منزلت زوج بتول و ابن عم رسول سروده است که به بخشی از آن اشاره می کنیم:

مر نبی را وصی و هم داماد

جان پیغمبر از جمالش شاد

نائب مصطفی به روز غدیر

کرده در شرع، مر او را به امیر

خوانده در دل و ملک، مختارش

هم در علم و هم علمدارش

7. ابواحسن میرزا

ابوالحسن میرزا، معروف به شیخ الرئیس قاجار که در سروده هایش خود را «حیرت » می نامد از شاعران نامی اواخر دوران قاجار محسوب می شود. میراث ادبی این شاعر عاشق ائمه اطهارعلیهم السلام دست نوشته های متعدد و شیوایی است که در اوصاف امامان همام سروده است.

در ملک ولایت ولی و والی و والاست

هر گونه تصرف کند او از همه بالاست

بایست بداند که علی سید و مولاست

آن کس که مرا مولی، می داند و سالار

وی در معرفی وصایت امیرالمومنین در روز غدیر خم، با شور و شعف زاید الوصفی، سراید:

اعلان وصایت کن و فرمای که الیوم

اکملت لکم دینکم، ای زمره انصار

فرموده نبی کاین حکم از عالم بالاست

امروز چو در رتبه، علی از همه اعلی ست

8.شهریار تبریزی ( 1285- 1367)

سید محمد حسین شهریار تبریزی از شاعران بنام آذربایجان شرقی (تبریز) است که در شاعری استعداد درخشانی داشت. در سراسر اشعاری وی، احساس، عشق و شیفتگی به اهلبیت علیهم السلام موج می زند. سروده ی معروف و شیرین او که به یمن کلام معصوم به وی الهام شده، برگ زرینی در کارنامه ی زندگی اوست:

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

وی در وصف امام شهیدش چنین سروده است:

یا علی نام تو بردم، نه غمی ماند و نه همی

گوئیا هیچ، نه همی بدلم بوده نه غمی

بابی انت و امی

شهریار در مقابل کسانی که مخالف عید غدیر بودند، سخت بر می آشفت و نهیب می زد که:

منکر عید غدیر خم و آن خطبه تنزیل

کر و کور است و عزازیل

با کرو کور چه عید و چه غدیری و چه خمی؟

بابی انت و امی

بی ولای علی و آل، چه فقهی و چه شمی؟

بابی انت و امی

9. صفی اصفهانی ( 1251- 1361)

حاج - شیخ میرزا محمد حسن نعمت الهی، ملقب به صفی اصفهانی، از بزرگترین عرفا و شعرای قرن سیزدهم هجری است که عشق به ائمه معصومین علیهم السلام او را شیفته و شوریده نمود و همواره فکر و ذکر و گفتارش را بر محور تبلیغ و گسترش مبانی مذهب تشیع قرار داد و از هیچ تلاشی در این مسیر فروگذارد ننمود:

چون به خم غدیر از ایزد

بر نبی شد خطاب کی احمد

سر برآر از گلیم و کن بر خلق

فاش اسرار شاه لم یولد

هین نترس از خان و کن ظاهر

آنچه از اسلام باشد آن مقصد

گو بر اسلامیان ندارد سود

بی تولای حیدر این اشهد

10. حکیم ناصر خسرو (394 -481)

وی از جمله شعرایی بود که در شعر خویش به جلالت و مقام علوی آن حضرت در واقعه غدیر خم پرداخت. مرحوم بدیع الزمان فروزانفر در توصیف او می نویسد: «به شاعری نظر نداشت و به لحاظ نشر دعوت و نفوذ عقیدت شعر می گفت.»

بهار دل دوستدار علی

همیشه پر است از نگار علی

علی از تبار رسول است و نبی ات

مگر شیعت حق تبار علی

شریعت کجا یافت نصرت مگر

ز بازوی خنجر گزار علی

عشق به امیرالمؤمنین در جان ناصر خسرو، شعله ای بر افروخته بود که به او حیات و هستی و امید می داد و او را به تحرک و تکاپو وا می داشت:

تن گور تست، خشم مگیر از حدیث من

زیرا که خشم گیر نباشد سخن پذیر

بهتر رهی بگیر که دو راه پیش تست

سوی بینه راه طلب کن یکی خفیر

بنگر که خلق را به که داد و چگونه گفت

روزی که خطبه کرد نبی بر سر غدیر

دست علی گرفت و بدو داد جای خویش

گر دست او گرفت، از دست او مگیر

11. مولوی بلخی ( 604- 672)

مولانا جلال الدین، محمد بن بهاءالدین، محمد بلخی مولوی، مشهور به رومی و ملای روم از دیگر شعرایی است که در اقالیم عشق به ساحت مقدس امیرالمومنین وارد شده و عرض ادب نموده است .

راز بگشا ای علی مرتضی

ای پس از سوء القضا، حسن القضا

چون تو بابی آن مدینه علم را

تو شعاعی آفتاب حلم را

مولوی از حضرت امیر و فرزندانش در مثنوی و دیوان کبیر خود، موسوم به «دیوان شمس » که در فراق عارف بزرگ (شمس تبریزی) سروده است، به تفصیل سخن سرایی نموده و با احترام سروده است:

از علی آموز اخلاص عمل

شیر حق را دان منزه از دغل

ای علی که جمله عقل و دیده ای

شمه ای واگو از آن چه دیده ای

در مروت ابر موسایی به تیه

کآمد از وی خوان و نان بی شبیه

او همچو باقی شیفتگان دربار عصمت با خلوص تمام به این قبله عشق ورزی نموده و سروده است:

ای شاه شاهان جهان، الله مولانا علی

ای نور چشم عاشقان، الله مولانا علی

حمد است گفتی نام تو، ای نور فرخ نام تو

خورشید و مه هندوی تو، الله مولانا علی

آن نور چشم انبیا احمد که بد، بدر دجا

می گفت در قرب دنی، الله مولانا علی

شاهم علی مرتضی، بعدش حسن نجم سماء

خوانم حسین کربلا، الله مولانا علی

12. طوطی همدانی (1330 - 1369)

میرزا ابوالحسن طوطی همدانی، عارف و ادیبی است بزرگ که از مفاخر ادبی شیعه در قرن چهاردهم هجری محسوب می شود. وی از شعرایی بود که در مدایح و مولودی، همواره زبان به ذکر علی و آل علی مترنم می نمود:

بگو به صدق هر نفس گرت دلیست منجلی

علی علی، علی علی، علی علی، علی علی

روا بود که ذکرشان شود به نغمه جلی

علی علی، علی علی، علی علی، علی علی

بگو گرت بود به سر، هوای جان صیقلی

علی علی، علی علی، علی علی، علی علی

سرود دلربا بخوان بدین ترانه جلی

علی علی، علی علی، علی علی، علی علی

و در اثبات جانشینی بلافصل و مدح حضرت امیر می سرود:

پیشوایی بعد احمد غیر حیدر هست، نیست

غیر حیدر جانشینی به پیمبر هست، نیست

نیست کاری خارج از کار خدا در هر دو کون

دست حق در هر دو عالم غیر حیدر هست، نیست

در غدیر خم که شد منصوص از امر خدا

دیگری غیر از علی مولا و سرور هست، نیست

13. فردوسی ( 329 -411)

حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعر و استاد بی همتای شعر فارسی و یکی از بزرگترین حماسه سرایان جهان در نیمه اول قرن چهارم; یعنی در سال 329 هق (سال آغاز غیبت کبرای امام عصر عج) در معرفی وجود مهربان حضرت علی علیه السلام چنین نوشت:

چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی

خداوند امر و خداوند نهی

که من شهر علمم علی در اوست

درست این سخن گفت، پیغمبر اوست

14.محمد علی مردانی

از شعرای ولایتی معاصر می توان به پیر عاشورایی، محمد علی مردانی اشاره کرد. وی سراسر عمر خود را در عرصه فرهنگ و ادبیات و عشق و ادب به آستان با سعادت اهلبیت علیهم السلام سپری نموده و در کتاب خویش از اوصاف محبوبش حکایت می نماید و هر ورق آن چشمه ای از دریای عشق و علاقه او به این خاندان است.

شمع راه هدایت است علی

مه برج ولایت است علی

مهر تابان آسمان جلال

گوهر بحر فضل و علم و کمال

حامی دین و حافظ قرآن

مجری عدل و خصم قول ضلال

وی سپس به بیان صفات عالیه حضرت پرداخته و می نویسد:

مظهر سر وحدت است علی

قهرمان شجاعت است علی

منبع فیض خالق سرمد

کان جود کرامت است علی

لوح تفضیل ملک هستی را

رهبر با درایتست علی

15. حسان

حبیب چایچیان، ملقب به حسان، مداح دربار اهل بیت و شاعر آستان قدس ائمه اطهارعلیهم السلام است که از سرایندگان بنام مذهبی محسوب می شود. قریب به اتفاق سروده های وی در مدح و فضیلت امامان معصوم است و تاب تحمل مخالفین خاندان را نه در اجتماع که در شعرش هم ندارد.

پایی که نیست همره مولا، شکسته باد

دستی که نیست یاور آن شاه، بسته باد

تکمیل دین از او شد و نعمت از او تمام

عید غدیر بر همه، یا رب خجسته باد

و در عرض عجز از بیان شخصیت والای حضرت امیرالمومنین علیه السلام می سراید:

در مدح تو ای مظهر اضداد چه گوئیم

بالاست مقام تو و گفتار، قصیر است

با این که تویی پادشه عالم هستی

کرباس ترا، جامعه و فرش تو حصیر است

16.احمد عزیزی

وی از شاعران شوریده ای است که در کمترین زمان و با سروده هایی; نظیر «لاله های زهرایی » جای خود را در میان شاعران اهل بیت پیدا نمود. در قصیده ای در مقام حضرت امیر چنین اظهار می دارد .

ای ز شطرنج حقیقت گشته مات

کیش خود را کن رها بنگر حیات

از علی و آل او جو درد عشق

جفت شش آورده حق، در مزد عشق

آب و رنگ باغ، آب و گل، علی است

صورت آئینه کامل علی است

17. ارمغان بهداروند

شاعر جوانی که قصد دارد با سروده های علوی و حسینی اش، در بین خطه شاعران دربار وحی جایی پیدا کند و تاکنون در سروده های خود کوشش زیادی در بیان مقام و منزلت این خانواده نموده است:

حرف آخر عشق، انتخاب سرخ، مولای سبز پوشی بود

آن گاه غدیر، به خداوند علم و شمشیر اعتراف کرد

و رستنگاه تلاقی، نبوت و امامت

به التیام زخم غربت عشق، هبوط کرده بود

و... او قرینه محمد صلی الله علیه وآله بود.

18. یوسفعلی میر شکاک (1338)

وی شاعری است خوزستانی، از شهرستان شوش و ایفال که در جراید و نشریات، گاهگاهی در عرض ارادت به امامان هدی غزل سرایی و قصیده سرایی می نماید:

ماه، صد آئینه دارد، نیمه شبها در غدیر

روزها گسترد، خورشید خود را بر غدیر

سدرها این سوتر از اندوه کوه افتاده اند

هم عنان با ابرها، افتاده آن سوتر غدیر

نخل ها افتان و خیزان، اشتران خسته اند

سر در اوهام گریز از تشنگی در سر غدیر

او در بیانی شکوه گر از فراموشی حادثه غدیر خم، و به کنج عزلت نشستن مولای متقیان حضرت علی علیه السلام ادامه می دهد:

هیچ کس نشنید گیرم، خود تو نشنیدی مگر؟

وال من والاه گفت، آن روز پیغمبر غدیر

پس چرا صد چشمه آتش فشان، پنهان شدی

چون دل من زیر چتر سرد خاکستر غدیر

تا تمام دشت از پیغام دریا پر شود

می رود از تواحه ای تا واحه دیگر غدیر

همچون من یک جاده غربت یک بیابانی بی کسی .

19. سید رضا مؤید

شاعر مخلص و بی ادعا که در خراسان رضوی و در محضر امام هشتم علیه السلام عرض ارادت می نماید و از دلبستگان مریم قدس رضوی است که دریوان ها روی شاهد این مدعای صادقانه اوست:

از غدیر خم علی را نیست خوشتر کان امام

تاج عزت بر سر از دست پیمبر می زند

وه از آن روز همایون، وه ازین عید سعید

کز فضیلت طعنه بر اعیاد دیگر می زند

در غدیر خم که جای النقطاع پلده هاست

کشتی وحی الهی باز انگر می زند

سید رضا مؤیدهم از غصه فراموشی سریع غدیر، توسط نامردمان، غمگین شده و می سراید:

گر چه آن نامردمردم قدر او نشناختند

بعد پیغمبر علی را از نظر انداختنند

از ولای مرتضی دل را چراغان می کنیم

با علی بار دگر تجدید پیمان می کنیم

چارده قرن امامت بر بشر فرخنده باد

دولت آل محمد صلی الله علیه وآله تا قیامت زنده باد

حسن ختام این دست نوشته را با شعری از حسان بن ثابت - که خود در روز غدیر خم در محضر رسول خدا حضور داشت و از آن حضرت تمنا نمود تا اجازه دهد که او این واقعه را به شعر درآورد و حضرت نیز موافقت نمود - به پایان می بریم

ینادینهم یوم الغدیر نبیهم

بخم فاسمع بالرسول منادیا

فقال: من مولاکم و نبیکم ؟

فقالو: و او یبدوا هناک التعامیا

الهک مولانا و انت بینا

وام تلق منا فی الولایه عاصیا

فقال له: قم یا علی، فاننی

رضیتک من بعدی اماما، و هادیا

فمن کنت مولاه، قهذا ولیه

فکن للذی عادی علیا معادیا

پس از سرودن این شعر در برابر خیل جمعیتی که در اطراف رسول خدا و امیرالمومنین گرد آمد بودند، همگان با «بخ بخ لک یا علی » گفتن به محضر حضرت امیر، به او شاد باش گفتند و ازین تاریخ، غدیر خم هم در عرصه شعر و شعرا وارد گردید.

منبع : http://www.hawzah.net



 نگاشته شده توسط ru siyah در شنبه 21 آبان 1390  ساعت 8:04 AM
نظرات 0 | لینک مطلب




1-((امام صادق (علیه‌السلام)) حدیث فرمود که روز غدیر در آسمان مشهورتر از زمین است.


2-مبعث، غدیر و مهدویت را دارای یک فلسفه است .


3-هدف غدیر ایجاد روابط مبتنی بر معنویت و عدالت است


**************************


به تصویر زیر نگاه کن:


 




حالا به این تصویر دقت کن


ویرانه های مسجد غدیر را میگویم:



 


آیا ماندگاری غدیر به دیوارهایش است یا به ایمان قلبهای مومنینش؟؟


باشد...دیوارها را فرو ریختی... با توام که با علی نه در زمان امامتش بلکه


از زمان جنگها و یاریش به پیامبر کینه داشتی


*********************************



واما حالا


همگی دستهایمان را بالا می آوریم و پیامبر گونه


 دستان پر توان حضرت مهدی ،بقیه الله العظم


 را میفشاریم و بالا می آوریم


 


تا برای حکومت جهانی الهی اش بیعت کنیم



یا علی مدد...


منابع شیعه نیوز


و سخنان رحیم پور ازغدی




 نگاشته شده توسط ru siyah در شنبه 21 آبان 1390  ساعت 8:03 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



آغاز شیرین

پس از شهادت امام عسکری (ع)، امام زمان (عج) به عنوان امام دوازدهم معرفی میشود. همه جا بحث دربارهی امام زمان (عج) است. روایتهای فراوانی از امامان پیشین و پیامبر اسلام (ص) نقل میکنند و او را چنین معرفی میکنند: «فرزند امام عسکری (عج) و هم نام پیامبر اسلام (ص) است.»

غدیر اینجاست

ذهنها پر از سوال است. پیامبر فرمود: «از میان شما میروم.» ایشان آخرین حج را به جا میآورد و بیم از آیندهی اسلام و حکومت اسلامی همه را به فکر فرو میبرد. جانشین پیامبر چه کسی است؟ چه کسی این شایستگی را دارد؟ پیامبر سالها برای هدایت مردم تلاش کرده و پیام خدا را به گوش آنها رسانده. اکنون چه خبر مهمی است که جبرئیل، فرشتهی پیامآور خدا، در راه بازگشت از مکه، نزد پیامبر میآید. خبر بسیار مهم است. آری! پاسخ همهی سوالها را برای مردم آورده. جبرئیل میگوید: «اگر پیامبر این خبر را به گوش مسلمانان نرساند، مثل این است که هیچ کاری را برای اسلام انجام نداده.» آن خبر مهم، جانشینی حضرت علی (ع) است.

شبیه این سوالها، پس از شهادت امام عسکری (ع) ذهنها را آشفته میکند. در این دوره شرایط سختتر بود. چون مردم امام را با چشم نمیبینند. پاسخ به این سوال در غدیر خم برای همه بسیار مبارک بود. آن روز را عیدالله الاکبر مینامند، یعنی روزی که خدا آن را عید قرار داده. روزی که امام زمان (عج) نیز معرفی میشود، مانند عید غدیر است. عیدی که پاسخ به همهی شک و تردیدهایی میدهد که دربارهی ناجی جهان است.

مثل علی است!

علی (ع) 25 سال از پشت ابر به مردم نور میدهد. غیبت علی (ع) به خاطر جهل مردم است. برای این است که علی (ع) را نمیشناسند. مهدی (عج) نیز غیبت میکند، اما غیبت مهدی (عج) بسیار طولانیتر از علی (ع) است. با این تفاوت که غیبت مهدی (عج) به خاطر جهل مردم و نشناختن مهدی (عج) نیست. غیبت او برای این است که لیاقت حضور مهدی (عج) را ندارند. آنها مهدی (عج) را میشناسند، اما نمیتوانند حق او را ادا کنند و آماده نیستند. غیبت او به خاطر همهی مردم جهان است.

تبریک امامت

غدیر برپا میشود و پیامبر علی (ع) را جانشین خود میخواند. همه گردِ علی (ع) حلقه میزنند و آشکارا دوست و دشمن، امامت او را تبریک میگویند و دست پیروی به او میدهند، اما وقتی شب نهم ربیع از راه میرسد، مهدی (عج) در پستوی خانه تنهاست و فقط عثمان بن سعید عمری، نواب خاص او پیام تبریک را میرساند. در امامتِ مهدی (عج) تبریک را با واسطه میرسانند. دوستان امام به نواب خاص میگویند: «به مهدی (عج) تبریک ما را برسانید.»

دوستان

برای بهره بردن از نور علی (ع) عدهای مستقیم از او نور میگرفتند و برخی با واسطه! حضرت علی (ع) نیز مانند امام زمان (عج) نواب خاص داشتند. نواب خاص علی (ع)، مالک اشتر، ابیذر، سلمان فارسی و مقداد بودند. حضرت مهدی (ع) هم نواب خاص دارد. عثمان بن سعید عمروی، محمد بن عثمان بن سعید، حسین بن روح و علی بن محمد سمری، نواب خاص امام زمان (عج) بودند. آنها عید غدیر را زنده نگه داشتند و اینها عید امامت مهدی (عج)، عید ربیع را. غدیر نام برکهای است و ربیع یعنی بهار. جانشینی پیامبر در غدیر آغاز شد و به بهاری دلانگیز ختم شد.

غدیرِ انتظار

امامت هر امام، غدیری دیگر است. با این تفاوت که آغازگر غدیر اول پیامبر بود و سرپرست یازده غدیر دیگر، امامان معصوم. غدیرِ ربیع الاول هم غدیرِ انتظار است. او میآید، درحالی که در دستش قرآن است. همانگونه که روز غدیر در دست پیامبر قرآن ناطق بود. از غدیر ذیحجه تا غدیر ربیع الاول بر همه مبارک باد.

منبع :http://www.hawzah.net



 نگاشته شده توسط ru siyah در شنبه 21 آبان 1390  ساعت 8:01 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



در خطبه شریف غدیر به امام زمان عجل الله تعالی فرجه توجه خاصی شده است. و در سه فراز خطابه، پیامبر اکرم صلی الله علیه آله اشاره به وجود مبارک آن حضرت فرموده اند.
در فراز اول می فرمایند:« مَعَاشِرَ النَّاسِ آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى‏ أَدْبارِها... مَعاشِرَالنّاسِ، النُّورُ مِنَ‏اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مَسْلوکٌ فِىَّ ثُمَّ فى عَلِىِّ بْنِ أَبى طالِبٍ، ثُمَّ فِى النَّسْلِ مِنْهُ إِلَى الْقائِمِ الْمَهْدِىِّ ، الَّذِی یَأْخُذُ بِحَقِّ اللَّهِ وَ بِکُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنَا »

ملاحضه شود که پیامبر صلی الله علیه آله به صراحت جریان نور را علاوه بر خود در امیر المومنین و امامان علیهم السلام از نسل ایشان تا مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه جاری و ساری می دانند؛ و بر روی دو نکته تاکید می کنند:

اول این که امامت در خاندان امیر المومنین علی علیه السلام  جاری است، به طوری که این رشته الهی در آغاز به دست مبارک امیر المومنین علیه السلام و در نهایت به وجود مبارک مهدی فاطمه سلام الله علیهما سپرده شده است؛ و دوم آن حضرت حق خدا و حق تمامی اهل بیت علیهم السلام را از غاصبانشان خواهند گرفت ان شاءالله.


 فراز دوم از گفتار پیامبر اکرم صلی الله علیه آله به صورت مسقل به امام زمان عجل الله تعالی فرجه اختصاص دارد. حساسیت این قسمت از سخن را، از آنجا می توان دریافت که حضرتش هیجده بار مردم را با تکرار یک لفظ هشدار دهنده،



 نگاشته شده توسط ru siyah در شنبه 21 آبان 1390  ساعت 7:57 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



شیفتگان مکتب ولایت از روزگاران کهن این روز را پاس داشته و درطی قرون متمادی در حفظ آن تلاش نمودند. اینک غدیر رمز تشیع است و هر حکومتی که به گرامیداشت آن اقدام کند، به شیعه بودن مشهور می شود و یکی از شاخصهای شناخت حکومتهای شیعی شمرده می شود. آنگونه که وقتی استاد علامه محمد حسین مظفر به جستجوی حکومتهای شیعه در بستر تاریخ می نشیند، بزرگداشت این روز را ازنشانهای دولت شیعی می شمارد، آنسان که مراسم عزاداری روزعاشورا نشان تشیع دارد. ایشان غدیر در عصر آل بویه را اینگونه توصیف می کند:

«آل بویه در روز غدیر یعنی هجدهم ذی حجه روزی که رسول خدا(ص) علی(ع) را به عنوان امام و راهبر و مولی و سرور هر مرد و زن با ایمان منصوب نمود مراسمی را اجراءمی کردند که درهیچ عید دیگری این مراسم را اجراء نمی نمودند. دراین روز اظهار شادی و سرور می کردند و درفشهای زینت برمی افراشتند و غذاها و خوراکیهای مطبوع و لذیذی فراهم می نمودندو آنها را میان همه مردم تقسیم می کردند و جامه های فاخر در برمی کردند و با دست گشاده ای به انفاق و بخشش روی می آوردندوکارهای دیگری انجام می دادند که حاکی از بزرگداشت آنها نسبت به چنین روزی بوده است.

شیعیان بغداد و سایر بلاد عراق و نیزفاطمیون در مصر از این راه و رسم پیروی می کردند. در نتیجه روزدهم محرم روز گریه و ناله و عزاداری بود و روز هجدهم ذیحجه روز سرور و جشن و شادمانی. (1)

وی در اشاره به حکومت فاطمیان مصرنیز این مساله را یاد آور شده است و سابقه عید غدیر در آل بویه را پیش از فاطمیان مصر می داند. (2)

علامه مظفر پس از بر شمردن مراکز شیعه نشینی چون عراق، حجاز، یمن، سوریه، جبل عامل وایران از حکومتهای شیعی معاصری در هند یاد می کند که روز غدیررا از اعیاد دینی و حکومتی شمرده و آن را گرامی می دارند. (3)

عیدغدیر از زمانیکه حکومتهای محلی شیعی در ایران بوجود آمد،جایگاه ویژه ای در میان اعیاد اسلامی یافت. و این سنت مقدس درزمان حکومتهای علویان، مرعشیان، صفویان و در دوره های متاءخرتا زمان قاجار معمول بود.

عبدالحسین خان سپهر مورخ بنام دوره قاجاری در «مرآه الوقایع مظفری » که وقایع سالهای 1313 تا1316 را تحریر نموده، حیات اجتماعی این دوره را به صورت فشرده ترسیم کرده است. وی اعیادمرسوم در ایران عصر قاجار را به دو قسم عمده دولتی و ملتی تقسیم نموده می گوید:

«ملت و دولت ایران را چند قسم عید است: اعیاد میلادی حضرت ختمی مرتبت و سایر ائمه(علیهم السلام) را ملت و ولت شریک اند،لکن فقط چند عید میلادی را جشن می گیرند. عید فطر و عید قربان را تمام مسلمانان عید می گیرند. عید نوروز را نیز ملت و دولت شرکت دارند. عید میلاد همایونی مخصوص دولت است که در آن روز ودر عید نوروز جمشیدی وزرای مختار به خاکپای همایونی تشرف می جویند. عیدهای معمولی ایرانیان که جشن می گیرند:

- عید میلاد حضرت ختمی مرتبت، دولت و ملت شرکت دارند.

- عید غدیر خم هردو شرکت دارند، عید میلاد حضرت مرتضوی، به شراکت.

- میلاد مبارک خامس آل عبا(ع)، از ایجادات اعلیحضرت شهریاری،ملت و دولت هردو.

- عید میلاد حضرت حجت الله (عج) به شراکت ملت و دولت.

- عید فطر، به شراکت ملت و دولت.

- عید قربان، به شراکت هردو.

- عید میلاد اعلیحضرت! مخصوص دولت است.

- عید نوروز به شراکت هردو تا سیزده روز به پا دارند.» (4)

وی پس از ذکر اعیادرسمی ایران در زمان قاجار به برگزاری مراسمی در میلاد مرتضوی و... (5) اشاره می کند، آنگاه در گزارشی مراسم عید غدیرخم گوید:

روز سه شنبه هجدهم ذی حجه الحرام (1315 ه) که عید سعید غدیرخم بود، در حضور همایونی مراسم عید و سلام به عمل آمد.

اعلیحضرت شاهنشاهی در تالار برلیان به سلام عام جلوس کرد. تمام طبقات حضور داشتند. محمد حسن صنیع الدوله فرزند حاجی علی خان حاجب الدوله که بعدها ملقب به «اعتماد السطلتنه » شد نیز درروزنامه خاطرات خود به برگزاری عید غدیر خم اشاره کرده است. (6)

ویا در 18 ذی حجه 1296 هجری قمری میرزا حسین خان سپهسالار عیدغدیر را به ولیعهد تبریک گفته است. (7)

با استقرار رژیم پهلوی وفاصله گرفتن آن از دین و مذهب و اصول اسلامی خشم روحانیان وعالمان دینی و مردم مسلمان ایران فراهم آمد. لذا برای فرونشاندن خشم انقلابی امت اسلامی، شاه نیز در برهه ای از تاریخ این عید را تبریک گفت. (8)

همانگونه که غدیر روز «ولایت » است روز«ولایت فقیه » نیز هست و در این روز مبارک، خشم مقدس انقلابیان با فضای عطر آگین عید غدیر پیوند خورد وروزهای خدایی راپدیدار ساخت که زمینه تاسیس حکومت اسلامی و ظهور جلوه هایی ازعدل علی(ع) را فراهم آورد.

عید غدیر با نخستین جرقه های انقلاب و مخالفت با اصلاحات ارضی ورفراندم لوایح شش گانه یکی از روزهای انقلاب نیز محسوب شد و17ذیحجه سال (1382 ه ق) برابر با 21 اردیبهشت (1342 ش) شب عیدغدیر، «به مناسبت فاجعه مدرسه فیضیه قم، مجلس یاد بود وبزرگداشتی در مسجد ارک تهران، از سوی آیه الله حکیم برگزارشد.» (9) و 18 ذیحجه روز عید غدیر «آیه الله سید محمود شاهرودی طی تلگرافی برای حضرات آیات خمینی، گلپایگانی و... از مبارزات روحانیت ایران اعلام پشتیبانی کرد. (10) هر روز بر اوج مبارزات افزوده شد و مبلغان دینی و مدافعان شریعت و پرچمداران نهضت هریک در شهرها و مناطق مختلف به افشای رژیم منحوس پهلوی پرداختند.

مسجد امام موسی بن جعفر(ع) که از سوی آیه الله سعیدی به پایگاه انقلاب در مرکز ایران تبدیل شده بود، در طی برنامه های منظم خود، به پشتیبانی از نهضت امام خمینی پرداخت و16 ذیحجه سال(1385 ه ق) برابر با19 فروردین (1345 ه ش) روز آغازبرنامه های عید غدیر یکی از آن روزهای خدایی بود.» (11)

شکوهمندتراز همه طرح حکومت اسلامی یا ولایت فقیه از سوی امام خمینی(ره)بود که مبانی نظری و عملی سیاست دینی شیعه امامیه را تفسیر وتبیین نمود.

امام خمینی در روز چهارشبنه اول بهمن ماه 1348 (13 ذیقعده 1389) بحث حکومت اسلامی را تحت عنوان «ولایت فقیه » در مسجدشیخ انصاری، در بازار «حویش » نجف آغاز کرد و به اثبات اصل قضیه همت گمارد. (12) و با وجود فشارها و کنترل های ساواک جزوه های حکومت اسلامی و نوارهای سخنرانی امام درباره آن به وسیله زائران خانه خدا و از راه های دیگر، به ایران رسید و در حدگسترده ای توزیع شد. (13) به احتمال زیاد روز پخش جزوات، روز عیدغدیر (1389 ه ق) برابر6 اسفند (1348 ه ش) است که 7 اسفند، در پی پخش جزوات درس ولایت فقیه، رئیس ساواک طی بخشنامه ای به کلیه ادارات تابعه خود از آنان خواست تا درجمع آوری و شناسایی عاملین انتشار آن تلاش کنند. (14)

بدین ترتیب غدیر انقلاب اسلامی با غدیر عصر رسالت پیوند خورد و اصول سیاسی اسلام از سوی فقیهی سترگ در حوزه کهن نجف اشرف که سابقه آن به هزار و اندی سال می رسید، مطرح گردید و رابطه ناگسستنی دین وسیاست تبیین شد و موضع اسلام در مقابل استعمار، صهیونیسم ورژیمهای وابسته مشخص گردید.

همچنین عید غدیر1397 ه ق /1356 ه ش مصادف با بزرگداشت شهادت حاج آقا سید مصطفی خمینی است. (15) و در عید غدیر 1398 ه ق/1357 ه ش حضرت امام می فرماید:«ما در پی جلب حمایت روسها نیستیم. به علاوه ما حمایت مظنون آمریکا را نیز رد می کنیم.» (16)

این ایام پر شورترین روزهای انقلاب، روزهای خون و حماسه است، مبارزات مردمی به اوج خودرسیده و در فاصله چند ماه انقلاب به پیروزی رسید. و 12 فروردین 1358 با همه پرسی رژیم شاهنشاهی به نظام جمهوری اسلامی تغییر وامت اسلام با فرزند علی(ع) بیعت نموده و غدیر انقلاب اسلامی رامی آفریدند. با تکرار حماسه غدیر آرمان الهی هزار و چهار صدساله شیعه تحقق یافت و جهانیان با اسلام ناب محمدی و حکومت عدل علوی آشنا گردیدند.

نظام حکومتی ما، راستی گفتار الهی را در مورد رهبری جامعه اسلامی گواهی داد که با تحقق آن آئین اسلام کامل شده و نعمت واحسان بر بندگان مومن و مخلص نازل می شود.

پی نوشتها:

1- تاریخ شیعه، ص 155، 294 و 297.

2- همان، ص 275.

3- همان، ص 339.

4- مرآت الوقایع مظفری، ص 112.

5- همان، ص 111، 149، 150، 206، 213، 219، 235، 236، 332، 334 و 335.

6- روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه، ص 58.

7- تلگراف عصر سپهسالار ص 601.

8- هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی، ج 1، ص 60، 187.

9- همان، ص 143.

10- همان، ص 144.

11- همان، ص 260.

12- نهضت امام خمینی، ج 2، ص 494.

13- همان، ص 518.

14- هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی.

15- همان، ج 2، ص 744.

16- همان، ص 1002.

منبع : http://www.hawzah.net

 

 



 نگاشته شده توسط ru siyah در شنبه 21 آبان 1390  ساعت 7:54 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



غدیر، نه فراموش شدنی است و نه کهنه شدنی؛ ماندگار است و پویا و زندگی ساز.

غدیر، تجلی ولایت و رکن حیات معنوی انسان است.

غدیر، روز اکمال دین و اتمام نعمت حق است.

غدیر، آزمایشگاه بود و علی، وسیله امتحان مدعیان ایمان، تا در جریان اطاعت از رهبری او و پذیرفتن ولایتش، صداقت او را در عمل نشان دهند.

پیامبرگرامی اسلام صلی الله علیه و آله در روز غدیر خم، خواست تا جریان رهبری امت، از آغاز به دست پاکترین و شایسته‌ترین افراد باشد و آب زلال حق، در بستر تاریخ و زمان و در توالی نسلها و اندیشه‌ها، آلوده نگردد و دشمنان نتوانند از آب گل آلود، ماهیِ مراد خویش را بگیرند.

بر همین اساس است که غدیر هیچ گاه فراموش نمی‌شود؛ بلکه همواره نامیرا و جاودانه باقی خواهد ماند.

منبع :http://www.tebyan.net



 نگاشته شده توسط ru siyah در پنج شنبه 19 آبان 1390  ساعت 7:44 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



معرفت و شناخت كامل شخصيت والاي اميرالمؤمنين علي (ع) و جايگاه او در جهان هستي در حد بشر نيست چه رسول اكرم (ص) خطاب به مولا مي فرمايد :

يا علي لا يعرفك الاّّّ الله و انا

اي علي! تو را هيچكس نشناخت جز خدا و من

درابتداي خلقت، معمار آفرينش، زمين و خورشيد و ماه و بر و بحر اعلام كرد كه آفرينش شما، آفرينش همه چيز، به طفيل محبت پنج نور مقدس است.

يا ملائكتي و سكان سماواتي اعلموا اني ما خلقت سماء مبنيه و لا ارضا محديه و لا قمرا منيرا و لا شمسا مضيئه

و لا فلكا يدور و لا بحرا يجري و لا فلكا يسري الا في محبه هؤلاء الخمسه.

 

آفرينش بر محبت اينان رقم خورد و عرصه هستي به حب ولايت آنان از عدم شكل گرفت. اگر علي (ع) نبود، آفرينش به تكوينش نمي ارزيد . نوروجود علي (ع) ، مصباح پايگاه آفرينش شد وهستي اول با وجود او شكل گرفت. هدفنامه وجود را نيز به وجود او پيوند زدند.

لو لا كلما خلقت الا فلاك و لو لا علي لما خلقتك...

در زيارتنامه مولي در روز غدير علي (ع) را ندا مي دهيم :

السلامٌَُُُ عليكُُ ايها النبأ العظيم، الذي هم فيه مختلفون

سلام برتو اي خبر بزرگ عالم! خبر بزرگ هستي. پس علي (ع) راز بزرگ خلقت است! اما در او اختلاف كردند. اين بود كه اول مظلوم عالم هم علي″ نام گرفت.

روزي پيامبر اكرم (ص) در جمع صحابه بودند و جبرئيل، ملك مقرب الهي هم به شكل انساني در آن جمع حاضر بود. پيامبر به جبرائيل رو كردند و با اشاره به اميرالمؤمنين علي (ع) فرمودند: آيا او را مي شناسي؟ عرض كرد: چگونه او را نشناسم كه او در عرش مرا معلم بود و شيوه عبوديت الهي را به من تعليم فرمود. تو به آدم وقتي كه از بهشت قرب رانده شد و به زمين فراق هبوط كرد، با ذكر نام علي (ع) و اهل بيت او به درگاه الهي پذيرفته شد. نوح نام او را بر كشتي خويش حك كردو لنگرگاه كشتي اش را مسجد كوفه قرار داد. خداوند در شب معراج با حبيب خويش با صوت علي (ع) سخن گفت. قرآن كريم، علي (ع) را به منزله نقش پيامبر دانست.

فقل تعالوا ندع ابناء نا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم (آل عمران 61)

پيامبر فرمودند: من و علي از يك درختيم (انا و علي من ش جره واحده) و باز فرموده:   (انت مني بمنزله هارون من موسي) و نيز: (انا مدينه العلم و علي بابها) همانا من شهر علمم و علي در آن است. و خطاب به مولي فرمود: (انت اخي و وصيي و وارثي) تو برادر من و وصي و وارث مني. در فرازي از دعاي ندبه  پيامبر خطاب به علي مي فرمايد (لو لا انت يا علي لم يعرف المؤمنون بعدي) اي علي اگر تو نبودي مردم پس از من مؤمنان را نمي شناختند.

در زيارت مطلقه مي خوانيم ((السالم علي ميزان الاعمال)) علي ميزان و معيار اعمال است. امام صادق (ع) در زيارت جدش عرضه مي دارد درود بر تقسيم كننده بهشت و جهنم، درود بر نعمت الهي بر نيكان :

((السلام علي قسيم الجنه و النار السلام علي نعمه الله علي الابرار))

محبت علي عامل رسيدن به كمال

در دواير مختلف هستي،‌هر شعاعي به دور محوري مي چرخد و هر پديده اي حول قطب وجودي كه وابسته به اوست، دور مي زند. امام معصوم محور هستي، قطب عالم وجود، تكيه گاه آفرينش، واسطه فيض الهي به جهان هستي و نگهدارنده كائنات باذن الله است. در اين راستا، محبت و ولايت علي (ع) مربي همه موجودات، هدايتگر آنان به سوي كمال و سبب دوام و قوام تمامي پديده ها از جمال تا انسان است. پيامبر خدا (ص) در اين رابطه بيان زيبايي مي فرمايد:

 

                                   حبًٌ عليٍٍٍّ حسنه لا تضرمعها سيئهًٌ      (بحار ج 9 ص 401)

محبت علي (ع) حسنه اي است كه با وجود آن هيچ گناهي به انسان صدمه نمي رساند.

بر اين معنا اگر محبت علي (ع) كه نمونه كامل انسانيت و طاعت و  عبوديت و اخلاق است از روي صدق و راستي باشد، مانع ارتكاب گناه مي گردد. مانند واكسني كه مصونيت ايجاد مي كند و نمي گذارد بيماري در شخص ″واكسينه شده″ راه يابد. محبت پيشوايي مانند علي (ع) كه نمونه تقوا و پرهيزكاري است آدمي راشيفته رفتار علي (ع) مي كند. فكر گناه را از سر او بدر مي برد، البته به شرطي كه محبتش صادقانه باشد . كسي كه علي (ع) را بشناسد، تقواي او را بشناسد، سوزوگداز عارفانه او را، ناله هاي نيمه شبهايش را و ساده زيستي و كار و تلاش همه جانبه اش را بداند، محال است به خلاف فرمان او كه هميشه امر به تقوي و درستي مي كرد عمل كند. يعني هر محبي به خواسته محبوبش احترام مي گذارد و فرمان او را گرامي مي دارد. فرمانبرداري از محبوب لازمه محبت صادق است.

منبع :http://ghadir_velayat.persianblog.ir/



 نگاشته شده توسط ru siyah در پنج شنبه 19 آبان 1390  ساعت 7:44 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

سال دهم هجرت که مسلمانان همراه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) مراسم حج را به پایان رساندند و آن سال، بعدا «حجهٔ الوداع» نام گرفت، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) عازم مدینه گردید. فرمان حرکت صادر شد. هنگامی که کاروان به سرزمین «رابغ» در سه میلی جحفه که میقات حجاج است، رسید امین وحی در مکانی به نام «غدیرخم» فرود آمد. آیه: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمک من الناس». نازل شد که ای پیامبر، آنچه از طرف خدا فرستاده شده، به مردم ابلاغ کن. اگر این کار را نکنی، رسالت خود را تکمیل نکرده‏ای و خداوند تو را از گزند مردم حفظ خواهد کرد. سوره مائده، آیه دستور توقف در آن مکان صادر شد. همه مردم ایستادند. وقت ظهر هوا، بشدت گرم بود. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) نماز ظهر را با جماعت خواند سپس در حالی که مردم دور او را گرفته بودند، بر روی نقطه بلندی که از جهاز شتران برپا شد، قرار گرفت و با صدای رسا خطبه خواند و سپس فرمود: «مردم نزدیک است من دعوت حق را لبیک گویم و از میان شما بروم من مسؤولم و شما هم مسؤولید». سپس مطالبی گرانبها بیان کرد و فرمود: «من دو چیز نفیس در میان شما به امانت گذاردم، یکی کتاب خدا و دیگری عترت و اهل بیت من، این دو هرگز از هم جدا نشوند. مردم بر قرآن و عترت من پیشی نگیرید و در عمل به آنها کوتاهی نورزید که هلاک می‏شوید». در این هنگام دست علی (علیه السّلام) را گرفت و او را بلند کرد و به همه مردم معرفی نمود، سپس فرمود: «سزاوارتر بر مؤمنان از خود آنان کیست؟ همگی گفتند: خدا و پیامبر او داناترند». پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «خدا، مولای من و من، مولای مؤمنانم و من بر آنها از خودشان اولی و سزاوارترم». بعد فرمود: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و...» «ای مردم هرکس من مولای اویم، علی مولای اوست، خداوندا کسانی را که علی را دوست دارند، دوست بدار و کسانی که او را دشمن دارند، دشمن دار و...» سپس فرشته وحی نازل شد و آیه «الیوم اکملت لکم دینکم...» را نازل فرمود و آن روز در تاریخ اسلام جاودانه و حماسه‏ساز شد. آری غدیر، روز حماسه جاوید، روز ولایت، روز امامت، روز وصایت، روز اخوت، روز رشادت و شجاعت و شهامت و حفاظت و رضایت و صراحت شناخته شد. روز نعمت، روز شکرگزاری، روز پیام رسانی، روز تبریک و تهنیت، روز سرور و شادی و هدیه فرستادن، روز عهد و پیمان و تجدید میثاق، روز تکمیل دین و بیان حق، روز راندن شیطان، روز معرفی راه و رهبر، روز آزمون، روز یاس دشمن و امیدواری دوست و خلاصه روز اسلام و قرآن و عترت، روزی که پیروان واقعی مکتب حیات‏بخش اسلام آن را گرامی می‏دارند و به همدیگر تبریک می‏گویند. از احادیث بر می‏آید که ائمه: آن روز را جشن می‏گرفتند و در آن روز مراسم ویژه‏ای داشتند، شبیه مراسمی که ما ایرانیان امروز در عید نوروز داریم. از فیاض بن محمد طوسی نقل شده: روز غدیر به حضور امام هشتم (علیه السّلام) رسید. دید گروهی از افراد ویژه در خدمت حضرت هستند که امام آنان را برای افطار در خانه‏اش نگهداشت و به منزل آنان غذا و لباس و کفش و انگشتر و هدایای دیگر فرستاد و آن روز وضع او و اطرافیان او کاملا عوض شده بود و فضائل آن روز را برای آنان یادآوری می‏کرد. (بحار الانوار، ۱۱۲:۹۷، ح ۸) در حدیث دیگری است: روزی از روزهای خلافت علی (علیه السّلام) جمعه و عید غدیر به یک روز افتاد. امام (علیه السّلام) خطبه مفصلی خواند و فرمود: «این مجمع اکنون به پایان می‏رسد و شما همگی به خانه‏هایتان بر می‏گردید، بروید خدای بر شما رحمت فرستد- و بر خانواده خود فراخ گیرید و به برادران خود نیکی کنید. خداوند را بر این نعمت که شما را بخشیده است، سپاس گزارید. متحد شوید تا خدا کمکتان کند. نیکویی کنید تا خدا دوستیتان را پایدار کند. از نعمتهای خداداد، یکدیگر را هدیه فرستید. خداوند در این روز چندین برابر دیگر عیدها پاداش دهد. این گونه پاداش جز در این روز (غدیر) دیگر نخواهید یافت. نیکویی‏کردن در این روز مال را بسیار کند و عمر را زیاد. مهربانی کردن باعث رحمت خدا شود و مهربانی او. در این روز به برادران و خاندان از مال خدا داده ببخشید، هر اندازه که بتوانید. همواره چهره خندان دارید. چون به یکدیگر رسیدید، شادمانی کنید، و خدا را بر نعمتهایش سپاس گوئید. بروید و به آنان که امیدشان به شماست، نیکی بسیار کنید در خورد و خوراک، خود و زیردستانتان یکسان باشید. این یکسانی و مساوات را تا جایی که توانایی دارید عملی سازید، که پاداش یک درهم در این روز، صد هزار درهم است و برکت به دست خداست. روزه این روز را نیز خداوند مستحب قرار داده است و در برابر آن پاداشی بس بزرگ نهاده. اگر کسی در این روز، نیاز برادران خود را برآورد- پیش از تمنا و درخواست- و با میل و رغبت خوبی کند، پاداش او چنان باشد که این روز را روزه داشته است و شب آن را با عبادت به بامداد رسانیده. و هرکس در این روز به روزه‏داری افطاری دهد، چنان است که گویی دسته دسته مردم را افطاری داده است... همین که به یکدیگر رسیدید همراه سلام، مصافحه کنید و نعمتی را که در این روز نصیبتان شده است به یکدیگر تبریک گویید. باید این سخنان را آن که بود و شنید به آن که نبود و نشنید، برساند. باید توانگران به سراغ مستمندان روند و قدرتمندان به دنبال ضعیفان، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) مرا به این چیزها امر کرده است». (ترجمه این روایت تا اینجا از استاد محمدرضا حکیمی است که از حماسه غدیر، ص ۷۱ گرفته شده است). بعد امام (علیه السّلام) خطبه جمعه را خواند و نماز جمعه را نماز عیدش قرار داد، بعد با فرزند و شیعیانش به منزل امام حسین (علیه السّلام) برگشت که غذا آماده کرده بودند و آن شیعیان نیازمند و بی‏نیاز با هدایای او به طرف خانواده خود برگشتند. (بحار الانوار ۱۱۷:۹۷). به امید روزی که همه مسلمانان بویژه مردم مسلمان ایران روز عید غدیر را بزرگترین عید خود قرار داده و این روزه آنطور که بایسته و شایسته آن است، گرامی بدارند.

● پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) و ولایت علی(علیه السّلام)‏

عن ابی‏سعید قال: لما کان یوم غدیر خم امر رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلّم) منادیا فنادی: الصلوهٔ جامعهٔ، فاخذ بید علی (علیه السّلام) و قال: اللهم من کنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه. (بحارالانوار ۱۱۲:۳۷، ح ۴) ابوسعید گوید: در روز غدیر خم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) دستور داد: منادی ندا دهد که: برای نماز جمع شوید. بعد دست علی (علیه السّلام) را گرفت و بلند کرد و فرمود: خدایا کسی که من مولای اویم پس علی هم مولای اوست، خدایا دوست بدار کسی را که علی را دوست بدارد و دشمن بدار کسی را که با علی دشمنی کند.

● زندگی پیامبر گونه‏

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلّم): من یرید ان یحیی حیاتی، و یموت مماتی،ویسکن جنهٔ الخلد التی وعدنی ربی فلیتول علی ابن‏ابی‏طالب، (علیهما السّلام) فانه لن یخرجکم من هدی، و لن یدخلکم فی ضلالهٔ. (الغدیر ۲۷۸:۱۰) رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: کسی که می‏خواهد زندگی و مرگش همانند من باشد و در بهشت جاودانه‏ای که پروردگارم به من وعده کرده، ساکن شود، ولایت علی بن ابی‏طالب (علیهما السّلام) را انتخاب کند، زیرا او هرگز شما را از راه هدایت بیرون نبرده، به گمراهی نمی‏کشاند.

● پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) و امامت علی(علیه السّلام)‏

عن جابر بن عبدالله الانصاری قال: سمعت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلّم) یقول لعلی بن ابی‏طالب (علیهما السّلام): یا علی! انت اخی و وصیی و وارثی‏وخلیفتی علی امتی فی حیوتی و بعد وفاتی محبک محبی و مبغضک مبغضی و عدوک عدوی. (امالی صدوق: ۱۲۴، ح ۵) جابربن عبدالله انصاری می‏گوید: از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) شنیدم که به علی بن ابی‏طالب (علیهما السّلام) فرمود: ای علی، تو برادر و وصی و وارث و جانشین من در میان امت من در زمان حیات و بعد از مرگ منی. دوستدار تو دوستدار من و دشمن و کینه‏توز تو دشمن من است.

● پایه‏های اسلام‏

عن ابی‏جعفر (علیه السّلام) قال: بنی الاسلام علی خمس: الصلوهٔ و الزکوهٔ و الصوم و الحج و الولایهٔ و لم یناد بشی‏ء ما نودی بالولایهٔ یوم الغدیر. (کافی ۲۱ و ۲، ح ۸) امام باقر (علیه السّلام) فرمود: اسلام بر پنج پایه استوار شده است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت و به هیچ چیز به اندازه آنچه در روز غدیر به ولایت تاکید شده، ندا نشده است.

● ولایت جاودانه‏

عن ابی‏الحسن (علیه السّلام) قال: ولایهٔ علی (علیه السّلام) مکتوبهٔ فی صحف جمیع الانبیاء و لن یبعث الله رسولا الا بنبوهٔ محمد و وصیهٔ علی (علیه السّلام). (سفینهٔ البحار ۶۹۱:۲) امام کاظم (علیه السّلام) فرمود: ولایت علی (علیه السّلام) در کتابهای همه پیامبران ثبت شده است و هیچ پیامبری مبعوث نشد، مگر با میثاق نبوت محمد (صلی الله علیه و آله و سلّم) و امامت علی (علیه السّلام).

● ولایت و توحید

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلّم): ولایهٔ علی بن ابی طالب ولایهٔ الله‏و حبه عبادهٔ الله و اتباعه فریضهٔ الله و اولیاؤه اولیاء الله و اعداؤه اعداء الله و حربه حرب الله و سلمه سلم الله عز وجل. (امالی صدوق: ۳۲) رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: ولایت علی بن ابیطالب (علیهما السّلام) ولایت خداست، دوست داشتن او عبادت خداست، پیروی کردن او واجب الهی است و دوستان او دوستان خدا و دشمنان او دشمنان خدایند، جنگ با او، جنگ با خدا و صلح با او، صلح با خدای متعال است.

● روز ناله نومیدی شیطان‏

عن جعفر، عن ابیه (علیهما السّلام) قال: ان ابلیس عدوالله رن اربع رنات: یوم لعن، و یوم اهبط الی الارض، و یوم بعث النبی (صلی الله علیه و آله و سلّم) و یوم الغدیر. (قرب الاسناد: ۱۰) امام باقر (علیه السّلام) از پدر بزرگوارش امام صادق (علیه السّلام) نقل کرد که فرمود: شیطان دشمن خدا چهار بار ناله کرد: روزی که مورد لعن خدا واقع شد و روزی که به زمین هبوط کرد و روزی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) مبعوث شد و روز عید غدیر.

● ولایت علوی دژ توحید

عن النبی (صلی الله علیه و آله و سلّم): یقول الله تبارک و تعالی: ولایهٔ علی بن ابی‏طالب حصنی،فمن دخل حصنی امن من ناری. جامع الاخبار: ۵۲، ح ۷ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: خداوند می‏فرماید: ولایت علی بن ابیطالب دژ محکم من است، پس هر کس داخل قلعه من گردد، از آتش دوزخم محفوظ خواهد بود.

● جانشین پیامبر

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلّم): یا علی انا مدینهٔ العلم و انت بابها و لن تؤتی المدینهٔ الا من قبل الباب... انت امام امتی و خلیفتی علیها بعدی، سعد من اطاعک و شقی من عصاک، و ربح من تولاک و خسر من عاداک. (جامع الاخبار: ۵۲، ح ۹) رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: ای علی من شهر علمم و تو درب آن هستی، به شهر جز از راه درب آن وارد نشوند.... تو پیشوای امت من و جانشین من در این شهری، کسی که اطاعت تو کند سعادتمند است، و کسی که تو را نافرمانی کند، بدبخت است، و دوستدار تو سود برده و دشمن تو زیان کرده است.

● اسلام در سایه ولایت‏

قال الصادق (علیه السّلام): اثافی الاسلام ثلاثهٔ: الصلوهٔ و الزکوهٔ و الولایهٔ، لا تصح واحدهٔ منهن الا بصاحبتیها. (کافی: ۲، ص ۱۸) امام صادق (علیه السّلام) فرمود: سنگهای زیربنای اسلام سه چیز است: نماز، زکات و ولایت که هیچ یک از آنهابدون دیگری درست نمی‏شود.

● ده هزار شاهد

قال ابوعبدالله (علیه السّلام): العجب یا حفص لما لقی علی بن ابی‏طالب!! انه کان له عشرهٔ الاف شاهد لم یقدر علی اخذ حقه و الرجل یاخذ حقه بشاهدین. (بحارالانوار: ۱۴۰ و ۳۷) امام صادق (علیه السّلام) فرمود: ای حفص! شگفتا از آنچه علی بن ابی طالب (علیهما السّلام) با آن مواجه شد! او با ده هزار شاهد و گواه (در روز غدیر) نتوانست حق خود را بگیرد، در حالی که شخص با دو شاهد حق خود را می‏گیرد.

● علی، مفسر قرآن‏

عن النبی (صلی الله علیه و آله و سلّم) فی احتجاجه یوم الغدیر: علی تفسیر کتاب الله، و الداعی الیه، الا و ان الحلال و الحرام اکثر من ان احصیهما و اعرفهما، فآمر بالحلال و انهی عن الحرام فی مقام واحد، فامرت ان آخذ البیعهٔ علیکم و الصفقهٔ منکم، بقبول ما جئت به عن الله عز و جل فی علی امیرالمؤمنین و الائمهٔ من بعده، معاشر الناس تدبروا و افهموا آیاته، و انظروا فی محکماته و لا تتبعوا متشابهه، فو الله لن یبین لکم زواجره، و لا یوضع لکم عن تفسیره الا الذی انا آخذ بیده. (وسایل الشیعه: ۱۸ و ۱۴۲، ح ۴۳) پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) روز عید غدیر فرمود: علی (علیه السّلام) تفسیر کتاب خدا، و دعوت کننده به سوی خداست، آگاه باشید که حلال و حرام بیش از آنست که من معرفی و به آنها امر و نهی کنم و بشمارم. پس دستور داشتم که از شما عهد و پیمان بگیرم که آنچه را در مورد علی امیرمؤمنان، و پیشوایان بعد او از طرف خداوند بزرگ آوردم، بپذیرید. ای مردم! اندیشه کنید و آیات الهی را بفهمید، در محکمات آن دقت کنید و متشابهات آن را دنبال نکنید. به خدا قسم هرگز کسی نداهای قرآن را نمی‏تواند بیان کند و تفسیر آن را روشن کند، جز آن کسی که من دست او را گرفته‏ام (و او را معرفی کردم).

شایسته‏ها و بایسته‏های غدیر

● روز پیام و ولایت‏

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلّم): یا معشر المسلمین لیبلغ الشاهد الغائب، اوصی من آمن بی و صدقنی بولایهٔ علی، الا ان ولایهٔ علی ولایتی و ولایتی ولایهٔ ربی، عهدا عهده الی ربی و امرنی ان ابلغکموه. (بحارالانوار ۱۴۱:۳۷، ح ۳۵) رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) (در روز غدیر) فرمود: ای مسلمانان! حاضران به غایبان برسانند: کسی را که به من ایمان آورده و مرا تصدیق کرده است، به ولایت علی سفارش می‏کنم، آگاه باشید ولایت علی، ولایت من است و ولایت من، ولایت خدای من است. این عهد و پیمانی بود از طرف پروردگارم که فرمانم داد تا به شما برسانم.

 

● روز اطعام‏

قال ابوعبدالله (علیه السّلام):... و انه الیوم الذی اقام رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلّم) علیا (علیه السّلام) للناس علما و ابان فیه فضله و وصیه فصام شکرا لله عز وجل ذلک الیوم و انه لیوم صیام و اطعام و صلهٔ الاخوان و فیه مرضاهٔ الرحمن، و مرغمهٔ الشیطان. (وسائل الشیعه ۳۲۸:۷، ضمن حدیث ۱۲) امام صادق (علیه السّلام) فرمود: عید غدیر، روزی است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) علی (علیه السّلام) را بعنوان پرچمدار برای مردم برافراشت و فضیلت او را در این روز آشکار کرد و جانشین خود را معرفی کرد، بعد بعنوان سپاسگزاری از خدای بزرگ آن روزه را روزه گرفت و آن روز، روز روزه‏داری و عبادت و طعام دادن و به دیدار برادران دینی رفتن است. آنروز روز کسب خشنودی خدای مهربان و به خاک مالیدن بینی شیطان است.

● روز هدیه‏

عن امیرالمؤمنین (علیه السّلام) قال:... اذا تلاقیتم فتصافحوا بالتسلیم و تهابوا النعمهٔ فی هذا الیوم، و لیبلغ الحاضر الغائب، والشاهد الباین، ولیعد الغنی الفقیر والقوی علی الضعیف امرنی رسول‏الله (صلی الله علیه و آله و سلّم) بذلک. (وسائل الشیعه ۳۲۷:۷) امیرالمؤمنین (علیه السّلام) (در خطبه روز عید غدیر) فرمود: وقتی که به همدیگر رسیدید همراه سلام، مصافحه کنید، و در این روز به یکدیگر هدیه بدهید، این سخنان را هر که بود و شنید، به آن که نبود برساند، توانگر به سراغ مستمند برود،و قدرتمند به یاری ضعیف، پیامبر مرا به این چیزها امر کرده است.

● روز کفالت‏

عن امیرالمؤمنین (علیه السّلام) قال:... فکیف بمن تکفل عددا من المؤمنین و المؤمنات وانا ضمینه علی‏الله تعالی الامان من الکفر و الفقر (وسائل الشیعه ۳۲۷:۷) امیرمؤمنان (علیه السّلام) فرمود:... چگونه خواهد بود حال کسی که عهده‏دار هزینه زندگی تعدادی از مردان و زنان مؤمن (در روز غدیر) باشد، در صورتی که من پیش خدا ضامنم که از کفر و تنگدستی در امان باشد.

● روز سپاس و شادی‏

قال ابوعبدالله (علیه السّلام):... هو یوم عبادهٔ و صلوهٔ و شکر لله و حمد له، و سرور لما من الله به علیکم من ولایتنا،و انی احب لکم ان تصوموه (وسائل الشیعه ۳۲۸:۷، ح ۱۳) امام صادق (علیه السّلام) فرمود: عید غدیر، روز عبادت و نماز و سپاس و ستایش خداست و روز سرور و شادی است به خاطر ولایت ما خاندان که خدابر شما منت گذارد و من دوست دارم که شما آن روز را روزه بگیرید.

● روز نیکوکاری‏

عن الصادق (علیه السّلام):... و لدرهم فیه بالف درهم لاخوانک العارفین، فافضل علی اخوانک فی هذا الیوم‏و سر فیه کل مؤمن و مؤمنهٔ (مصباح المتهجد: ۷۳۷) از امام صادق (علیه السّلام) نقل شده که فرمود: یک درهم به برادران با ایمان و معرفت، دادن در روز عید غدیر برابر هزار درهم است، بنابراین در این روز به برادرانت انفاق کن و هر مرد و زن مؤمن را شاد گردان.

● روز سرور و شادی‏

قال ابوعبدالله (علیه السّلام): انه یوم عید و فرح و سرورو یوم صوم شکرا لله تعالی (وسائل الشیعه ۳۲۶:۷، ح ۱۰) امام صادق (علیه السّلام) فرمود: عید غدیر، روز عید و خوشی و شادی است و روز روزه‏داری به عنوان سپاس نعمت الهی است.

● روز تبریک و تهنیت‏

قال علی (علیه السّلام): عودوا رحمکم الله بعد انقضاء مجمعکم بالتوسعهٔ علی عیالکم، والبر باخوانکم و الشکر لله عز وجل علی ما منحکم، واجتمعوا یجمع الله شملکم، و تباروا یصل الله الفتکم، و تهانؤا نعمهٔ الله کما هنا کم الله بالثواب فیه علی اضعاف الاعیاد قبله و بعده الا فی مثله... (بحارالانوار ۱۱۷:۹۷) علی(علیه السّلام) فرمود: بعد از پایان گردهم آیی خود (در روز غدیر) به خانه برگردید، خدا بر شما رحمت فرستد. به خانواده خود گشایش و توسعه دهید، به برادران خود نیکی کنید، خداوند را بر این نعمت که شما را بخشیده است، سپاس گزارید، متحد شوید تا خدا به شما وحدت بخشد، نیکویی کنید تا خدا دوستیتان را پایدار کند، به همدیگر نعمت خدا را تبریک بگوئید، همانطور که خداوند در این روز با چندین برابر عیدهای دیگر پاداش دادن به شما تبریک گفته، این گونه پاداشها جز در روز عید غدیر نخواهد بود.

● روز درود و برائت‏

روی الحسن بن راشد عن ابی‏عبدالله (علیه السّلام) قال: قلت: جعلت فداک، للمسلمین عید غیرالعیدین؟ قال: نعم، یا حسن! اعظمهما و اشرفهما، قال: قلت له: و ای یوم هو؟ قال: یوم نصب امیرالمؤمنین (علیه السّلام) فیه علما للناس. قلت له: جعلت فداک وما ینبغی لنا ان نصنع فیه؟ قال: تصومه یا حسن و تکثر الصلوهٔ علی محمد و آله فیه و تتبرا الی الله، ممن ظلمهم، فان الانبیاء کانت تامر الاوصیاء بالیوم الذی کان یقام فیه الوصی ان یتخذ عیدا. (مصباح المتهجد: ۶۸۰) حسن بن راشد گوید: به امام صادق (علیه السّلام) گفتم: آیا مسلمانان بجز آن دو عید، عید دیگری هم دارند؟ فرمود: بله، بزرگترین و بهترین عید. گفتم: کدام روز است؟ فرمود: روزی که امیرمؤمنان بعنوان پرچمدار مردم منصوب شد. گفتم: فدایت شوم در آن روز سزاوار است، چه کنیم؟ فرمود: روزه بگیر و درود برمحمد و آل او بفرست و از ستمگران به آنان برائت بجوی، زیرا پیامبران به جانشینان دستور می‏دادند که روزی را که جانشین انتخاب می‏شود، عید بگیرند.

● عید اوصیاء

عن ابی‏عبدالله (علیه السّلام) قال:... تذکرون الله عز ذکره فیه بالصیام و العبادهٔ و الذکر لمحمد و آل محمد، فان رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلّم) اوصی امیرالمؤمنین ان یتخذ ذلک الیوم عیدا، و کذلک کانت الانبیاء تفعل، کانوا یوصون اوصیائهم بذلک فیتخذونه عیدا (وسائل الشیعه ۳۲۷:۷، ح ۱) امام صادق (علیه السّلام) فرمود: در روز عید غدیر، خدا را با روزه و عبادت و یاد پیامبر و خاندان او یادآوری کنید، زیرا رسول خدا به امیرالمؤمنین سفارش کرد که آن روز را عید بگیرد، همینطور پیامبران هم به جانشینان خود سفارش می‏کردند که آن روز را عید بگیرند، آنان هم چنین می‏کردند.

● روز گشایش و درود

عن ابی‏عبدالله (علیه السّلام) قال: والعمل فیه یعدل ثمانین شهرا، و ینبغی ان یکثر فیه ذکر الله عز وجل، والصلوهٔ علی النبی (صلی الله علیه و آله و سلّم)، ویوسع الرجل فیه علی عیاله (وسائل الشیعه ۳۲۵:۷، ح ۶) امام صادق (علیه السّلام) فرمود: ارزش عمل در آن روز (عید غدیر) برابر با هشتاد ماه است، و شایسته است آن روز ذکر خدا و درود بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) زیاد شود، و مرد، بر خانواده خود توسعه دهد.

● روز دیدار ولی خدا

عن مولانا ابی‏الحسن علی بن محمد (علیهما السّلام) قال لابی اسحاق: و یوم الغدیر فیه اقام النبی (صلی الله علیه و آله و سلّم) اخاه علیا علما للناس و اماما من بعده، [قال] قلت: صدقت جعلت فداک، لذلک قصدت، اشهد انک حجهٔ الله علی خلقه (وسائل الشیعه ۳۲۴:۷، ح ۳) امام هادی (علیه السّلام) به ابواسحاق فرمود: در روز غدیر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) برادرش علی (علیه السّلام) را بلند کرد و به عنوان پرچمدار (و فرمانده) مردم و پیشوای بعد از خودش معرفی کرد. ابواسحاق گفت: عرض کردم، فدایت شوم راست فرمودی. به خاطر همین به زیارت و دیدار شما آمدم، گواهی می‏دهم که تو حجت خدا بر مردم هستی.

● روز تکبیر

عن علی بن موسی الرضا (علیهما السّلام): من زار فیه مؤمنا ادخل‏الله قبره سبعین نورا و وسع فی قبره و یزور قبره کل یوم سبعون الف ملک و یبشرونه بالجنهٔ (اقبال الاعمال: ۷۷۸) امام رضا (علیه السّلام) فرمود: کسی که در روز (غدیر) مؤمنی را دیدار کند، خداوند هفتاد نور بر قبر او وارد می کند و قبرش را توسعه می‏دهد و هر روز هفتاد هزار فرشته قبر او را زیارت می‏کنند و او را به بهشت بشارت می‏دهند.

● روز دیدار و نیکی‏

قال الصادق (علیه السّلام): ینبغی لکم ان تتقربوا الی الله تعالی بالبر و الصوم و الصلوهٔ و صلهٔ الرحم و صلهٔ الاخوان، فان الانبیاء علیهم السلام کانوا اذا اقاموا اوصیاءهم فعلوا ذلک و امروا به (مصباح المتهجد: ۷۳۶) امام صادق (علیه السّلام) فرمود: شایسته است با نیکی کردن به دیگران و روزه و نماز و بجا آوردن صله رحم و دیدار برادران ایمانی به خدا نزدیک شوید، زیرا پیامبران زمانی که جانشینان خود را نصب می‏کردند، چنین می‏کردند و به آن توصیه می‏فرمودند.

● نماز در مسجد غدیر

عن ابی‏عبدالله (علیه السّلام) قال: انه تستحب الصلوهٔ فی مسجد الغدیر لان النبی (صلی الله علیه و آله و سلّم) اقام فیه امیرالمؤمنین (علیه السّلام) و هو موضع اظهرالله عز وجل فیه الحق (وسائل الشیعه ۵۴۹:۳) امام صادق (علیه السّلام) فرمود: نماز خواندن در مسجد غدیر مستحب است، چون پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) در آنجا امیرمؤمنان (علیه السّلام) را معرفی و منصوب کرد. و آنجایی است که خدای بزرگ، حق را آشکار کرد.

● نماز روز غدیر

عن ابی‏عبدالله (علیه السّلام) قال: و من صلی فیه رکعتین ای وقت‏شاء و افضله قرب الزوال و هی الساعهٔ التی اقیم فیها امیرالمؤمنین (علیه السّلام) بغدیر خم علما للناس و... کان کمن حضر ذلک الیوم... (وسائل الشیعه ۲۲۵:۵، ح ۲) امام صادق (علیه السّلام) فرمود: کسی که در روز عید غدیر هر ساعتی که خواست، دو رکعت نماز بخواند و بهتر اینست که نزدیک ظهر باشد که آن ساعتی است که امیرالمؤمنین (علیه السّلام) در آن ساعت در غدیر خم به امامت منصوب شد، (هر که چنین کند) همانند کسی است که در آن روز حضور پیدا کرده است...

● روزه غدیر

قال الصادق (علیه السّلام): صیام یوم غدیر خم یعدل صیام عمر الدنیا لو عاش انسان ثم صام ما عمرت الدنیا لکان له ثواب ذلک (وسائل الشیعه ۳۲۴:۷، ح ۴) امام صادق (علیه السّلام) فرمود: روزه روز غدیر خم با روزه تمام عمر جهان برابر است. یعنی اگر انسانی همیشه زنده باشد و همه عمر را روزه بگیرد، ثواب او به اندازه ثواب روزه عید غدیر است.

● روز تبریک و تبسم‏

عن الرضا (علیه السّلام) قال:... و هو یوم التهنئهٔ یهنئ بعضکم بعضا،فاذا لقی المؤمن اخاه یقول: «الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایهٔ امیر المؤمنین و الائمهٔ (علیهم السّلام)» و هو یوم التبسم فی وجوه الناس‏من اهل الایمان... (اقبال: ۴۶۴) امام رضا (علیه السّلام) فرمود: عید غدیر روز تبریک و تهنیت است. هر یک به دیگری تبریک بگوید، هر وقت مؤمنی برادرش را ملاقات کرد، چنین بگوید: «حمد و ستایش خدایی را که به ما توفیق چنگ زدن به ولایت امیرمؤمنان و پیشوایان عطا کرد» آری عید غدیر روز لبخند زدن به چهره مردم با ایمان است...

جایگاه عید غدیر در مکتب‏

● عید خلافت و ولایت‏

روی زیاد بن محمد قال: دخلت علی ابی‏عبدالله (علیه السّلام) فقلت: للمسلمین عید غیر یوم الجمعهٔ والفطر والاضحی؟ قال: نعم، الیوم الذی نصب فیه رسول‏الله (صلی الله علیه و آله و سلّم) امیرالمؤمنین (علیه السّلام) (مصباح المتهجد: ۷۳۶) زیاد بن محمد گوید: بر امام صادق (علیه السّلام) وارد شدم و گفتم: آیا مسلمانان عیدی غیر از عید قربان و عید فطر و جمعه دارند؟ امام (علیه السّلام) فرمود: آری، روزی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) امیرمؤمنان (علیه السّلام) را (به خلافت و ولایت) منصوب کرد.

● برترین عید امت‏

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلّم): یوم غدیر خم افضل اعیاد امتی و هو الیوم الذی امرنی الله تعالی ذکره فیه بنصب اخی علی بن ابی‏طالب علما لامتی، یهتدون به من بعدی و هو الیوم الذی اکمل الله فیه الدین و اتم علی امتی فیه النعمهٔ و رضی لهم الاسلام دینا (امالی صدوق: ۱۲۵، ح ۸) رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: روز غدیر خم برترین عیدهای امت من است و آن روزی است که خداوند بزرگ دستور داد; آن روز برادرم علی بن ابی‏طالب را به عنوان پرچمدار (و فرمانده) امتم منصوب کنم، تا بعد از من مردم توسط او هدایت شوند، و آن روزی است که خداوند در آن روز دین را تکمیل و نعمت را بر امت من تمام کرد و اسلام را به عنوان دین برای آنان پسندید.

● عید بزرگ خدا

عن الصادق (علیه السّلام) قال: هو عید الله الاکبر،و ما بعث الله نبیا الا و تعید فی هذا الیوم و عرف حرمته و اسمه فی السماء یوم العهد المعهود و فی الارض یوم المیثاق الماخوذ و الجمع المشهود (وسائل الشیعه، ۲۲۴:۵، ح ۱) امام صادق (علیه السّلام) فرمود: روز غدیر خم عید بزرگ خداست، خدا پیامبری مبعوث نکرده، مگر اینکه این روز را عید گرفته و عظمت آن را شناخته و نام این روز در آسمان، روز عهد و پیمان و در زمین، روز پیمان محکم و حضور همگانی است.

● عید ولایت‏

قیل لابی‏عبدالله (علیه السّلام): للمؤمنین من الاعیاد غیر العیدین و الجمعهٔ؟ قال: نعم لهم ما هو اعظم من هذا، یوم اقیم امیرالمؤمنین (علیه السّلام) فعقد له رسول الله الولایهٔ فی‏اعناق الرجال والنساء بغدیر خم (وسائل الشیعه، ۳۲۵:۷، ح ۵) به امام صادق (علیه السّلام) گفته شد: آیا مؤمنان غیر از عید فطر و قربان و جمعه عید دیگری دارند؟ فرمود: آری، آنان عید بزرگتر از اینها هم دارند و آن روزی است که امیرالمؤمنین (علیه السّلام) در غدیر خم بالا برده شد و رسول خدا مساله ولایت را بر گردن زنان و مردان قرار داد.

● روز تجدید بیعت‏

عن عمار بن حریز قال دخلت علی ابی‏عبدالله (علیه السّلام) فی یوم الثامن عشر من ذی الحجهٔ فوجدته صائما فقال لی: هذا یوم عظیم عظم الله حرمته علی المؤمنین و اکمل لهم فیه الدین و تمم علیهم النعمهٔ و جدد لهم ما اخذ علیهم من العهد والمیثاق ( مصباح المتهجد: ۷۳۷) عمار بن حریز گوید: روز هجدهم ماه ذیحجه خدمت امام صادق (علیه السّلام) رسیدم و آن حضرت را روزه یافتم. امام به من فرمود: امروز، روز بزرگی است، خداوند به آن عظمت داده و آن روز دین مؤمنان را کامل ساخت و نعمت را بر آنان تمام نمود و عهد و پیمان قبلی را تجدید کرد.

● عید آسمانی‏

قال الرضا (علیه السّلام): حدثنی ابی، عن ابیه (علیه السّلام) قال: ان یوم الغدیر فی السماء اشهر منه فی الارض (مصباح المتهجد: ۷۳۷) امام رضا (علیه السّلام) فرمود: پدرم به نقل از پدرش (امام صادق) (علیه السّلام) نقل کرد که فرمود: روز غدیر در آسمان مشهورتر از زمین است.

● عید بی‏نظیر

قال علی (علیه السّلام): ان هذا یوم عظیم الشان، فیه وقع الفرج، و رفعت الدرج و وضحت الحجج و هو یوم الایضاح و الافصاح من المقام الصراح، ویوم کمال الدین و یوم العهد المعهود... (بحارالانوار، ۹۷: ۱۱۶) علی (علیه السّلام) فرمود: امروز (عید غدیر) روز بس بزرگی است. در این روز گشایش رسیده و منزلت (کسانی که شایسته آن بودند) بلندی گرفت و برهان‏های خدا روشن شد و از مقام پاک با صراحت سخن گفته شد و امروز روز کامل شدن دین و روز عهد و پیمان است.

● عید پربرکت‏

عن الصادق (علیه السّلام): والله لو عرف الناس فضل هذا الیوم بحقیقته لصافحتهم الملائکهٔ فی کل یوم عشر مرات... وما اعطی الله لمن عرفه ما لایحصی بعدد (مصباح المتهجد: ۷۳۸) امام صادق (علیه السّلام) فرمود: به خدا قسم اگر مردم فضیلت واقعی «روز غدیر» را می‏شناختند، فرشتگان روزی ده بار با آنان مصافحه می‏کردند و بخششهای خدا به کسی که آن روز را شناخته، قابل شمارش نیست.

● عید فروزان‏

قال ابوعبدالله (علیه السّلام):... و یوم غدیر بین الفطر والاضحی‏و یوم الجمعهٔ کالقمر بین الکواکب (اقبال سید بن طاووس: ۴۶۶) امام صادق (علیه السّلام) فرمود:... روز غدیر خم در میان روزهای عید فطر و قربان و جمعه همانند ماه در میان ستارگان است.

● یکی از چهار عید الهی‏

قال ابوعبدالله (علیه السّلام): اذا کان یوم القیامهٔ زفت اربعهٔ ایام الی الله عز وجل کما تزف العروس الی خدرها: یوم الفطر و یوم الاضحی و یوم الجمعهٔ و یوم غدیر خم (اقبال سید بن طاووس: ۴۶۶) امام صادق (علیه السّلام) فرمود: هنگامی که روز قیامت برپا شود چهار روز بسرعت بسوی خدا می‏شتابند همانطور که عروس به حجله‏اش بسرعت می‏رود. آن روزها عبارتند از: روز عید فطر و قربان و جمعه و روز غدیر خم.

منبع :http://www.ketabkhani.com



 نگاشته شده توسط ru siyah در پنج شنبه 19 آبان 1390  ساعت 7:38 AM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :2
  •    
  • 1  
  • 2  

POWERED BY RASEKHOON.NET